تصویر: یتیمان دلاورمرد مسجد جامع زاهدان

تصویر: یتیمان دلاورمرد مسجد جامع زاهدان
همسر و 2 فرزند شهيدمحمد گلدوي فردي كه با ازخودگذشتگي مانع ورود عامل انتحار به مسجد جامع زاهدان شد و جان دهها نفر را نجات داد.اگر این از خود گذشتگی نبود ، تعداد شهدای اقدام تروریستی مسجد بسیار بیشتر می شد. تروریست انتحاری ، بعد از ممانعت توسط این شهید ، بمب را بیرون مسجد منفجر کرد و شهادت این مرد بزرگ را رقم زد. روحش شاد و قرین رحمت الهی.
 

فتوای رهبرانقلاب درباره التزام به ولایت فقیه

فتوای رهبرانقلاب درباره التزام به ولایت فقیه
رهبر معظم انقلاب اسلامي در پاسخ به استفتاء جديدي درباره چگونگي التزام به ولايت فقيه فرمودند: همين‌كه از دستورات حكومتي ولي امر مسلمين اطاعت شود، نشانگر التزام كامل به آن است.

به گزارش ايسنا در اين استفتاء آمده است:

خواهشمند است در خصوص«التزام به ولايت فقيه» توضيح دهيد؛ به عبارت ديگر چگونه بايد عمل نماييم تا بدانيم که به جانشين بر حق آقا امام زمان (عج) اعتقاد و التزام كامل داريم؟

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي فرموده‌اند: ولايت فقيه به معناى حاكميت مجتهد جامع‌الشرايط در عصر غيبت است و شعبه‌اى است از ولايت ائمه اطهار (عليهم السلام) كه همان ولايت رسول الله (صلى الله عليه وآله) مى‌باشد و همين كه از دستورات حكومتى ولى امر مسلمين اطاعت كنيد نشانگر التزام كامل به آن است.

مجلس آب منطقه‌ای از تهران را «آلوده» تشخیص داد

مجلس آب منطقه‌ای از تهران را «آلوده» تشخیص داد
پنج نماینده مجلس نیز مسئول بررسی وضعیت آب تهران شدند.
با افزایش اظهارات در مورد احتمال آلودگی آب تهران، کمیته‌ای در مجلس شورای اسلامی برای بررسی وضعیت آب آشامیدنی تهران تشکیل شد و کمیسیون بهداشت مجلس نیز «آب منطقه‌ای از تهران را آلوده اعلام کرد.»

به گزارش «فردا»، کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی در جلسه روز سه‌شنبه 29 تیر 89 خود کمیته‌ای را با حضور پنج نماینده مجلس و نمایندگان وزارت نیرو و وزارت بهداشت برای بررسی وضعیت آب تهران تشکیل داد.

این در حالی است که موضوع احتمال آلودگی آب تهران در جلسه این کمیسیون مطرح شد و آب منطقه‌ای از جنوب شهر تهران را «آلوده» اعلام کرد.

خبرگزاری فارس که این خبر را منعکس کرده، نامی از این منطقه نبرده است.

سيد عليرضا مرندی نماينده تهران و وزیر سابق بهداشت، سيامک مره‌صدق نماينده كليميان، انوشيروان محسني‌بندپی نماينده بندپی، حسن تأمينی نماينده رشت و حسين‌علی شهرياري نماينده زاهدان اعضاي كميته مذكور از سوي كميسيون بهداشت و درمان مجلس را تشكيل مي‌دهند.

تشکیل این کمیته در پی هشدار وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به زنان باردار و شیرده و کودکان زیر دوسال برای عدم استفاده از آب آشامیدنی تهران بود.

به گفته خانم مرضیه وحید دستجردی، میزان نیترات آب تهران از حد مجاز بالاتر است ولی این آب برای مردم به جز گروهی که به آنان هشدار داده، خطرناک نیست؛ گرچه وزیر نیرو به طور کلی آلودگی آب تهران را رد می‌کند.

نيترات نوعی ماده شيميايی است که از ترکيب نيتروژن و اکسيژن به وجود می‌‌آيد و در آب ترکيب مي‌شود و اندازه آن نبايد بيش از حد مجاز باشد. آب دارای نیترات بالا، در دستگاه گردش خون کودکان تاثیر می‌گذارد و سلامت آن‌ها را به خطر می‌اندازد.

این اولین بار است که وزیر بهداشت، رسما آلودگی آب تهران را تائید کرده بود.

پیش از این، وی در اردیبهشت ماه گفته بود با وزیر نیرو جلسه‌ای داشته که قرار شده وزیر نیرو، گزارش کاملی در رابطه با وضعیت آب تهران ارائه کند.

گرچه هنوز هیچ گزارش رسمی در رسانه‌ها از سوی وزیر نیرو منتشر نشده است، اما اظهار نظرات مختلف و گزارش‌های متفاوت به آلودگی آب تهران اشاره دارند و خود وزیر نیرو نیز پس از سخنان وزیر بهداشت، تلویحا سخنان وی را رد کرد.

ساماندهی شبکه فاضلاب و تامین و تهیه آب آشامیدنی کشور بر عهده وزارت نیرو است که وزارت بهداشت نیز بر آن نظارت دارد.

این در حالی است که پیش از این، مشاور محمد باقر قالیباف، شهردار تهران از احتمال آلودگی آب آشامیدنی پایتخت سخن گفته بود و خواستار توضیح رسمی مسئولان شد.

هادی حیدرزاده، مشاور زیست محیطی شهردار تهران گفته بود که منابع زیرزمینی آب تهران به علت نبود شبکه فاضلاب شهری در این کلان‌شهر آلوده شده و تهران در زمینه مدیریت شبکه فاضلاب در میان کلان‌ شهرهای دنیا، جزو 10 شهر آخر جهان به شمار می‌آید.

وی، استفاده از این منابع برای تامین آب آشامیدنی تهران را «امری ناگریز» دانسته بود که با «پرهیز مدیران و مسئولان» از بررسی آلودگی آب تهران همراه است.

محمدباقر صدوق، مدیرکل محیط‌زیست استان تهران اواخر سال گذشته هشدار داد که آب آشامیدنی مناطق جنوب و جنوب شرقی تهران که از آب‌های زیرزمینی تامین می‌شود، دارای درصد بالایی از نیترات است که سلامت مردم این مناطق را تهدید می‌کند.

به گفته وی، پس از تهران، شهرهای مشهد و اراک بیشترین درصد نیترات موجود در آب آشامیدنی را دارد.

از طرفی رئیس مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت گفته است که شرکت مهندسی آب و فاضلاب تهران و کشور، برنامه‌ای 20 ماهه برای از رده خارج کردن چاه‌های آلوده که بخشی از آب آشامیدنی تهران را تامین می‌کنند، درنظر گرفته است.

کاظم ندافی گفت که 35 درصد از آب تهران توسط آب‌های زیرزمینی و چاه‌ها و 65 درصد از طریق آب‌های سطحی تامین می‌شود.

به گفته وی، بیش از 85 درصد آب چا‌ه‌های تهران کیفیت خوبی دارند و قرار است از آب سد مالمو برای جایگزینی آب چاه‌های آلوده استفاده شود.

در عین حال، استاندار تهران گفته بود هرکس در مورد آلودگی آب تهران مطلبی بگوید، تحت پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت.

عکس: سیب درون سرخ ایرانی

عکس: سیب درون سرخ ایرانی
شاهرود ـ خبرگزاری مهر: در روستایی در 70 کیلومتری شاهرود گونه ای سیب وجود دارد که از گروه سیب های تابستانی و در اندازه سیب گلاب است. درون این سیب کاملا قرمز است و مزه ای ترش دارد و بیشتر برای تهیه خوراک از آن استفاده می شود.























رئیس مجلس به جای رئیس‌جمهور قانون ابلاغ کرد

رئیس مجلس به جای رئیس‌جمهور قانون ابلاغ کرد
علی لاریجانی قانونی را ابلاغ کرده رئیس‌جمهور مکلف به ابلاغ آن بوده است؛ کمک دو میلیارد دلاری به مترو.
رئیس مجلس شورای اسلامی به جای رئیس‌جمهور اسلامی ایران، قانون اختصاص دو میلیارد دلار برای کمک به مترو را ابلاغ کرد.

به گزارش «فردا»، محمدابراهیم نکونام، رئیس کمیسیون اصل نود قانون اساسی این خبر را اعلام کرد و دلیل آن را «عدم ابلاغ آن از سوی احمدی‌نژاد» عنوان کرد.

آقای نکونام می‌گوید قانونی که تصویب شده است قانون است و کسی حق عدم اجرای آن را ندارد.
پیش‌تر، مشابه این اظهارات را علی لاریجانی، احمد توکلی و چند نماینده دیگر مجلس نیز صورت داده بودند و از آنچه که «عدم اجرای قانون بوسیله دولت» خوانده‌اند، انتقاد کردند.

لاریجانی و توکلی، اقدامات دولت هم‌چون عدم ابلاغ قوانین را به «گردن‌کشی» تشبیه کردند که نباید رسم شود و برای دفاع از شان مجلس، مقابل آن می‌ایستند. لاریجانی، عدم اجرای قانون را تقبیح کرده بود و گفته بود این کار، «ظلم به مردم است.»

این در حالی است که محمود احمدی‌نژاد معتقد است دولت وی، «قانون‌مندترین دولت تاریخ ایران» است.

به گفته نکونام، علی لاریجانی قانون کمک به مترو را برای درج در روزنامه رسمی ابلاغ کرده و روال اجرایی آن در حال طی شدن است؛ روندی که رئیس‌جمهور مکلف به اجرای آن بوده ولی قانون را ابلاغ نکرد.

پیش از این، برخی نمایندگان مجلس از جمله علی‌اکبر اولیا و کاظم دل‌خوش گفته بودند اگر این قانون بوسیله دولت ابلاغ نشود، مجلس بصورت «ویژه» پیگیری خواهد کرد تا دولت به قانون عمل کند.

قانون ابلاغ شده بوسیله لاریجانی؛ قانون مصوب مجلس شورای اسلامی و مجمع تشخیص مصلحت نظام دارد که دولت را موظف کرد مبلغ یک میلیارد دلار جهت تامین تجهیزات و احداث خطوط راه‌آهن شهری تهران و حومه، مبلغ هفتصد میلیون دلار برای سایر کلانشهرها و مبلغ سيصد ميليون دلار جهت اجرايي كردن طرح‌هاي جامع حمل و نقل و ترافيك ساير شهرها را تا پایان سال 1389 از محل حساب ذخیره ارزی یا هر عنوان دیگر به صورت تسیهلات در اختیار شهرداری تهران و یا دیگر شهرداری‌های مربوطه قرار دهد.

احمدی‌نژاد این قانون را «خلاف قانون اساسی» دانسته بود، گرچه مجمع تشخیص مصلحت نظام آن را تصویب کرده و آیت‌الله جنتی، دبیر شورای نگهبان نیز نظر رئیس‌جمهور را رد کرده است.

در حال حاضر بخشی از بودجه مترو از طرف دولت و بخشی نیز از طرف شهرداری پرداخت می شود و آنطور که گزارش شده دولت سهم خود را نداده است.

گرچه شهرداری تهران تمام تلاش خود را برای حل مشکلات مترو و جلب کمک دولت انجام داده است؛ گزارشها نشان می دهد که متروی تهران برای هزینه های جاری روزانه با مشکل مواجه شده است چه برسد به پول برای توسعه مترو و خرید واگن برای حمل مسافر.

اختلافات شهرداری تهران با دولت بر سر مترو گرچه تازه نیست ولی از سال 1384 با ورود شهردار سابق تهران به پاستور و استقرار قالیباف در خیابان بهشت وارد مرحله‌ی تازه‌ای شد. این اختلافات با تلاش رئیس‌جمهور جهت تصدی مدیریت مترو تشدید شد.

احمدی‌نژاد، شامگاه چهارشنبه بیستم آبان در یک برنامه تلویزیونی گفت من تصمیم گرفته ام مدیریت مترو را به دولت برگردانم... دولت خود مدیریت مترو را بر عهده می گیرد، بودجه اش را می گذارد و می سازد و قیمت آن نیز تا ده، پانزده سال بالا نخواهد بود و به سرعت هم آن را تمام خواهد کرد. من حتما این تصمیم را گرفته ام و حتما مدیر تعیین می کنم.

این ایده رئیس‌جمهور، واکنش گسترده و انتقادات جمعی از نمایندگان ارشد مجلس شورای اسلامی را برانگیخت.

این در حالی است که محمد باقر قالیباف، شهردار تهران معتقد است روند ساخت و ساز مترو در دوران وی تسریع یافته و مشکل مترو، عدم پرداخت به موعد سهم دولت است.

رئیس مجلس به جای رئیس‌جمهور قانون ابلاغ کرد

رئیس مجلس به جای رئیس‌جمهور قانون ابلاغ کرد
علی لاریجانی قانونی را ابلاغ کرده رئیس‌جمهور مکلف به ابلاغ آن بوده است؛ کمک دو میلیارد دلاری به مترو.
رئیس مجلس شورای اسلامی به جای رئیس‌جمهور اسلامی ایران، قانون اختصاص دو میلیارد دلار برای کمک به مترو را ابلاغ کرد.

به گزارش «فردا»، محمدابراهیم نکونام، رئیس کمیسیون اصل نود قانون اساسی این خبر را اعلام کرد و دلیل آن را «عدم ابلاغ آن از سوی احمدی‌نژاد» عنوان کرد.

آقای نکونام می‌گوید قانونی که تصویب شده است قانون است و کسی حق عدم اجرای آن را ندارد.
پیش‌تر، مشابه این اظهارات را علی لاریجانی، احمد توکلی و چند نماینده دیگر مجلس نیز صورت داده بودند و از آنچه که «عدم اجرای قانون بوسیله دولت» خوانده‌اند، انتقاد کردند.

لاریجانی و توکلی، اقدامات دولت هم‌چون عدم ابلاغ قوانین را به «گردن‌کشی» تشبیه کردند که نباید رسم شود و برای دفاع از شان مجلس، مقابل آن می‌ایستند. لاریجانی، عدم اجرای قانون را تقبیح کرده بود و گفته بود این کار، «ظلم به مردم است.»

این در حالی است که محمود احمدی‌نژاد معتقد است دولت وی، «قانون‌مندترین دولت تاریخ ایران» است.

به گفته نکونام، علی لاریجانی قانون کمک به مترو را برای درج در روزنامه رسمی ابلاغ کرده و روال اجرایی آن در حال طی شدن است؛ روندی که رئیس‌جمهور مکلف به اجرای آن بوده ولی قانون را ابلاغ نکرد.

پیش از این، برخی نمایندگان مجلس از جمله علی‌اکبر اولیا و کاظم دل‌خوش گفته بودند اگر این قانون بوسیله دولت ابلاغ نشود، مجلس بصورت «ویژه» پیگیری خواهد کرد تا دولت به قانون عمل کند.

قانون ابلاغ شده بوسیله لاریجانی؛ قانون مصوب مجلس شورای اسلامی و مجمع تشخیص مصلحت نظام دارد که دولت را موظف کرد مبلغ یک میلیارد دلار جهت تامین تجهیزات و احداث خطوط راه‌آهن شهری تهران و حومه، مبلغ هفتصد میلیون دلار برای سایر کلانشهرها و مبلغ سيصد ميليون دلار جهت اجرايي كردن طرح‌هاي جامع حمل و نقل و ترافيك ساير شهرها را تا پایان سال 1389 از محل حساب ذخیره ارزی یا هر عنوان دیگر به صورت تسیهلات در اختیار شهرداری تهران و یا دیگر شهرداری‌های مربوطه قرار دهد.

احمدی‌نژاد این قانون را «خلاف قانون اساسی» دانسته بود، گرچه مجمع تشخیص مصلحت نظام آن را تصویب کرده و آیت‌الله جنتی، دبیر شورای نگهبان نیز نظر رئیس‌جمهور را رد کرده است.

در حال حاضر بخشی از بودجه مترو از طرف دولت و بخشی نیز از طرف شهرداری پرداخت می شود و آنطور که گزارش شده دولت سهم خود را نداده است.

گرچه شهرداری تهران تمام تلاش خود را برای حل مشکلات مترو و جلب کمک دولت انجام داده است؛ گزارشها نشان می دهد که متروی تهران برای هزینه های جاری روزانه با مشکل مواجه شده است چه برسد به پول برای توسعه مترو و خرید واگن برای حمل مسافر.

اختلافات شهرداری تهران با دولت بر سر مترو گرچه تازه نیست ولی از سال 1384 با ورود شهردار سابق تهران به پاستور و استقرار قالیباف در خیابان بهشت وارد مرحله‌ی تازه‌ای شد. این اختلافات با تلاش رئیس‌جمهور جهت تصدی مدیریت مترو تشدید شد.

احمدی‌نژاد، شامگاه چهارشنبه بیستم آبان در یک برنامه تلویزیونی گفت من تصمیم گرفته ام مدیریت مترو را به دولت برگردانم... دولت خود مدیریت مترو را بر عهده می گیرد، بودجه اش را می گذارد و می سازد و قیمت آن نیز تا ده، پانزده سال بالا نخواهد بود و به سرعت هم آن را تمام خواهد کرد. من حتما این تصمیم را گرفته ام و حتما مدیر تعیین می کنم.

این ایده رئیس‌جمهور، واکنش گسترده و انتقادات جمعی از نمایندگان ارشد مجلس شورای اسلامی را برانگیخت.

این در حالی است که محمد باقر قالیباف، شهردار تهران معتقد است روند ساخت و ساز مترو در دوران وی تسریع یافته و مشکل مترو، عدم پرداخت به موعد سهم دولت است.

فائزه هاشمی: پدرم به شدت نگرانند

کد مطلب : 52200 29 تير 1389 ساعت 11:29


فائزه هاشمی گفت: به‌نظر می‌رسد که عدالت آن‌گونه که باید اجرا نشده است و قوانین آن‌گونه که باید پیاده نشده است بسیاری از اصول قانون اساسی ما الان معطل است و اصلا اجرا نمی‌شود و زمانی که قانون اجرا نشود طبیعتا ظلم را به دنبال دارد حالا بعضی‌ها معتقدند این گروه دارند به آن گروه ظلم می‌کنند، بعضی‌ها معتقدند برعکس آن گروه دارد به این گروه ظلم می‌کند. من هم چون خودم یک طرف دعوا محسوب می‌شوم طبیعتا هر حرفی‌بزنم از طرف گروه مخالف تلقی می‌شود که دارند از گروه خودشان دفاع می‌کنند یا فرافکنی می‌کنند.

فائزه هاشمی رفسنجانی در گفت‌و گو با سایت‌ دی‌پرس به پرسش‌هایی در مورد حوادث بعد از انتخابات و وضعیت جامعه پاسخ داده است که به‌شرح زیر است:

خانم هاشمی، حدود 30 سال از نظام جمهوری اسلامی می‌گذرد که به با هدف تحقق برخی آرمان‌ها از جمله آزادی، عدالت و تحقق اراده مردم بر سرنوشت خود پایه ریزی شده بود در یک سال گذشته مسائلی در کشور رخ داد که به تعبیر برخی بزرگان ظلم‌هایی به شخصیت‌ها شده است چه با گفتار و چه با نوشتار، خواستیم ببینیم اگر اراده‌ای باشد برای اینکه ظلم‌هایی که شده، جبران شود از چه طریقی باید جبران شود آیا فکر می‌کنید اصلا ظلمی شده است؟

ما به‌طور خاص در مورد این یک سال صحبت می‌کنیم. اینکه ظلم شده من فکر می‌کنم برای خود من که بله. به‌نظر می‌رسد که عدالت آن‌گونه که باید اجرا نشده است و قوانین آن‌گونه که باید پیاده نشده است بسیاری از اصول قانون اساسی ما الان معطل است و اصلا اجرا نمی‌شود و زمانی که قانون اجرا نشود طبیعتا ظلم را به دنبال دارد حالا بعضی‌ها معتقدند این گروه دارند به آن گروه ظلم می‌کنند، بعضی‌ها معتقدند برعکس آن گروه دارد به این گروه ظلم می‌کند. من هم چون خودم یک طرف دعوا محسوب می‌شوم طبیعتا هر حرفی‌بزنم از طرف گروه مخالف تلقی می‌شود که دارند از گروه خودشان دفاع می‌کنند یا فرافکنی می‌کنند.

بنابراین من فکر می‌کنم که باز خود قانون و خود قوه قضاییه مهمترین محک برای اینکه واقعا ظلم شده یا نشده است، می‌باشد و اگر ظلم شده چه فرد یا گروهی به دیگری ظلم کرده و مهمترین وسیله جبرانش هم باز همین قانون و قوه قضاییه است که براساس یک‌سری استانداردها که براساس خود قانون باید باشد - یعنی خود قانون بهترین راه‌حل است- ارزیابی شود و این ظلم جبران شود.

وقتی عملکرد طوری می‌شود که مثلا من نمی‌توانم چیزهای که صداوسیما به عنوان رسانه می‌گوید باور کنم و تا از یک جای دیگر تاییدیه نگیرم، برایم قابل باور نیست. خب این شک و تردید از کجا آمده است این به عملکرد این رسانه‌ها یا این دستگاه‌ها بر می‌گردد.

اینها به نظر من فقط یک جور فرافکنی است، چون من شخصا چندین بار دادگاه رفتم، زندان رفتم ولی ازهمه دادگاه هایی که رفتم تبرئه شدم و بیرون آمدم، اگر مصون هستم پس چرا پایم به دادگاه باز شده است؟ این پیگردها از همان روزنامه زن شروع شد و ادامه پیدا کرد و طی یکسال گذشته رفتارهایی که با ما می شود نشان دهنده این نیست که مصونیتی بر ما وجود دارد نمی شود من مصون باشم و این همه تهمت و دروغ و افترا وجود داشته باشد. نمی شود من مصون باشم و شکایت من یک دانه اش هم رسیدگی نشود. اگر اینها را در کنار همدیگر قرار بدهیم می بینیم که این حرف هایی که زده می شود واقعیت ندارد ولی ما از آن طرف می بینیم که متاسفانه یک گروهی که شاید گروه کمی نباشند با زور و با استفاده از جایگاه هایی که پیدا کردند با تهمت و افتراء و با هرگونه کار خلاف به اهدافشان می رسند. این موارد باید بررسی شود.

خانم هاشمی در آستانه هر حادثه ای که در کشور اتفاق می افتد یک سالگرد برایش در نظر می گیرند ما در آستانه سالگرد نماز جمعه  آقای هاشمی هستیم ایشان نماز جمعه های تاریخی زیادی اقامه کرده اند ولی نماز جمعه 26 تیر بیشتر مورد توجه قرار گرفت آقای هاشمی کسی که به قول معروف از اول انقلاب در نماز جمعه بود اکنون یک سال است حضور پیدا نمی کند تاکنون از سوی خود ایشان هم جواب روشنی به این قضیه داده نشده است آیا واقعا آقای هاشمی از حضور در نماز جمعه قهر کرده است یا فشارهایی است که ایشان نماز جمعه را اقامه نکنند؟

نه قهر است و نه فشار تا آنجایی که می‌دانم تا قبل ازعید مرتب برای نمازجمعه به ایشان زنگ زده شد که مثلاً شما می‌روید این هفته برای نماز و ایشان می‌گفتند نه، نمی‌روم. این جور هم نبود که آنها فشار بیاورند که ایشان نمازجمعه نروند؛ فکر می‌کنم خودشان هم یکی- دوبار علت این موضوع را گفته است. چون آن روز (نماز جمعه26 تیر) مردم خیلی آسیب دیدند، من شنیدم ایشان می‌گفتند چون اگر مجددا به نماز جمعه بروم همین اتفاق دوباره تکرار می‌شود و مردم آسیب می‌بینند من حاضر نیستم به نماز جمعه بروم.

بعد از عید هم به ایشان برای حضور در نماز جمعه زنگ می‌زدند؟

شاید الان زنگ بزنند ولی من در جریان نباشم تا جایی که من در جریان بودم مرتب هر دفعه برای نماز جمعه با ایشان تماس گرفته می‌شد که آقای هاشمی زیربار نمی‌رفت.

این روزهای آقای هاشمی چطور می‌گذرد؟

از خودشان بپرسید من در مورد ایشان ترجیح می‌دهم که حرفی نزنم چون به هر حال ایشان خودشان می‌دانند چه چیزی را بگویند و چه چیزی را نگویند.

شما به عنوان کسی که از نزدیک شاهد هستید، وقتی می‌آیند منزل یا با ایشان صحبت می‌کنید در چهره ایشان چه می‌بینید؟

نگران هستند ایشان، به شدت نگران آینده مملکت هستند.

یعنی کاری نمی‌کنند؟

خب در هر حال ایشان با سیاست خودشان کار می‌کنند و هر سیاست‌مداری روش خاص خودش را دارد.

در مورد مسائل اخیر که در مورد عفاف و حجاب مطرح شده است نظرتان چیست؟

در مورد حجاب البته من اشاره‌ای به صحبت‌های آقای احمدی‌نژاد ندارم؛ ولی اکنون 30 سال از انقلاب گذشته است یعنی اگر ما بیاییم یک ارزیابی داشته باشیم که از 30 سال پیش که حجاب اجباری شد و بعد هم هر‌ازگاهی هر سال برخوردهایی کردیم و حالا در یک دوره‌هایی قوی‌تر می‌شود و در یک دوره‌هایی ضعیف‌تر، خب نتیجه‌اش چه بوده؟ اگر نتیجه‌بخش بود که الان نباید این معضل وجود می‌داشت و دوباره نیاز نبود که این کارها انجام شود. من فکر می‌کنم اگر یک ارزیابی روی این قضیه داشته باشند بهتر است چون ما بی‌حجابی پنهان زیاد داریم. این که واقعا خانواده‌‌ها چقدر پای‌بند هستند و بعد بیاییم عوامل آن را ریشه‌ای مورد بررسی قرار دهیم که چه شده که به این جا کشیده آن وقت می‌توانیم ببینیم واقعا این ضرورت دارد یا نه من خودم این کارها را تاثیر بخش نمی‌دانم بلکه برعکس به نظر من نتیجه معکوس می‌دهد.

من یک سوال خصوصی دارم از شما اگر خواستید جواب دهید و اگر نخواستید جواب ندهید! این جایی که ما الان داریم مصاحبه می‌کنیم کجاست؟

فدراسیون اسلامی ورزشی زنان.

منبع درآمدی‌تان هم از همین جا تامین می‌شود؟

نه، من اصلا اینجا حقوق نمی‌گیرم. من از همان سال اولی که وارد فعالیت‌های اجتماعی شدم اصلا در المپیک نایب رئیس بودم. من هیچ‌وقت مسئولیت‌های آنچنانی نداشتم، تنها حقوقی که من گرفتم دوره 4ساله مجلس‌ام بود.

اینجا زیرمجموعه سازمان تربیت بدنی است؟

نخیر. المپیک، زیرمجموعه المپیک است.

خانم هاشمی شما گفتید منبع درآمد شما اینجا نیست درآمد شما از چه طریقی است؟ می‌گویند که شما خیلی پولدار هستید؟

بی‌خود می‌گویند. خب من هم یک زن معمولی هستم که همسر دارم و همسرم من را تامین می‌کند و من خودم درآمدی ندارم.

یعنی شما از همسرتان کسب درآمد می‌کنید؟

بله، ایشان هم دکتر روانپزشک هستند و مثل هر خانواده دیگری من هم از همان جا تامین می‌شوم. این پول‌‌هایی که می‌گویند هیچ کدام واقعیت ندارد و من در روزنامه بهار همه را انکار کردم، همه‌جوره همه دروغ است.

زندگینامه دکتر محمدباقر قالیباف

زندگینامه دکتر محمدباقر قالیباف
زندگینامه دکتر محمدباقر قالیباف برگرفته از سایت شخصی ایشان

در سال 1340 در طرقبه به دنیا آمدم. روز اول شهریور. طرقبه شهر کوچکی است و ییلاق مشهد محسوب می‌شود. پول‌دار نبودیم. زندگی‌مان معمولی بود و چرخ آن بی هل‌دادن نمی‌چرخید. من بچه بودم. درآمدی نداشتم. اما هر وقت می‌توانستم کار کوچکی کنم و درآمد اندکی به دست بیاورم که کمک پدر و خانواده باشد این کار را می‌کردم.

روابط ما در خانواده‌مان روابط گرمی بود. همدیگر را دوست داشتیم و دوست داریم. چیز عجیبی هم نیست. مردم ایران معمولا همین‌طوراند. پدرم محور خانواده است. انسجام و پیوستگی خانه با او بود. در کنار او محبت میان باقی اعضای خانواده معنا پیدا می‌کرد.
شانزده ساله که بودم، سال 1356، اوج بی‌قراریم بود. پر از انرژی بودم. عجیب بود. کشور هم انگار تازه شانزده سالش شده باشد، همین حال را داشت. پر از انرژی شده بود و از وضع موجود ناراضی بود. آرمان‌های امام این امکان را فراهم می‌کرد.
امام می‌خواست مردم اسلام را بشناسند و عمل کنند. می‌خواست مردم آقای خودشان و بنده‌ی خدا باشند.
ما با امام نفس می‌کشیدیم و هر چه دستمان می‌رسید، هر چه که به انقلاب مربوط بود، می‌خواندیم. از یک سو تشنه‌ی خواندن و دانستن بودیم و از سوی دیگر، تشنه‌ی حرکت و عمل.
کتاب می‌خواندیم، اعلامیه می‌خواندیم، پای سخن‌رانی و منبر می‌رفتیم؛ مسجد کرامت، امام حسن مجتبی و موسی‌الرضا. منبر شهید هاشمی نژاد، شهید کامیاب، شهید دیالمه، آیت‌الله خامنه‌ای، حاج آقا قادری و شیخ علی تهرانی شده بود پاتوق‌مان.
همان‌قدر هم کار می‌کردیم و دنبال کار بودیم. دوست نداشتیم کنار بنشینیم و فقط حرف بزنیم. امروز دیگر همه‌ی این مجالس قابل تأیید نیستند اما آن روزها همه‌ی این‌ها مجلس مذهبی به حساب می‌آمدند. مثلاً پایگاه اصلی حجتیه هم مشهد بود. مردم وقتی فاصله‌شان با انقلاب روشن شد، ازشان جدا شدند.
 
همان سال در اوج خفقان با چند تا از هم‌مدرسه‌ای‌هام انجمن اسلامی دانش‌آموزان را راه انداختیم. این انجمن هسته‌ی اولیه‌ی انجمن اسلامی دانش‌آموزان خراسان و بعد کشور شد. یادشان به خیر، فاضل‌الحسینی و جامی که آن روزها از فعالان بودند شهید شدند.
انقلاب تازه پیروز شده بود، ضد انقلاب از چپ و راست و کمونیست و سلطنت‌طلب در مخالفت با انقلاب به یک نقطه‌ى توافق رسیده بودند؛ می‌خواستند مردم را از کارشان پشیمان کنند، شروع کرده بودند به ترور و خراب‌کاری.
مثلا مى‌رفتند در همین خیابان امام رضاى مشهد در عطارى یک پیرمرد ساده‌ى شهرستانى نارنجک مى‌انداختند چون پسرش در سپاه بود. مردم هم همه شدند یک صدا. احساس وظیفه مى‌کردند که بروند اسلحه دست گرفتن را یاد بگیرند تا از خودشان و انقلاب و کسانشان دفاع کنند.
اصلا کمیته‌ها و سپاه همین طور به وجود آمد. اسم سپاه را اگر دقت کنید نشان مى‌دهد در چه وضعى بوده است؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى. یعنى انقلاب اسلامى نیاز داشته تا کسانى ازش پاسدارى کنند.
حتى روزى در یک دیدار با امام – گمان کنم دیدار با روزنامه‌نگاران بود – پارچه‌اى نوشته بودند که «واى به روزى که قلم‌ها را زمین بگذاریم و مسلسل دست بگیریم.» که امام صحبتى کرد به این مضمون که خدا کند روزى مسلسل‌ها را هم زمین بگذاریم و آن‌ها هم که به ضرورت تفنگ دست گرفته‌اند قلم به دست بگیرند.
محمود کاوه و ولى‌الله چراغ‌چى و برونسى این‌طورى شد که رفتند پاسدار شدند. همت معلم بود. اگر هم جنگ و ضدانقلاب، هستى انقلاب را به خطر نینداخته بودند همان درسش را مى‌داد. عشق تفنگ که نداشت.
باکری هم شهردار بود. شهردار ارومیه. غلام‌حسین افشردى هم که بعدها شد حسن باقرى، خبرنگار بود. خبرنگار روزنامه‌ى جمهورى اسلامى. کسى که از بزرگ‌ترین طراحان جنگ در قرن بیستم محسوب مى‌شود.
من هم هجده سالگیم در سال پنجاه و هشت بود. مى‌شد راحت بروم خدمت سربازیم را کنم و بروم دنبال درس و زندگیم یا در مغازه‌ى پدرم بایستم و یک لقمه نان حلال گیر بیاورم و بخورم.
خواستم دینم را به انقلاب ادا کنم. رفتم جبهه. این سال‌ها گاهى کسانى طورى برخورد مى‌کنند که انگار بگویند «یا تو یک دیکتاتور نظامى هستى یا باید از دوره‌اى که نظامى بوده‌اى ابراز ندامت کنى.» نه. ندامتى در من نیست. خوش‌حالم که از کشورم و انقلاب مردمم دفاع کردم.
خوش‌حالم که با دیوانه‌ى متجاوزى مثل صدام جنگیدم. خوش‌حالم که با شهدایى که اسم بردم نشستم و برخاستم. ایران که آمریکاى بعد از جنگ ویتنام نیست. ما که متجاوز نبوده‌ایم.
ما مردمى هستیم سرافراز. مردمى که تنها در حد دفاع از خودمان و حتى کم‌تر از آن از سلاح و امکان نظامیمان استفاده کرده‌ایم. من هنوز هم به پاسداریم افتخار می‌کنم.
سال شصت و یک من را کردند فرمان‌ده تیپ امام رضا و یک سال بعد فرمان‌ده لشکر پنج نصر خراسان.
برادرم حسن هم غواص همان لشکر بود. من همان سال ازدواج هم کردم. بیست و دو سالم بود. آن‌ها که به من اعتماد کردند و وظیفه‌ى فرمان‌دهى را به گردن من گذاشتند چه شجاعتى داشتند و من که پذیرفتم هم چه شجاعتى داشتم و ببین که حالا بعضى از ما چه فراموش‌کار شده‌ایم که به مرد سى ساله و چهل ساله اعتماد نمى‌کنیم و کار نمى‌سپریم و مى‌گوییم هنوز جوان است.
برادرم حسن در کربلای چهار شهید شد. جنگ چنین چیزى بود. ما در جنگ داغ دیدیم و رنج کشیدیم و بزرگ شدیم. اگر کسى خیال مى‌کند این که گفته‌اند جنگ برکت بود یعنى ایام به کام بود و همه چیز جفت و جور، در اشتباه است. ما در جنگ برادران تنی‌مان و برادران ایمانی‌مان را از دست دادیم. براى من از دست دادن حسن قالیباف شاید همان قدر سخت بود که از دست دادن ولی‌الله چراغ‌چی.
ولی‌الله چراغ‌چی هم براى من مثل برادر بود. ولی به راهى پا گذاشته بود که همه مى‌دانستیم آخرش فراق این دنیا و سعادت آن دنیا است. او به کام خودش رسید و ما هم باید شکیبایى کنیم تا ببینیم خدا برای‌مان چه خواسته است.
این را که در این هشت سال و بعد از این هشت سال کجا بودم و چه کردم نه مى‌توانم بگویم و نه مى‌توانم بگذرم. گفتنش به خودستایى‌هاى اغراق‌آمیز و سرگیجه‌آور شبیه است و نگفتنش از سویى شبیه گریز و ندامت از گذشته است و از سویى شبیه کفران نعمت. نعمت بودن در شرایطى و در کنار و زیر دست کسانى که این تجربه‌ها را میسر کردند و گذاشتند تا باقر قالیباف جوان بشود آدمى که الان هست.
کوتاه مى‌گویم. بعد از جنگ هم باز مى‌توانستم بروم دنبال همان یک لقمه نان حلال بى‌دغدغه. اما نرفتم. هنوز غرب کشور کاملا امن نبود مدتی ماندم تا امنیت غرب کامل شود. نگذاشته بودیم ایران به چنگ مهاجم وحشى بیفتد اما در همین کش‌مکش او کم ویرانى پدید نیاورده بود.
هر کس خرمشهر را پس از جنگ دیده باشد مى‌داند که از چه ویرانى‌اى صحبت مى‌کنم. باز هم ساختن وظیفه بود. در سال 1373 من را فرمان‌ده قرارگاه سازندگى خاتم‌الانبیا کردند. در این سمت در پروژه‌هایی شرکت داشتم. مثلا راه‌آهن مشهد سرخس، گازرسانی به پنج استان مرکزی و غربی، ساخت سازه‌های عظیم دریایی خلیج‌فارس و نیز سد بزرگ کرخه که یکی از افتخارات مهندسی کشور است.
در همین سال‌ها برایم مسجل بود که بى‌دانستن و بى آموختن نمى‌شود کارها را درست انجام داد. دانشگاه هم دیگر یک وظیفه بود. کار مى‌کردم و درس مى‌خواندم. رفته بودم دانشگاه تهران و کارشناسى ارشد جغرافیاى سیاسى مى‌خواندم. مى‌شد بروم در یک دانشگاه نظامى درس بخوانم. اما ترجیح دادم بروم دانشگاه تهران.
در سال 1376 مقام معظم رهبرى فرمان‌دهى نیروى هوایى سپاه را به عهده‌ام گذاشتند. بدون تخصص که نمی‌شود کاری را پذیرفت. پس از ماه‌ها کار فشرده به فرانسه رفتم و امتحان خلبانى ایرباس را دادم تا مطمئن شوم که این مدرک را هم با تلاش گرفته‌ام نه مثلا با اسم قالیباف یا فرمان‌ده نیرو. هنوز هم خلبان ایران ایر هستم و پرواز می‌کنم.
در نیروى هوایى سپاه سعى کردم خدمت کنم. پیش از من کارهاى بسیارى کرده بودند و لازم بود کارهاى دیگرى هم در ادامه انجام شود. سعى کردم اتفاق‌هاى خوبى در نیرو رخ بدهد. در زمینه‌های ترابری هوایی به دست‌آوردهای خوبی رسیدیم. هم‌زمان در کنکور دکترى هم شرکت کردم و در دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته شدم. عنوان تز دکتریم «بررسی سیر تکوین نهادهای محلی ایران در دوره‌ی معاصر» بود.
در سال 1379، مقام معظم رهبرى فرمان‌دهى نیروى انتظامى را به عهده‌ام گذاشتند. نحوه‌ى حضورم در آن‌جا و نیز تغییراتى که در نیروى انتظامى در آن دوره ایجاد شد نیز نیاز به گفتن ندارد.
مردم خود شاهد بوده‌اند و دیده‌اند. من هم وقتی می‌دیدم پلیس با مردم دوست شده و منزلتی پیدا کرده و مردم اسمم را گذاشته‌اند پلیس مهربان، خوش‌حال می‌شدم. راه‌اندازی پلیس 110 هم در این دوستی بی‌تأثیر نبود. حالا پلیس مجهز و منظم، شایسته‌ی اعتماد مردم بود.
در سال 1380 در همان زمان فرمان‌دهى نیروى انتظامى از تز دکتریم دفاع کردم و دکتریم را گرفتم، بعد از آن کار تدریس در دانشگاه هم به کارهاى دیگرم اضافه شد. این هم غنیمت بزرگى بود. هم در فضاى آکادمیک حضور داشتم و هم با نسل جوان دانش‌جو مستقیم سر و کاری داشتم.
سال 83 آقای خاتمی مرا نماینده‌ی خودش و رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز کرد. می‌شد مثل خیلی‌ها فقط هفته‌ای یک بار جلسه بروم و تمام. دلم نمی‌آمد ولی. دست به کار شدم. در فاصله‌ی اشتغالم در این سمت تا استعفا که زیاد طول نکشید، قاچاق سیگار را تقریبا از بین بردیم.
دادگاه ویژه‌ی جرایم قاچاق کالا و ارز را راه‌اندازی کردیم. پرونده‌های مهمی را در این دادگاه بررسی کردیم؛ فرودگاه پیام، قاچاق خودرو. عاملان چند قاچاق بزرگ را هم که به جاهای مقتدری وابسته بودند کشاندیم به همین دادگاه.
باید راه جدیدى براى بودن در خدمت مردم پیدا مى‌کردم. راستش همیشه معتقد بوده‌ام که مردم خدمت‌گذار تنبل و پرمدعا لازم ندارند و نمى‌خواهند. اگر بخواهى خدمت‌گذارشان باشى باید دائم در تلاش باشى و جایى را پیدا کنى که نوک حمله و محل نیاز است و توان بودن در آن‌جا را در خودت فراهم کنى.
دیدم مردان بزرگ و خوبى در کارهاى نظامى و انتظامى هستند و دیگر نیازى به حضور من در این عرصه نیست. انتخابات ریاست جمهورى نیز نزدیک بود. رفتم و از کارهاى نظامى و انتظامى کناره گرفتم. مردم در نهایت خدمت‌گذار دیگرى را پذیرفتند و این براى من هم پیامى بود. گفتم که، باید دائم در تلاش باشى و جایى را پیدا کنى که نوک حمله و محل نیاز است و توان بودن در آن‌جا را در خودت فراهم کنى.
فعلا در خدمت مردم شهر تهران هستم. اگر از من راضى باشند خدمت‌شان براى من افتخار است و اگر ناراضى باشند باز قالیباف است که باید برود و خودش را درست کند تا لایق خدمت به مردم باشد. مردمى که در طى ربع قرن گذشته بارها نشان داده‌اند که بهترین‌اند.

زندگینامه دکتر محمدباقر قالیباف

 
زندگینامه دکتر محمدباقر قالیباف
زندگینامه دکتر محمدباقر قالیباف برگرفته از سایت شخصی  ایشان

در سال 1340 در طرقبه به دنیا آمدم. روز اول شهریور. طرقبه شهر کوچکی است و ییلاق مشهد محسوب می‌شود. پول‌دار نبودیم. زندگی‌مان معمولی بود و چرخ آن بی هل‌دادن نمی‌چرخید. من بچه بودم. درآمدی نداشتم. اما هر وقت می‌توانستم کار کوچکی کنم و درآمد اندکی به دست بیاورم که کمک پدر و خانواده باشد این کار را می‌کردم.

روابط ما در خانواده‌مان روابط گرمی بود. همدیگر را دوست داشتیم و دوست داریم. چیز عجیبی هم نیست. مردم ایران معمولا همین‌طوراند. پدرم محور خانواده است. انسجام و پیوستگی خانه با او بود. در کنار او محبت میان باقی اعضای خانواده معنا پیدا می‌کرد.
شانزده ساله که بودم، سال 1356، اوج بی‌قراریم بود. پر از انرژی بودم. عجیب بود. کشور هم انگار تازه شانزده سالش شده باشد، همین حال را داشت. پر از انرژی شده بود و از وضع موجود ناراضی بود. آرمان‌های امام این امکان را فراهم می‌کرد.
امام می‌خواست مردم اسلام را بشناسند و عمل کنند. می‌خواست مردم آقای خودشان و بنده‌ی خدا باشند.
ما با امام نفس می‌کشیدیم و هر چه دستمان می‌رسید، هر چه که به انقلاب مربوط بود، می‌خواندیم. از یک سو تشنه‌ی خواندن و دانستن بودیم و از سوی دیگر، تشنه‌ی حرکت و عمل.
کتاب می‌خواندیم، اعلامیه می‌خواندیم، پای سخن‌رانی و منبر می‌رفتیم؛ مسجد کرامت، امام حسن مجتبی و موسی‌الرضا. منبر شهید هاشمی نژاد، شهید کامیاب، شهید دیالمه، آیت‌الله خامنه‌ای، حاج آقا قادری و شیخ علی تهرانی شده بود پاتوق‌مان.
همان‌قدر هم کار می‌کردیم و دنبال کار بودیم. دوست نداشتیم کنار بنشینیم و فقط حرف بزنیم. امروز دیگر همه‌ی این مجالس قابل تأیید نیستند اما آن روزها همه‌ی این‌ها مجلس مذهبی به حساب می‌آمدند. مثلاً پایگاه اصلی حجتیه هم مشهد بود. مردم وقتی فاصله‌شان با انقلاب روشن شد، ازشان جدا شدند.
 
همان سال در اوج خفقان با چند تا از هم‌مدرسه‌ای‌هام انجمن اسلامی دانش‌آموزان را راه انداختیم. این انجمن هسته‌ی اولیه‌ی انجمن اسلامی دانش‌آموزان خراسان و بعد کشور شد. یادشان به خیر، فاضل‌الحسینی و جامی که آن روزها از فعالان بودند شهید شدند.
انقلاب تازه پیروز شده بود، ضد انقلاب از چپ و راست و کمونیست و سلطنت‌طلب در مخالفت با انقلاب به یک نقطه‌ى توافق رسیده بودند؛ می‌خواستند مردم را از کارشان پشیمان کنند، شروع کرده بودند به ترور و خراب‌کاری.
مثلا مى‌رفتند در همین خیابان امام رضاى مشهد در عطارى یک پیرمرد ساده‌ى شهرستانى نارنجک مى‌انداختند چون پسرش در سپاه بود. مردم هم همه شدند یک صدا. احساس وظیفه مى‌کردند که بروند اسلحه دست گرفتن را یاد بگیرند تا از خودشان و انقلاب و کسانشان دفاع کنند.
اصلا کمیته‌ها و سپاه همین طور به وجود آمد. اسم سپاه را اگر دقت کنید نشان مى‌دهد در چه وضعى بوده است؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى. یعنى انقلاب اسلامى نیاز داشته تا کسانى ازش پاسدارى کنند.
حتى روزى در یک دیدار با امام – گمان کنم دیدار با روزنامه‌نگاران بود – پارچه‌اى نوشته بودند که «واى به روزى که قلم‌ها را زمین بگذاریم و مسلسل دست بگیریم.» که امام صحبتى کرد به این مضمون که خدا کند روزى مسلسل‌ها را هم زمین بگذاریم و آن‌ها هم که به ضرورت تفنگ دست گرفته‌اند قلم به دست بگیرند.
محمود کاوه و ولى‌الله چراغ‌چى و برونسى این‌طورى شد که رفتند پاسدار شدند. همت معلم بود. اگر هم جنگ و ضدانقلاب، هستى انقلاب را به خطر نینداخته بودند همان درسش را مى‌داد. عشق تفنگ که نداشت.
باکری هم شهردار بود. شهردار ارومیه. غلام‌حسین افشردى هم که بعدها شد حسن باقرى، خبرنگار بود. خبرنگار روزنامه‌ى جمهورى اسلامى. کسى که از بزرگ‌ترین طراحان جنگ در قرن بیستم محسوب مى‌شود.
من هم هجده سالگیم در سال پنجاه و هشت بود. مى‌شد راحت بروم خدمت سربازیم را کنم و بروم دنبال درس و زندگیم یا در مغازه‌ى پدرم بایستم و یک لقمه نان حلال گیر بیاورم و بخورم.
خواستم دینم را به انقلاب ادا کنم. رفتم جبهه. این سال‌ها گاهى کسانى طورى برخورد مى‌کنند که انگار بگویند «یا تو یک دیکتاتور نظامى هستى یا باید از دوره‌اى که نظامى بوده‌اى ابراز ندامت کنى.» نه. ندامتى در من نیست. خوش‌حالم که از کشورم و انقلاب مردمم دفاع کردم.
خوش‌حالم که با دیوانه‌ى متجاوزى مثل صدام جنگیدم. خوش‌حالم که با شهدایى که اسم بردم نشستم و برخاستم. ایران که آمریکاى بعد از جنگ ویتنام نیست. ما که متجاوز نبوده‌ایم.
ما مردمى هستیم سرافراز. مردمى که تنها در حد دفاع از خودمان و حتى کم‌تر از آن از سلاح و امکان نظامیمان استفاده کرده‌ایم. من هنوز هم به پاسداریم افتخار می‌کنم.
سال شصت و یک من را کردند فرمان‌ده تیپ امام رضا و یک سال بعد فرمان‌ده لشکر پنج نصر خراسان.
برادرم حسن هم غواص همان لشکر بود. من همان سال ازدواج هم کردم. بیست و دو سالم بود. آن‌ها که به من اعتماد کردند و وظیفه‌ى فرمان‌دهى را به گردن من گذاشتند چه شجاعتى داشتند و من که پذیرفتم هم چه شجاعتى داشتم و ببین که حالا بعضى از ما چه فراموش‌کار شده‌ایم که به مرد سى ساله و چهل ساله اعتماد نمى‌کنیم و کار نمى‌سپریم و مى‌گوییم هنوز جوان است.
برادرم حسن در کربلای چهار شهید شد. جنگ چنین چیزى بود. ما در جنگ داغ دیدیم و رنج کشیدیم و بزرگ شدیم. اگر کسى خیال مى‌کند این که گفته‌اند جنگ برکت بود یعنى ایام به کام بود و همه چیز جفت و جور، در اشتباه است. ما در جنگ برادران تنی‌مان و برادران ایمانی‌مان را از دست دادیم. براى من از دست دادن حسن قالیباف شاید همان قدر سخت بود که از دست دادن ولی‌الله چراغ‌چی.
ولی‌الله چراغ‌چی هم براى من مثل برادر بود. ولی به راهى پا گذاشته بود که همه مى‌دانستیم آخرش فراق این دنیا و سعادت آن دنیا است. او به کام خودش رسید و ما هم باید شکیبایى کنیم تا ببینیم خدا برای‌مان چه خواسته است.
این را که در این هشت سال و بعد از این هشت سال کجا بودم و چه کردم نه مى‌توانم بگویم و نه مى‌توانم بگذرم. گفتنش به خودستایى‌هاى اغراق‌آمیز و سرگیجه‌آور شبیه است و نگفتنش از سویى شبیه گریز و ندامت از گذشته است و از سویى شبیه کفران نعمت. نعمت بودن در شرایطى و در کنار و زیر دست کسانى که این تجربه‌ها را میسر کردند و گذاشتند تا باقر قالیباف جوان بشود آدمى که الان هست.
کوتاه مى‌گویم. بعد از جنگ هم باز مى‌توانستم بروم دنبال همان یک لقمه نان حلال بى‌دغدغه. اما نرفتم. هنوز غرب کشور کاملا امن نبود مدتی ماندم تا امنیت غرب کامل شود. نگذاشته بودیم ایران به چنگ مهاجم وحشى بیفتد اما در همین کش‌مکش او کم ویرانى پدید نیاورده بود.
هر کس خرمشهر را پس از جنگ دیده باشد مى‌داند که از چه ویرانى‌اى صحبت مى‌کنم. باز هم ساختن وظیفه بود. در سال 1373 من را فرمان‌ده قرارگاه سازندگى خاتم‌الانبیا کردند. در این سمت در پروژه‌هایی شرکت داشتم. مثلا راه‌آهن مشهد سرخس، گازرسانی به پنج استان مرکزی و غربی، ساخت سازه‌های عظیم دریایی خلیج‌فارس و نیز سد بزرگ کرخه که یکی از افتخارات مهندسی کشور است.
در همین سال‌ها برایم مسجل بود که بى‌دانستن و بى آموختن نمى‌شود کارها را درست انجام داد. دانشگاه هم دیگر یک وظیفه بود. کار مى‌کردم و درس مى‌خواندم. رفته بودم دانشگاه تهران و کارشناسى ارشد جغرافیاى سیاسى مى‌خواندم. مى‌شد بروم در یک دانشگاه نظامى درس بخوانم. اما ترجیح دادم بروم دانشگاه تهران.
در سال 1376 مقام معظم رهبرى فرمان‌دهى نیروى هوایى سپاه را به عهده‌ام گذاشتند. بدون تخصص که نمی‌شود کاری را پذیرفت. پس از ماه‌ها کار فشرده به فرانسه رفتم و امتحان خلبانى ایرباس را دادم تا مطمئن شوم که این مدرک را هم با تلاش گرفته‌ام نه مثلا با اسم قالیباف یا فرمان‌ده نیرو. هنوز هم خلبان ایران ایر هستم و پرواز می‌کنم.
در نیروى هوایى سپاه سعى کردم خدمت کنم. پیش از من کارهاى بسیارى کرده بودند و لازم بود کارهاى دیگرى هم در ادامه انجام شود. سعى کردم اتفاق‌هاى خوبى در نیرو رخ بدهد. در زمینه‌های ترابری هوایی به دست‌آوردهای خوبی رسیدیم. هم‌زمان در کنکور دکترى هم شرکت کردم و در دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته شدم. عنوان تز دکتریم «بررسی سیر تکوین نهادهای محلی ایران در دوره‌ی معاصر» بود.
در سال 1379، مقام معظم رهبرى فرمان‌دهى نیروى انتظامى را به عهده‌ام گذاشتند. نحوه‌ى حضورم در آن‌جا و نیز تغییراتى که در نیروى انتظامى در آن دوره ایجاد شد نیز نیاز به گفتن ندارد.
مردم خود شاهد بوده‌اند و دیده‌اند. من هم وقتی می‌دیدم پلیس با مردم دوست شده و منزلتی پیدا کرده و مردم اسمم را گذاشته‌اند پلیس مهربان، خوش‌حال می‌شدم. راه‌اندازی پلیس 110 هم در این دوستی بی‌تأثیر نبود. حالا پلیس مجهز و منظم، شایسته‌ی اعتماد مردم بود.
در سال 1380 در همان زمان فرمان‌دهى نیروى انتظامى از تز دکتریم دفاع کردم و دکتریم را گرفتم، بعد از آن کار تدریس در دانشگاه هم به کارهاى دیگرم اضافه شد. این هم غنیمت بزرگى بود. هم در فضاى آکادمیک حضور داشتم و هم با نسل جوان دانش‌جو مستقیم سر و کاری داشتم.
سال 83 آقای خاتمی مرا نماینده‌ی خودش و رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز کرد. می‌شد مثل خیلی‌ها فقط هفته‌ای یک بار جلسه بروم و تمام. دلم نمی‌آمد ولی. دست به کار شدم. در فاصله‌ی اشتغالم در این سمت تا استعفا که زیاد طول نکشید، قاچاق سیگار را تقریبا از بین بردیم.
دادگاه ویژه‌ی جرایم قاچاق کالا و ارز را راه‌اندازی کردیم. پرونده‌های مهمی را در این دادگاه بررسی کردیم؛ فرودگاه پیام، قاچاق خودرو. عاملان چند قاچاق بزرگ را هم که به جاهای مقتدری وابسته بودند کشاندیم به همین دادگاه.
باید راه جدیدى براى بودن در خدمت مردم پیدا مى‌کردم. راستش همیشه معتقد بوده‌ام که مردم خدمت‌گذار تنبل و پرمدعا لازم ندارند و نمى‌خواهند. اگر بخواهى خدمت‌گذارشان باشى باید دائم در تلاش باشى و جایى را پیدا کنى که نوک حمله و محل نیاز است و توان بودن در آن‌جا را در خودت فراهم کنى.
دیدم مردان بزرگ و خوبى در کارهاى نظامى و انتظامى هستند و دیگر نیازى به حضور من در این عرصه نیست. انتخابات ریاست جمهورى نیز نزدیک بود. رفتم و از کارهاى نظامى و انتظامى کناره گرفتم. مردم در نهایت خدمت‌گذار دیگرى را پذیرفتند و این براى من هم پیامى بود. گفتم که، باید دائم در تلاش باشى و جایى را پیدا کنى که نوک حمله و محل نیاز است و توان بودن در آن‌جا را در خودت فراهم کنى.
فعلا در خدمت مردم شهر تهران هستم. اگر از من راضى باشند خدمت‌شان براى من افتخار است و اگر ناراضى باشند باز قالیباف است که باید برود و خودش را درست کند تا لایق خدمت به مردم باشد. مردمى که در طى ربع قرن گذشته بارها نشان داده‌اند که بهترین‌اند.

گفتگو با محسن رضایی

انتقاد از رفتار هاشمی پس از انتخابات + بخش دوم
گفتگو با محسن رضایی
بازدید چند هفته پیش دکتر محسن رضایی از پایگاه خبری "خبرآنلاین" و روزنامه "خبر" به گفتگویی با دوستان و همکاران ما در این رسانه همراه شد که مشروح آن را در زیر می خوانید.

گزیده گویی، صراحت و دقت ذاتی در انتخاب واژگان و تعابیر ویژگی است که از هم سخنی با او دریافت می کنی. محسن رضایی در این گفت و گو با هشدار نسبت به آنچه 10 سال دیگر در انتظار انقلاب اسلامی و نسل های آن است آغاز کرد و با اشاره به اظهارات و تحلیل های انحرافی که درباره تاریخ جنگ از سوی برخی«خودی ها» رخ داده گلایه هایی مطرح کرد؛ حرف های حذف شده از مصاحبه پیش روی شما که طی چند روز آینده در قالب مصاحبه ای دیگر در روزنامه خبر خواهید خواند.


شما اشاره‌ای داشتید به بحث آثار تربیتی ـ عقیدتی بعد از انتخابات. با برخی از اساتید جامعه‌شناسی هم که درباره مسائل فرهنگی صحبت می‌کردم، همه ذهن‌ها روی مسائل سیاسی پس از انتخابات متمرکز بود. پیش‌بینی‌تان از آثار و تبعاتی که در یک دهه آینده شاهد ان خواهیم بود چیست و فکر می کنید چه نشانه‌ها و نتایجی دامن نظام و انقلاب اسلامی را خواهد گرفت؟

تقریباً هیچ حادثه سیاسی نیست که آثار اعتقادی و تربیتی در جامعه به‌وجود نیاورد. مثلاً در حادثه انقلاب در حادثه دفاع مقدس آثار اعتقادی و تربیتی این دو حادثه بسیار عمیق و سازنده بود. بسیار بالنده بود اما غالب حوادثی که در داخل کشور اتفاق می‌افتد، هرچه این حوادث پیچیده‌تر و ابهام‌‌آمیزتر باشد و غیرشفاف‌تر، آثار اعتقادی و تربیتی که روی جامعه می‌گذارد، به جای اینکه مثبت باشد، جنبه‌های تخریبی و تضعیف‌کننده دارد. در حوادث بعد از انتخابات از مسئله ولایت فقیه گرفته تا امام تا یاران امام، یاران رهبری، اصول انقلاب همه این‌ها زیر سؤال رفت و چون این زیر سؤال‌رفتن اولا توسط خودی‌ها و کسانی که در جبهه انقلاب بودند صورت می گیرد و ثانیا پاسخ قانع کننده به سوالات مردم داده نمی شود ، پاسخ ها عمدتا شعاری و احساسی است لذا اثرات آن روی نسل سوم و چهارم بسیار سنگین بود. آثار منفی این حوادث در ذهن نسل سوم و چهارم رسوب می‌کند و ممکن است 5 سال دیگر و یا  10 سال دیگر حوادثی را در جامعه مشاهده کنیم که ریشه در حوادث سال 88 ایران خواهند داشت. در حوادث بعد از انتخابات تصویری که از نظام جمهوری اسلامی درست شد، تصویر غیرواقعی بود، تصویری که از آزادی و دموکراسی در ایران درست شد، تصویری که از زندان‌های ایران درست کردند، این تصویرها، تصاویر غیرواقعی و مخرب بود و این می‌تواند در ذهن نسل سوم و چهارم آثار منفی خودش را داشته باشد. گروههای سیاسی و سیاستمداران نباید مردم و نظام را زیر پا بگذارند و از روی آنها عبور کنند.

فکر می‌کنید بیشترین نفع را در مسائل بعد از انتخابات چه جریان‌هایی بردند؟

به نظر من ضدانقلاب و دشمنان ملت ایران و جمهوری اسلامی بیشترین فایده را از حوادث بعد از انتخابات بردند، اولاً حیثیت انقلاب ما را در جهان اسلام زیر سؤال بردند، حیثیت سیاسی ما را در روابط بین‌الملل زیر سؤال بردند، ثانیا جنبه‌های اعتقادی ما هم در داخل کشور زیر سؤال رفت و کسانی که این کارها را کردند، بیشترین ضرر را به ملت ایران زدند.  از طرف دیگر انسجام ملی را تضعیف کردند.

دو نفر از نامزدهای انتخاباتی ریاست‌جمهوری به عنوان متهمین اصلی این جریان شناخته می‌شوند. شما هم معتقد به این موضوع هستید؟

به نظر من این دو نفر اشتباه بزرگی مرتکب شدند. وقتی شورای نگهبان نتایج انتخابات را اعلام کرد، باید این آقایان به آن نتایج تن می‌دادند. ممکن است یک کسی نتیجه قانون را باور نداشته باشد ولی باید به آن قانون تن بدهد؛ در حقیقت باید نتیجه قانون را قبول کند. در غیر این صورت مثل این است که افرادی که به قاضی رفته‌اند، قاضی حکم بدهد ولی یک نفر بیاید بیرون و بگوید من حکم قاضی را قبول ندارم. او می‌تواند در ذهن خودش یک اعتقاد یگری داشته باشد ولی باید به حکم قاضی تن بدهد حتی اگر قاضی اشتباه کرده باشدو اگر این کار صورت می‌گرفت، خیلی وضع عوض می‌شد.

غیر از خطای استراتژیک این افراد در تمکین نکردن به قانون چه کسان دیگری را در برابر افروخته‌شدن فضای جامعه و به انحراف رفتن مسیر مقصر می‌دانید؟

افراط‌گرایی و در حقیقت تندروی و همچنین تفریط و کنار کشیدن یک عده‌ای از نخبگانی که می‌توانستند نقش‌آفرینی کنند، خیلی مؤثر بود. افراط گرها مرتب هیزم در آتش می‌انداختند و آتش را شعله‌ور می‌کردند. نخبگان مؤثری که می‌توانستند بیایند و این اتش را خاموش کنند، خودشان را کنار کشیدند. بنابراین دو گروه دیگر هم بودند که به طولانی‌شدن این حوادث کمک کردند. این حادثه اگر یک ماهه جمع می‌شد، خساراتش خیلی کمتر بود، اگر دو هفته‌ای جمع می‌شد، خساراتش خیلی کمتر بود. حتی اگر سه ماه بعد این حادثه جمع می‌شد، خیلی خسارات کمتری داشت. اما افراط‌گراها و تفریط کارها کمک کردند که مرتب این آتش طولانی‌تر شود و زمان بیشتری را به خودش اختصاص دهد. هر یک روزی که آن حوادث طول می‌کشید،‌خسارات بیشتری به جامعه ما وارد می‌شد.

نان چه کسانی در این آتش پخته می‌شد؟ این‌ها خارج از مرزهای جغرافیایی ما که نبودند؟ چه کسانی، چه مشخصه‌هایی داشتند که دنبال برافروخته‌شدن این فضا بودند؟

نمی‌شود بگوییم که همه خارج از مرزها بودند رفتار گروهی از کسانی که در حوادث بودند،‌ عقلانی نبود. بعضی‌ها به خاطر انتقام‌کشی و لجبازی حادثه را ادامه می‌دادند. انتقام‌کشی و لجبازی منافعی برای کسی ندارد.  کار عقلانی نبود ولی حتی کسانی که جزء عقلا بودند به کارهای غیر عقلایی دست زدند.

شما دارید خاطیان ادامه یک فضای افراطی را تقسیم‌بندی می‌کنید! درست است؟

کلاً همه عوامل را می‌خواهم بگویم ولی بعضی‌ها بودند که این‌ها از جنبه احساسی که یا ناشی از انتقام‌کشی بود یا ناشی از لجبازی که این کار را ادامه می‌دادند. شاید در وجدان خودشان هم هیچ منفعتی نمی‌دیدند ولی این کار را ادامه می‌دادند. بعضی‌ها هم که ضد انقلاب بودند مشخصاً دارای منافعی بودند دیده بودند حادثه خیلی ارزانی در جمهوری اسلامی برایشان درست شده چرا نیایند سواری بگیرند. لذا سوارکارهای ماهری که این‌ها عمدتاً ضد جمهوری اسلامی بودند،‌ سوار این حوادث شدند و تا آنجا که توانستند، خنجر زدند به مردم و به نظام جمهوری اسلامی . این‌ها  ضد انقلاب داخلی، مخالفین جمهوری اسلامی در داخل کشور، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها بودند. فرصت‌ خوبی برایشان پیدا شده بود و حداکثر سوءاستفاده را از این فرصت‌ها بردند.

شما گفتید برخی نخبگان کنار کشیدند منظورتان چه کسانی بود؟

به نظر من افرادی مثل آقای هاشمی باید نقش فعال تری را در کنار رهبری ایفا می کرد مانند نقش مرحوم احمد آقا که بازوی حضرت امام بودند. احمد آقا فرزند امام از فاصله گرفتن بسیاری از اشخاص از حضرت امام جلوگیری کردند. از جمله آنها ماجرای حضرت آیت الله طالقانی بود.

جریان وقایع انتخابات ریاست‌جمهوری یک تجربه در دموکراسی و مردم‌سالاری دینی در ایران بود. فکر می‌کنید در انتخابات دهم اصلی‌ترین تجربه‌هایی که در حوزه مردم‌سالاری دینی، با آن مواجه شدیم، چه موضوعاتی بود و چه آسیب‌هایی در این حوزه را شناسایی کردیم؟

مهمترین آسیبی که شناسایی شد، این بود که معلوم شد فعالان سیاسی،‌ احزاب گروه‌ها و نهادهای حکومتی ظرفیت بسیار بالایی برای مشارکت‌پذیری مردم دارند ولی ظرفیت کافی برای مدیریت و هدایت اعتراضات مردم را ندارند. دموکراسی دو روی سکه دارد یکی مشارکت کردن یکی اعتراض کردن. مشارکت کردن یعنی مردم از دموکراسی و فضاهای آزاد استفاده کنند، حکومت و‌ ملت را تشکیل می‌دهند، مجلس را تشکیل می‌دهند ولی این یک روی دموکراسی است. روی دوم دموکراسی مطالبه‌گری از حکومت است. مطالبه‌کردن از دولت و این که دولت و فعالان سیاسی باید پاسخگوی خواسته‌ها و مطالبات مردم باشند. این حوادث نشان داد فعالان سیاسی و سران احزاب و همچنین دولتمردان تمرین خیلی کمی در این قسمت دارند. اما در مشارکت کردن؛ بیش از 30 انتخابات تاکنون برگزار شده که این نشان می دهد هم فعالان سیاسی خیلی خوب شرکت کردند، مردم خیلی خوب شرکت کردند، ارگان‌های حکومتی تجربه بالایی دارند لذا در این انتخابات ریاست جمهوری دهم 40 میلیون نفر آمدند و ما در حقیقت دموکراسی مشارکتی را در ایران و دنیا رکورد زدیم. اما در قسمت دیگر که بخش اعتراضات بود، اولین خطا را خود فعالان و سران احزاب سیاسی مرتکب شدند. یعنی نامزدهای انتخاباتی اولین خطا را انجام دادند و نگذاشتند که پیروزی دوم که شامل مدیریت اعتراضات بود شکل بگیرد. اگر اعتراضات به خوبی مدیریت می شد و شکل سیاسی - امنیتی به خود نمی گرفت دموکراسی در ایران به اوج خود می رسید.

هنوز نتیجه اعلام نشده، نامزدهای انتخاباتی سبقت می‌گرفتند که چه کسی رئیس‌جمهور شده است. خب این خیلی خطای بزگی بود و بعدش که نتایج اعلام شد، باز فعالان سیاسی اشتباهاتی پشت‌سر هم انجام دادند. بعد که مردم به خیابان‌ها آمدند، در اینجا نهادهای حکومتی‌‌ آن آمادگی لازم را نداشتند برای مدیریت اجتماعات چند میلیونی مردم. نتیجه‌اش این شد که این انتخابات به ما نشان داد که باید ظرفیت اعتراض‌پذیری و اعتراض گری را بالا ببریم. باید هم فعالان سیاسی اجازه ندهند شعارها و رفتارها از حدود و محدوده قانونی تجاوز کند و هم نهادهای دولتی بایستی با تجارب و مهارت‌ بیشتری اعتراضات را کنترل و مدیریت کنند. بنابراین ما امروز نیاز به یک ظرفیت جدید در مواجهه با اعتراض و مدیریت اعتراضات داریم و فعالان سیاسی و احزاب و نخبگان سیاسی نقش‌شان اگر بیشتر از حکومت نباشد، کمتر نیست چرا که اگر سران معترضین نتوانند شعارها و رفتارها را کنترل کنند که در چارچوب قانونی کارها صورت بگیرد،‌نهادهای حکومتی کار برایشان بسیار سخت می‌شود و دچار مشکلات بیشتری می‌شوند. بنابراین بحث اعتراضات تنها مربوط به رفتارهای دولتمردان نمی‌شود، فعالان سیاسی، رهبران احزاب و رهبران جناح‌های سیاسی باید بتوانند در این موضوع برای خودشان ظرفیت‌سازی کنند و اعتراضات را کنترل کنند تا مردم حرف‌هایشان را در چارچوب ضوابط و معیارهای قانونی بیان کنند و کسی هم از خطوط قرمز عبور نکند . از آن طرف دولت و حکومت هم پاسخگوی مردم باشند.

آقای دکتر رضایی! فکر می‌کنید این ظرفیت اعتراض‌پذیری باید از جنس امنیتی باشد؟

نه،‌ اتفاقاً اعتراض‌پذیری یک ظرفیت قانونی است. وقتی در چارچوب قانون صورت می‌گیرد، ‌دیگر لزومی ندارد امنیتی باشد. ولی اگر این اعتراض‌پذیری از چارچوب‌های قانونی و یا از قواعد بازی خارج شود، ممکن است جنبه امنیتی هم به خودش بگیرد. 

فکر نمی‌کنید در یک سال اخیر فضای کشورمان بیش از حد امنیتی شده باشد؟

این یکی از پیامدهای رفتار غلط فعالان سیاسی است که یک اعتراض اجتماعی را تبدیل به اعتراضات سیاسی کردند. اعتراض مردم بعد از انتخابات، اعتراض اجتماعی بود، ولی این اعتراضات اجتماعی به اعتراضات سیاسی تبدیل و بعد هم به فضای سیاسی- امنیتی تبدیل شد. ما باید به مرحله اول برگردیم. اعتراضات اجتماعی یعنی اینکه مردم عمدتاً بعد از انتخابات در بحث انتخابات ابهام داشتند. باید ابهامات آنها بر طرف می شد نه آنکه ابهامات و سوالات سیاسی جدیدی در ذهن آنها بوجود می آمد.

این جریان، سیاسی نبود؟

نه، اگر مردم اعتراض سیاسی داشتند، اصلاً نمی‌آمدند رأی بدهند، قبول نداشتند، این 40 میلیونی که آمدند رأی دادند، یعنی این که مردم، نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند. بعد از اینکه برای گروه‌هایی از مردم ابهام به‌ وجود آمد‌ که رأی‌شان چه شده، به این ابهام بوجود آمده در اذهان برخی از مردم می شد دو نوع پاسخ داد. یکی پاسخ در چارچوب قانون، و دیگری پاسخ خارج از چارچوب قانون. متأسفانه کسانی که باید اعتراضات مردم را مدیریت و آن را به سمت قانون هدایت می‌کردند، با ایجاد سوءظن ،یأس و ناامیدی از مکانیسم‌های قانونی، اعتراضات مردم را سیاسی کردند. من کاری را که انجام دادم این بود که با رفتارم می‌خواستم نشان دهم مسیر قانون را در ارتباط با اعتراضات طی کنیم. علت اینکه من به شورای نگهبان رفتم و بعد هم اعلام کردم که شورای نگهبان مصمم است به شکایات رسیدگی کند، قصد من این بود که اعتراضات اجتماعی مردم را در حالت اجتماعی نگه داریم که سیاسی نشود. چون می‌دانستم اگر اعتراضات مردم سیاسی شود، خود به خود به مسائل امنیتی هم کشیده می‌شود ولی متأسفانه به ما کمک نشد که اعتراضات مردم را در چارچوب قانون و قانون‌مداری پیش ببریم.

شما در مقطعی خیلی محکم گفتید اگر براساس شماره‌های کدهای ملی بشماریم، من نهصدهزار رأی دارم. ولی بعد به یکباره کنار کشیدید، که در محافل سیاسی برداشت های متفاوتی از این اقدام شما برداشت شده بود، تحلیل‌تان این بود که فضا دارد «سیاسی» و تند می‌شود و به نفع نظام این کار را کردید یا تحلیل دیگری داشتید؟

من دو دلیل داشتم که کنار کشیدم؛ یکی اینکه شورای نگهبان نظر نهایی دادند و نتیجه انتخابات را اعلام کردند. من چون معتقد به قانون بودم و اینکه قانون باید در کشور ما نهادینه و تثبیت شود، لذا به قانون تن دادم و نتیجه انتخابات را قبول کردم، بر اساس اعتقادم عمل کردم. مسئله دوم این بود که می دانستم اگر بعد از اعلام نتیجه توسط شورای نگهبان اعتراضات ادامه پیدا کند. اعتراضات دیگر سیاسی می‌شد و وقتی اعترضات سیاسی می‌شد،‌ حتماً به مسائل امنیتی هم کشیده می‌شد. من این را می‌فهمیدم و درک می‌کردم. به همین دلیل بود که به کاندیداهای معترض دیگر هم گفتم که شما از این فرصت پنج  روزه‌ای که مقام معظم رهبری برای رسیدگی به شکایات تمدید کرده استفاده کنید و اعتراضات را در چارچوب قانون پیش ببرید که متأسفانه آن آقایان گوش نکردند. من بنا بر اعتقادم این موضوع را به آنها گفتم.

آقای رضایی! شما پیش از این اشاره ای داشته اید مبنی بر اینکه «جامعه اسلامی در جمهوری اسلامی باید اصلاح شود». شاخصه‌های این اصلاح‌گری و موضوعاتی که باید در جامعه اصلاح شود چه چیزهایی است؟

ما از مرحله دولت‌سازی و ملت‌سازی عبور کرده‌ایم یعنی امروز سیاست داخلی و خارجی داریم، نیروی دفاعی قدرتمندی داریم. دموکراسی ایران امروز مستقر است، ملت ایران به معنای واقعی سرنوشت سیاسی خودش را به دست گرفته و در انتخابات شرکت کرده و اظهار وجود می‌کند. بنابراین ما از عصر دولت‌سازی و ملت‌سازی عبور کرده‌ایم اما وارد عصر جامعه‌سازی شده‌ایم یعنی ما با جامعه‌ای که امروز مواجه هستیم این جامعه، مطلوب و ایده آل نیست . اقتصادش را نگاه کنید! مشکلات فراوانی می‌بینید. به زندگی مردم که نگاه می‌کنید می‌بینید مردم مشکلات جدی دارند به شهرها که نگاه می‌کنید، به معماری به فرهنگ و ادبیات که نگاه می‌کنید می‌بینید ما با یک جامعه آرمانی خیلی فاصله داریم آن زمانی که خانواده‌، شهر، اقتصاد، فرهنگ، معماری و ادبیات ما به یک بالندگی برسد و به یک شاخص خوب و استاندارد بالا برسد ما آن موقع می‌توانیم بگوییم وارد یک جامعه آرمانی شده‌ایم. بنابراین یک جامعه‌ای که سالی بیست و سه هزار کشته در تصادفات می‌دهد و بالای دویست هزار تا زخمی می‌دهد چند میلیون معتاد دارد، چند میلیون بیکار دارد چندین میلیون پرونده قضایی دارد معلوم است که بین جامعه فعلی ما و جامعه آرمانی فاصله است. بین خانواده، بین آموزش و پرورش ما، بین شهرهای ما، بین معیشت مردم با یک حالت آرمانی فاصله زیادی است. خوب حالا ما وارد این عصر شدیم انتقادی که به روشنفکران کشورمان و به خصوص فعالان سیاسی و رهبران احزاب ایران دارم این است که عموما فضای ذهنی این دوستان سیاست است هنوز یعنی هنوز به دولت- ملت فکر می‌کنند. به جامعه‌سازی و شکل‌گیری جامعه و رسیدن به یک جامعه آرمانی کمتر می‌اندیشند. هنوز بحث قدرت محور فعالیت‌های سیاسی نخبگان کشور است. امروز روزی است که ما باید از محور قدرت به محور زندگی و جامعه انتقال ذهنی و معرفتی پیدا کنیم. زمان این انتقال در جامعه رسیده اما نخبگان ما و دولتمردان ما هنوز یک برنامه کارآمد برای عبور از شرایط قدیم به شرایط جدید را ندارند، می‌توانم بگویم عده‌ای هنوز در گذشته نگاه می‌کنند. اگر فعالان سیاسی یک چنین دیدی داشتند اجازه نمی‌دادند که حوادث بعد از انتخابات از اعتراضات اجتماعی به سمت اعتراضات سیاسی پیش برود اینها بایستی جامعه را در همان سمت اعتراضات اجتماعی نگه می‌داشتند و با آن کار می‌کردند.

اگر اجازه دهید وارد حوزه سیاسی شویم. ارزیابی‌تان از وضعیت اصلاح‌طلب‌ها چیست؟ فکر می‌کنید چه عاقبتی در انتظار آنها است؟

من نمی‌توانم پیش‌بینی کنم؛ بستگی به خود مدیران و رهبران اصلاح‌طلب دارند که چگونه می‌خواهند از این وضعیت که الان برایشان پیش آمده عبور کنند.

اگر بتوانند با یک مدیریت خوب از این حوادثی که به وجود آمده عبور کنند و فاصله خودشان را با رهبری و نظام کم کنند و مرزهای خود را با بیگانگان شفاف تر سازند می‌توانند دوباره به صحنه سیاسی کشور برگردند.  امروزه یک تهدید جدیدی با کمک دشمنان ملت ایران شروع شده است . اصلاح طلبان باید مواضع خود را شفاف در مقابل تحریم ها ، زیر سوال بردن مواضع و اندیشه حضرت امام (ره) روشن کنند.

کاربران مختلفی در خبرآنلاین سوالاتی را برای طرح در این گفت و گو مطرح کرده اند. یکی از سؤالاتی که مطرح شده راجع به قضیه 14 خرداد بود و اینکه آیا اهانت به آقای سیدحسن و هاشمی را سازمان یافته می‌دانید؟

به هر حال چه سازمان یافته بود چه نبوده سالگرد حضرت امام (ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری را تحت‌الشعاع قرار داد و از طرف دیگر در کنار مرقد حضرت امام ( ره ) به نوه ایشان توهین شد این کار خوبی نبود و مورد سوء استفاده دشمنان ما قرار گرفت که خوراک تبلیغاتی بیش از یک هفته‌ای برای دشمنان ما درست کرد.

یکی از موضوعاتی که چندی پیش در همایشی در مورد مراجع مطرح کرده بودید درباره رابطه بهتر برقرار کردن بین سه قوه و مراجع بود. در طی چند روز اخیر شاهد حرکت‌هایی بودیم که تعبیر کلی که از آن می‌شود توهین به مراجع  است مثلا مساله شکستن شیشه‌های بیت آقای نوری همدانی در قم. فکر می‌کنید آبشخور این جریان‌ها کجاست و اگر این فضای توهین ادامه پیدا کند چه نتایجی به دنبال دارد؟

روحانیت و مرجعیت پشتوانه اصلی حکومت است رابطه آنها و قوای سه گانه باید تقویت شود. از هر نوع حرکتی در تضعیف این نهاد باید جلوگیری کرد.

حوادثی که در قم اتفاق افتاد کاملا اشتباه بود. در حقیقت کسانی که این کار را انجام می‌دهند می‌خواهند به خارج و دنیا بگویند که در قم و در مرکز روحانیت، حکومت اسلامی با مشکل مواجه است. در حقیقت این کاری که در آنجا انجام شد تصویرسازی منفی از اقتدار جمهوری اسلامی را دارد نشان می‌دهد و دشمنان ما از این رفتار سوء استفاده می‌کنند. 

شما سال 87 بحث دولت ائتلافی را مطرح کردید. آیا شما قائل به این هستید که باید بازپیرایی و بازسازی در جریان اصولگرا انجام شود؟

دو نکته اینجا مهم است؛ یکی اینکه اولا اداره کشور ایران نیاز به دولتی خیلی قوی و کارآمد دارد. ایران کشوری بزرگ است و مشکلات آن هم زیاد است، از مواجهه ای که ایران با آمریکا و اسرائیل دارد تا بحث های داخلی ایران؛ اقتصاد بسیار  بزرگ دارد، ما بیش از 70 میلیون جمعیت را هم به اینها اضافه کنیم. این خام اندیشی است که فکر کنیم یک نفر قهرمان در میان شخصیت های کشور هست که این اگر بیاید تمام مشکلات کشور را حل می کند. این جز ساده اندیشی و رویا پروری چیز دیگری نیست. اگر کسی آگاهانه اینطور فکر می کند یعنی می فهمد که چنین حرفی غلط است و آن را مطرح می کند دارد عوام فریبی می کند و اگر نمی فهمد باید بداند ایران کشوری بزرگ است و هیچ فردی به تنهایی نمی تواند ایران را اداره کند؛ باید دولتهای ائتلافی بیایند تا بتوانند کشور را اداره کنند.

مساله دوم این است که ما احزاب قوی و با سابقه طولانی نداریم. در دنیا که احزاب کشور را اداره می کنند به دلیل قدمت تاریخی و تجاربی که از اداره کشور از دوره های گذشته در دل خود ثبت کردند و برنامه ها و کادرهای فراوانی که دارند کسی که رئیس جمهور می شود پشتوانه عظیم کادر، برنامه و تجربه آن فرد را برای اداره کشور پشتیبانی می کند.

ما که در ایران چنین احزابی را نداریم. پس حتما بایستی تا رسیدن به آن نقطه از دولت های ائتلافی استفاده کنیم.

اما وقتی می گوییم دولت ائتلافی منظورم این نیست که افراد لیبرال را با افراد اصولگرا با هم قاطی کنیم. خوب معلوم است که اینها نمی توانند با هم کار کنند. من وقتی می گویم دولت ائتلافی منظورم دولت ائتلافی متعهد و کارآمد است یعنی گروهای متعهدی که در این کشور هستند و کارآمدند با هم یک دولت تشکیل دهند یعنی وقتی ما نگاه می کنیم اگر دولت اصولگرا است همه طیف های اصولگرا در آن یک نماینده ای داشته باشند. تمام گروهها اصولگرا کادرهای کارآمدشان را به صحنه آورده و در اختیار آن دولت قرار دهند و ادره کشور را به دست گیرند.

این مدلی بود که در انتخابات دنبال می کردم و همچنان هم معتقدم که تنها راه اداره کشور این است که دولت متعهد و کارآمد ائتلافی درست کنیم و تمام نیروهای متعهد کشور از هر سلیقه فکری که در نیروهای اصولگرا هستند حتی اگر در نیروهای جناح های دیگر هستند افراد متعهدشان که دارای تعهد انقلابی و ارزشی هستند دور هم جمع شده و دولت کارآمد را سامان دهند. در چنین دولتی دیگر مهم نیست که چه کسی رئیس جمهور است هر کسی رئیس جمهور باشد در حقیقت یک تیم دارد کشور را اداره می کند دیگر یک نفر به مردم متعهد نیست حداقل بیش از چند نفر هستند که تعهد به مردم می دهند که مشکلات کشور را حل و فصل می کنند. آن ایده ای که طرح کردم از مطالعه ای عمیق در طول20 سال اخیر کشور به دست آمده است یعنی ما آمده ایم همه دولت های بیست سال اخیر را مطالعه کرده ایم و به این نتیجه رسیده ایم که بدون دولت کارآمد متعهد ائتلافی نمی توانیم امر توسعه را در کشور شتاب داده و مشکلات را حل و فصل کنیم. اینکه قهرمانی در کشور باشد که کسی هم او را نشناسد و اگر بیاید معجزه می کند رویا و خیال خامی بیش نیست و نباید مردم را فریب داد. این فریب نه تنها به جامعه آسیب می زند بلکه به خود آن آدم ها هم آسیب می زند.

الان جریان اصولگرا به دو شق طیف قدیمی و اصیل و جریان دولتی تقسیم شده است. ارزیابی شما را از این دو جریان می خواهم. فکر می کنید کدام یک از این دو جریان، دوام دارد و می تواند از آرمانهای امام صیانت کرده و به پیش برود؟

هیچ کدام از این دو جریان به تنهایی نمی تواند کار مهمی انجام دهد. تنها راه فراروی جریان اصولگرا این است که همه دور هم جمع شوند و بر روی محور برنامه روشن و شفاف، پشت سر مقام معظم رهبری و بر محور ولایت، یعنی ولایت و برنامه توافق کنند؛ به نظر من غیر از این راهی نداریم.

اگر گروه آقای احمدی نژاد و دوستانشان را هم اگر کنار بزنند و گروه دیگری از اصولگرایان بر سر کار بیاید بازهم از همه ظرفیت ها استفاده نمی شود.

فکر نمی کنید که جریان انحرافی در جبهه اصولگرایی شکل گرفته که دارد از جیب اصولگرایی و به ضرر آن خرج می کند؟

جامعه ما دارد این پدیده را نشان می دهد. باید دید علل این پدیده آیا نادانی است یا برنامه های جریانات خاصی پشت سر این پدیده است. این پدیده ای است که من قبول دارم الان در کشور ما شکل گرفته و با افراط گری هایی که انجام می دهند آب به آسیاب دشمن می ریزند.

پیش بینی شما از آتیه این جریان چیست؟

من متن جامعه  و فطرت جامعه را مثبت می دانم و آینده خوبی در پیش خواهد بود. متن مردم اجازه نمی دهد جریانات منحرف از امام و رهبری شکل بگیرد.

آقای رضایی چه خطراتی را برای جریان اصولگرایی پیش بینی می کنید و فکر می کنید این جریان باید نسبت به چه موضوعاتی هوشیار بوده و برنامه ریزی داشته باشد؟

به نظر من اولین تهدید جریان اصولگرا تک روی است یعنی هیچ خطری بالاتر از تک روی در جریان اصولگرا نیست. مساله دوم بی برنامه بودن است و سلیقه محوری یعنی به جای اینکه برنامه روشن و شفافی برای اداره کشور داشته باشیم به سلیقه هایمان تکیه می کنیم. باید سلیقه محوری را کنار بگذاریم و برنامه محوری را در پیش بگیریم مساله سوم هم خودمان را بی عیب و نقص دانستن و تجدید نظر نکردن در رفتارهایمان است. به همین دلیل معتقدم جریان اصولگرایی باید یک انتقاد درونی از خودش را شکل دهد و صادقانه همه بایدبیایند و بنشینند و انتقاد سازنده ای از خودشان داشته باشند. همه آسیب هایی که در طی این 20 سال اخیر داشته اند را آسیب شناسی کنند و اگر هم لازم شد صادقانه مردم را در جریان بگذارند و بگوبند نقاط آسیب اصولگرایی کجا بوده است.

 قـــــــــســــــــــــــمت دوم ایــــــــــــــــــن گـــــــــــــفـتـگـــــــــــــــو:

محسن رضایی: در جبهه خودی اکبر گنجی پیدا شده

در بخش اول گفت و گوی «خبر» با دکتر محسن رضایی مواضع سیاسی و پیش بینی و نگرانی های او از آینده را خواندید. امروز و در آستانه 27 تیرماه سالگرد پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل بخش دوم این گفت و گو را می خوانید.

در قسمت دوم گفت و گوی خبر با دکتر محسن رضایی علاوه بر سخنان او درباره آنهایی که منتقد پذیرش قطعنامه هستند نظر او درباره مذاکره احتمالی ایران و آمریکا را نیز می خوانید.

**** 
آقای رضایی شما چه زمانی قصد دارید خاطراتتان را منتشر کنید؟

شاید امسال اولین مجموعه منتشر شود. 

در چه مقطعی؟

حوادث سال آخر جنگ. سال 66 و 67.

چرا این مقطع را برای آغاز انتخاب کردید؟

چون پیچیده‌ترین بخش حوادث جنگ حوادث پایانی آن است و چون بیشترین اطلاعات در آن مقطع را من دارم فکر کردم از اینجا شروع کنم بهتر است.

یکی از موضوعاتی که در حداقل یک سال اخیر خیلی مطرح شده داستان پایان جنگ بود و اینکه در چند ماه اخیر هم در مورد فتح خرمشهر برنامه‌های تلویزیونی به این موضوع بیشتر دامن می‌زند این است که سیاسیون به تعبیری که می‌شود جام زهر را به دست امام دادند. آیا این واقعیت داشت یا بحث اقتضاعات زمانی پایان جنگ این موضوع را رقم زد؟

بحث پایان جنگ هم در دوران دولت آقای خاتمی و هم در دوران دولت آقای احمدی‌نژاد با دو ادبیات اما با یک نتیجه‌‌گیری تکرار شد. سخنگوی این داستان سرایی ها در زمان آقای خاتمی، ‌اکبر گنجی بود و حالا سخنگوهای دیگری در جبهه نیروهای خودی پیدا شده است. آنجا می‌گفتند که ما در جنگ شکست خوردیم و جنگ طولانی شد و نباید جنگ بعد از آزادی خرمشهر ادامه پیدا می‌کرد الان می‌گویند که در پایان جنگ امام جام زهر نوشید و معنای دوم این حرف این است که ما در جنگ به اهدافمان نرسیدیم و شکست خوردیم.

خوب! اینها یک حرف است که از دو زبان بیرون می‌آید؛ یک سخن است که با دو ادبیات گفته می‌شود. همه اینها خلاف واقع است. ما در جنگ با موفقیت بیرون آمدیم چون وقتی ایران قطعنامه 598 را با تلخی در تیرماه 1367 پذیرفت جنگ به پایان نرسید. جنگ در اواخر مرداد ماه به پایان رسید. آن هم با حوادثی که به نفع ایران و پیروزی ایران تمام شد. لذا ایران در تیر ماه قطعنامه 598 را پذیرفته که پس از شکست های پی در پی بود ولی بعد از اینکه ایران قطعنامه را پذیرفت سه چهار عملیات بزرگ را در مواجهه با عراقی‌ها انجام می‌دهیم که همه آن عملیات ها را ما پیروز‌ شدیم پس از آنها جنگ تمام شده پایان یافت. امام بعد از عملیات های مردادماه فرمودند که من یک لحظه هم در این جنگ نادم و پشیمان نیستم. بنابراین وقتی ما همه صحبت‌های امام را در تیر ماه، مرداد و شهریورماه کنار هم می‌گذاریم می‌بینیم که صحبت های امام ( ره ) یک شان نزولی داشته است. آن زمانی که امام قطعنامه 598 را پذیرفته و ایران در اوج شکست‌های خودش بوده و در مردادماه که جنگ تمام می‌شود و در ایران در اوج پیروزی‌های خودش بوده آنجا امام صحبت دیگری دارد و صحبت‌های امام را ما باید همه را با هم ببینم بنابراین ما در جنگ پیروز شدیم.

حالا پایان جنگ نتیجه کار سیاسیون بوده و یا پیگیری نظامی ها؟

ما این موضوع را مفصل در کتاب توضیح می‌دهیم همراه با اسناد و مدارک.

ناگفته های جنگ در چه حوزه هایی است و چرا ناگفته باقی مانده است؟

ناگفته ها در دو قسمت است، یکی درباره تصمیم گیری های کلان است که مثلا چگونه عملیات ها تصمیم گیری می شد و یکی هم درباره مباحث سیاسی نظامی جنگ است که چه مباحثی در سطح سیاست جنگ و مسائل سیاسی مرتبط با جنگ در جریان بود. علت اینکه من تاکنون به آنها نپراداخته ام به دلیل آن است که ضرورتی وجود نداشت و سئوالی نبود و بخش دیگر آن به خاطر این بود که چون از اینها به خاطر رقابت های سیاسی سوء استفاده می شد کسانی که این ذخایر را در دل و ذهن شان نگه می داشتند برای اینکه از این موضوعات سوء استفاده سیاسی نشود آنها را مطرح نمی کردند وی آن به معنای این نیست که در تاریخ ثبت نشود. فکر می کنم شرایط امروز مناسب شده که آن مسائل به مرور مطرح شود.

وضعیت تاریخ جنگ را چگونه می دانید؟

در بیان تاریخ انقلاب و دفاع مقدس نواقصی و جود دارد که می توان به چند گروه تقسیم کرد. یکی این است که برخی اوقات یک جانبه نگری درباره وقایع انقلاب و دفاع مقدس دیده می وشد و دوم اینکه یک بعدی نگاه می شود. مثلا یک حادثه از جنک را صرفا از بعد ایثارگری نگاه می کنند و یا همان حادثه را صرفا از بعد سیاسی به حوادث جنگ نگاه می کنند؛ در حالی که جنگ مساله ای چند بعدی و چند جانبه است. همه جوانب و ابعاد جنگ و انقلاب باید بیان شود.

آقای رضایی فکر نمی‌کنید در یکی دو سال اخیر یک جریانی شکل گرفته برای یک نوع حافظه‌سازی برای انقلاب؟

یا تحریف انقلاب.

بله. تحریف...

همین‌طور است البته این طبیعت جوامع است معمولا که اگر تلاش برای حفظ تاریخ نشود گروه‌هایی در بین آیندگان می آیند که ریشه در تخاصمات دوران انقلاب دارند. به هر حال عده زیادی در اول انقلاب ناراحت شدند. چریک های فدایی، منافقین، سلطنت طلب ها؛ توده ای و ... نمی توانیم بگوییم اینها دنباله ای در تاریخ ندارند. بلکه در امتداد همان جریان های سیاسی افرادی هستند با زبان های مختلف از انقلاب و دفاع مقدس انتقام می کشند.

یا فضا سازی می کنند و یا تاریخ را قلب می کنند و وارونه نشان می دهند. بعضی هم که می خواهند عدم حضورشان در انقلاب و جنگ را توجیه کنند می گویند کسانی که جنگ و انقلاب را اداره کردند اشتباه کردند.

در واقع اینها با متهم کردن نیروهای انقلاب و رزمنده می خواهند بهانه تراشی کنند و توجیه نمایند که چرا به جنگ نرفتند، چرا در انقلاب شرکت نکردند و چرا علیه رژیم شاه نجنگیدند.

آقای دکتر پیش بینی شما از آتیه این جریان چیست؟ فکر می کنید این جریانی که دارد برای خود شناسنامه سازی می کند چه جایگاهی در سالهای آتی دارد؟

متن مردم و فطرت ملت ایران به افتخارات تاریخی خود متصل است و ایرانیان نمی خواهند گذشته پر افتخار خود را نادیده بگیرند لذا شایعات و گفتمان و تحریف های این نوع افراد توسط ملت ایران کنار گذاشته خواهند شد و نمی توانند تاثیر تعیین کننده ای داشته باشند.

آقای دکتر موضوعی که در صحبت‌های شما و در مواضع‌تان وجود دارد. موضع شما نسبت به آمریکاست. چند شب پیش خاطرات سال 66 آقای هاشمی را نگاه می‌کردم؛ ایشان به مواجهه قایق های تندروی ایران در خلیج فارس با ناو آمریکایی اشاره کرده بود. این درگیری به یک موضوع رسانه‌ای دنیا و موضوعی به نام مواجهه ایران و آمریک تبدیل شد.. به عنوان یک فرمانده سابق نظامی فکر می‌کنید دلیل واهمه‌ای که از مواجهه نظامی ایران و آمریکا وجود دارد چیست؟

دلیلش روشن است. هر نوع درگیری نظامی بین ایران و آمریکا کل منطقه خاورمیانه را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد.  در منطقه ای که ما زندگی می کنیم انرژی جهان تامین می شود و قلب اقتصاد جهانی در خاورمیانه می زند، هر حادثه ای در این منطقه قلب اقتصاد جهان را از کار می اندازد . از طرف دیگر ایران کانون مبارزه جهان اسلام با امریکا تبدیل خواهد شد و بیش از یک میلیارد مسلمان به چالش جدی با آمریکا کشیده می شوند. اینکه مرتب خبر سازی می کنند که کشورهای عربی منطقه طرفدار حمله آمریکا به ایران هستند دروغی بیش نیست و حکایت از نگرانی غرب از حمله به ایران دارد. آنها می خواهند اقدامات خود را علیه ایران به اسم کشورهای عربی تمام کنند.

ولی آمریکا ظاهراً خیلی سرتر از ماست. آنها می گویند اینکه دور تا دور شما را محاصره کرده‌ایم، شریان‌های اقتصادی شما را تحت نظر داریم، با قطعنامه‌های متعددی که برایتان اعمال کرده‌ایم شما را تحت کنترل خودمان داریم و القاء می کنند که زیر فشارهای ما هستید.

آمریکایی‌ها کاملاً می‌دانند که اگر اقدام نظامی علیه ایران انجام بدهند ایران مثل عراق و افغانستان نیست. ایران می‌تواند ضرب شست جدی برای آنها داشته باشد. به همین دلیل با وجود اینکه در همه کشورهای همسایه ایران حضور دارند و لیکن کاری انجام نمی‌دهند آقای بوش می‌خواست این کار را انجام بدهد سه بار تصمیم گرفت به ایران حمله کند ولی به دلیل آمادگی نیروهای نظامی ایران و سلاح‌های جدیدی که ایران در خلیج فارس تست کردند (موشک‌های جدیدی که آمریکایی‌ها تا آن موقع از آنها اطلاعی نداشتند و ایران برای اولین بار آنها را درخلیج فارس تست کرد) و همچنین سیاستی که مقام معظم رهبری در پیش گرفت که تا آخرین لحظه باب گفت و گو را با 5+1 باز گذاشته بود و از طریق گفت و گوهایی که اروپایی‌ها صورت می‌گرفت و چند عامل دیگر. هر سه بار آقای بوش نتوانست حمله به ایران را انجام دهد، در حقیقت قصدی که آنها کرده بودند خنثی شد. الان آنها یک جنگ اقتصادی را شروع کرده‌اند. این جنگ اقتصادی نشان می‌دهد که آنها واهمه دارند که از طریق نظامی با ایران درگیر شوند. در ضمن تصور می‌کنند جنگ اقتصادی می‌تواند ایران را از پای در آورد و ایران را از منافع ملی خودش عقب‌نشینی دهد. به نظر من دیر یا زود آمریکایی‌ها متوجه خواهند شد که جنگ اقتصادی هم بی‌تأثیر و به جای اینکه اصولاً وارد ادبیات جنگ با ایران شوند باید وارد گفت و گوهای درست و صحیح با ایران شوند.

پس شما قائل به این هستید که رفتارهای آنها پیش بردن به سمت میز مذاکره است؟

یکی از اهداف آمریکا این است ولی اشتباه بزرگ آنها این است که متوجه نمی‌شوند که این حرکاتی که آنها انجام می‌دهند دره‌ای که بین ایران و آمریکا درست شده را عمیق‌تر و عریض‌تر می‌شود. 

شما پیش از این به این موضوع اشاره کرده بودید که ظاهراً بعضی‌ها فکر می‌کنند که هدف پیش بردن به سوی گفت و گویی است که آنها می‌خواهند. فکر می‌کنید برای شکل‌‌گیری این فضای مذاکره و مواجهه ایران و آمریکا با یکدیگر که مسائل‌شان را مستقیماً با هم مطرح کنند باید چه فضایی ایجاد شود؟

آمریکایی ها باید رفتار خود را عوض کنند با حرف زدن مشکل حل نمی شود . حداقلش این است که آمریکایی همه تحریم‌ها را بردارند یا اینکه در عمل ثابت کنند که واقعاً قصد همکاری با ملت و دولت ایران را دارند. ما هیچ علامت مثبتی از آمریکایی‌ها جز حرف زدن نمی‌بینیم.

فکر می‌کنید این مهم است که چه دولتی بحث مذاکره با آمریکا را آغاز کند؟

نه در ایران مسئله ایران و آمریکا و یا روابط خارجی در ایران ارتباط ایران با اروپا به هیچ دولتی ارتباط ندارد. به نظام بستگی دارد چون این مسئله با منافع ملی ما سر و کار دارد.  دولت مسئولیتش در این زمینه اجرا و دیپلماسی است . آمریکا باید به دولت ایران احترام بگذارد.

پس شما جزو آن دسته نیستید که می‌گویند اگر می‌خواهید رابطه با آمریکا وجود داشته باشد حداقل توسط آقای احمدی‌نژاد نباشد چون بعضی‌ها این را یک برگ برنده برای رئیس جمهور می‌دانند.

نه! به نظر من مسائل ملی در دایره موضوعات حزبی و گروهی نباید تعریف شود. چه آقای احمدی‌نژاد رییس جمهور باشد چه کس دیگری پیگیری منافع ملی ما ربطی به افراد ندارد. برای ما مهم این است که منافع ملی‌مان را چگونه پیش ‌ببریم هر دولتی که می‌خواهد در ایران سر کار باشد نباید تأثیری در پیگیری منافع ملی ما داشته باشد.

به عنوان آخرین سؤال در این بخش از حوزه سیاست خارجی پیش‌بینی شما از مواجهه ایران با بحث تحریم‌ها چیست؟ فکر می‌کنید به موازات این تحریم ها ما چه دستاوردهایی در چند سال آتی خواهیم داشت. آیا فشار بر ما بیشتر خواهد شد یا نه، فکر می کنید راه‌های برون رفت برایمان ایجاد می‌شود؟

این تحریم‌ها بی‌تأثیر نیست و روی اقتصاد ما اثراتی خواهد داشت. در تجارت بین‌المللی ما تأثیراتی خواهد داشت ولی ما می‌توانیم از این تحریم‌ها برای یک جهش بزرگ در اقتصاد کشورمان استفاده کنیم. مشروط به اینکه اولاً همه نخبگان کشور را به کمک دولت و مجلس فراخوانی کنیم.  یعنی یک بسیج عمومی در کشور اعلام کنیم و دولت نباید دو جبهه باز کند، ما فقط باید یک جبهه داشته باشیم. حالا که آمریکایی‌ها می‌خواهند در جنگ اقتصادی با ما مقابله کنند باید این را تبدیل کنیم به یک بسیج ملی ، فرصت و سازندگی در کشور. در این شرایط باید از همه نخبگان، کارآفرینان، صنعت‌گران دانشجویان، هنرمندان و تمام ظرفیت‌های کشورمان برای پیشرفت و توسعه کشور استفاده کنیم و مسئله دوم هم این است که برنامه ریزی‌های خوب و کار آمدی داشته باشیم که در مقابل این تحریم‌ها بتواند حداقل آثار زیان و منفی داشته باشد. در حقیقت با برنامه‌ریزی بتوانیم آثار منفی تحریم‌ها را خنثی کنیم.

اگر این بسیج ملی و یک برنامه‌ریزی دقیق صورت بگیرد ما می‌توانیم از تحریم‌ها عبور کنیم و بلکه از تحریم‌ها به عنوان یک سکوی پرش برای کشورمان استفاده کنیم.  همانطور که در جنگ ما نیروهای مسلح و قدرت دفاعی خود را ساختیم.

گفتگو از: سید محسن فرجادی

صدا و سيما در خدمت رييس

صدا و سيما در خدمت رييس

گزارشي از فعاليت هاي انتخاباتي ضرغامي براي رياست جمهوري

کد مطلب : 51992 26 تير 1389 ساعت 21:01

فرارو - در حالي كه به نظر مي رسد رييس صدا و سيما با بهره گيري از امكانات اين سازمان، فعاليت هاي انتخاباتي رياست جمهوري آينده را آغاز كرده و طي دو روز اخير، بيش از 82 بار چهره ي خبري صدا و سيما بوده ، سايت جهان ، وابسته به عليرضا زاكاني، در گزارشي فعاليت هاي ضرغامي و ستيز انتخاباتي وي با شهردار تهران را مورد توجه قرار داده است.

گزارش را در زير بخوانيد:

شاید آغازگر بازی را بتوان رسانه های وابسته به شهرداری دانست.اما آتش تحلیل های آغشته به خبر در میان رسانه ضرغامی تند و تیز تر است.

به گزارش جهان اخیرا بحث های انتخاباتی زودتر از زود هنگام در برخی محافل و رسانه ها آغاز شده است. آغاز این راه را برخی، دولتی ها می دانند.شنیده ها و اخبار درگوشی از تلاش زودهنگام فرد جنجالی دولت برای ریاست جمهوری یازدهم خبر می دهد.اصلاح طلبان هم که تیم رسانه ای خود را فراخواندند و در این رابطه جلسات متعددی هم برگزار کردند.

اما هفته گذشته جنگ انتخاباتی زودهنگام توسط همشهری ماه کلید خورد.مجله همشهري ماه در این شماره پرونده ويژه‌اي به انتخابات سه سال بعد اختصاص داد و با تأكيد بر اينكه اسفنديار رحيم‌مشايي گزينه قطعي مورد نظر احمدي‌نژاد است، مدل مدودوف- پوتين را در این ارتباط مطرح کرد.همشهری ماه اما از کاندیداتوری قالیباف در سه سال آینده هیچ نوشت.

تا اینکه روزنامه همشهری در آخرین روز هفته گذشته با سرمقاله خود عملکرد ضرغامی را به تندی به چالش کشید.نویسنده این مطلب نوشت که آقای ضرغامی اموال عمومی را حیف و میل می کند و هر روز هم که می گذرد بدتر از گذشته می شود.نویسنده این مطلب به سفره پهن شده ای اشاره می کند و می نویسد که این سفره صرفا برای افراد خاصی تدارک دیده شده است.همشهری می نویسد که تولیدات سیما همه کپی است و هنرپیشه ها و دست اندرکاران نیز همه یکی هستند.و در انتها با گوشه و کنایه می نویسد که شاید آقای ضرغامی بگوید تخم مرغ های خودم را دوست دارم به دیوار بکوبم اما باید به ایشان گفت که کسی هم هست که سراغ این تخم مرغها را بگیرد.این روزنامه ضمنا در کاریکاتوری، یک خانواده را نشان می دهد که همگی بدون اعتنا به برنامه های سیما، ماهواره نگاه می کنند.

اما روزنامه جام جم، ارگان رسانه ای ضرغامی نیز امروز ساکت نشست و با سیاسی قلمداد کردن انتقاد همشهری پرده از مبارزات انتخاباتی زودهنگام برداشت.این روزنامه که به نظر می رسد در این رابطه با ماموریت ویژه وارد شده است با انتقاد از رسانه های شهرداری تهران نوشت:محمدباقر قاليباف، شهردار تهران از جمله سياستمداراني است كه به گفته منابع نزديك به شهرداري، حجم فعاليت‌هاي سياسي و تبليغاتي اش در هفته‌هاي اخير به شدت افزايش يافته است.

این روزنامه با انتقاد تند و کم سابقه ای که معمولا در نوشته های این روزنامه سابقه نداشته است نوشت:به گفته منابع نزديك به شهردار تهران، ستادهاي تبليغاتي وي از مدت‌ها قبل دوباره سازماندهي شده و برنامه‌هاي هدفمند او براي تبليغات گسترده نيز از چند روز قبل رسما آغاز شده است.

آنچه گمانه "ماموریت ویژه" را برای این رسانه قوت می بخشد، خبر ویژه ای است که با این ادبیات منتشر شده است:"در تازه‌ترين اقدام شهردار تهران، پس از آن كه سازمان صدا و سيما از همكاري با وي براي پخش گسترده فعاليت‌هايش در شبكه‌هاي سراسري تلويزيون خودداري كرده، فشار مجموعه تبليغاتي و رسانه‌اي شهرداري بر رسانه ملي بشدت افزايش يافته است. يك منبع مطلع در سازمان صدا و سيما به «جام‌جم» گفت كه آقاي قاليباف از مدت‌ها قبل از صدا و سيما درخواست كرده تا به جز شبكه تهران، برنامه‌هاي خبري و كاري شهردار تهران از شبكه‌هاي سراسري صدا و سيما نيز پخش شود، اما اين درخواست با مخالفت مديران رسانه ملي مواجه شده و آنها با اين استدلال كه اطلاع‌رساني در مورد برنامه‌هاي شهرداري تهران تنها براي مردم پايتخت ضرورت دارد و براي بينندگان تلويزيون در شهرهاي ديگر كشور(جز در موارد خاص) جذابيتي ندارد، ‌بر پخش اخبار قاليباف تنها در شبكه تهران تاكيد مجدد كردند."

جام جم حتی نوشت که مقاومت مدیران سیما باعث خشم اطرافیان قالیباف شده است.

جام جم پا از این نیز فراتر گذاشت و به نقل از یک خبرنگار در روزنامه همشهری نوشت:"یكي از مديران سابق روزنامه همشهري در اين رابطه به خبرنگار ما گفت: حمله به صدا و سيما در ارگان شهرداري معمولا از خارج از روزنامه پيگيري و سفارش داده مي‌شود و حتي گاهي مطالبي آماده، ارسال و دستور داده مي‌شود تا چاپ گردد. آغاز تحركات انتخاباتي شهردار تهران به حدي پر رنگ بوده كه از چشم ناظران خارجي نيز پنهان نمانده است."

با این حال آگاهان رسانه ای که می دانند این نوع خبر رسانی و تحلیل در این روزنامه کم سابقه و حتی بی سابقه است، معتقدند اختلاف پنهانی و البته سابقه داری وجود دارد که این روزها بروی پیشخوان روزنامه ها و رسانه های وابسته هم رسیده است.

در بخش های دیگر این تحلیل کار به تندی و بی پروایی هم می کشد و گفته می شود: شهردار مغرور تهران براي تميز كردن خيابان‌هاي پايتخت ايران و ايجاد پارك‌هاي جديد تلاش مي‌كند. محمدباقر قاليباف يك اصولگراي عملگرا و از رقباي برجسته محمود احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور ايران است كه سعي در تقويت شهرت خود دارد.

وی برای از میدان به در کردن قالیباف پای فتنه را هم وسط می کشد: مواضع مبهم قاليباف در بحران پس از انتخابات با هدف جلب حمايت بخشي از اصلاح‌طلبان از او در انتخابات دوره بعد رياست‌جمهوري صورت گرفته است.

اما ماجرای وقتی جالب تر و خواندنی تر می شود که به پاراگراف آخر تحلیل روزنامه جام جم می رسیم.
تحلیلگر این روزنامه در انتها، این قبیل تحرکات زودهنگام را مانع از ورود دیگران به عرصه انتخابات می داند و تلویحا از ورود چهره ای به عرصه انتخابات خبر می دهدکه پیش از این در برخی محافل ذکر خیرش زیاد می شده است و آن چهره جدید کسی نیست جز سید عزت الله ضرغامی.

آنجا که می نویسد:استفاده از «دوپينگ رسانه‌اي» در شرايط حاضر و حذف و تخريب رقباي احتمالي براي آينده، تخريب رسانه‌هاي ناهمسو با هدف تمكين در برابر خواسته‌هاي آنان از جمله سياست‌هايي است كه در اين مدت در شهرداري تهران به كار گرفته شده و احتمال مي‌رود معادلات سياسي را براي رئيس‌جمهور شدن دوباره شهردار پايتخت دشوارتر كند.

اما رسانه ضرغامی کار را به اینجا نیز ختم نمی کند و در رسانه دیگر و آن لاین خود با کاریکاتوری همه خبر و تحلیل خود را به تصویر می کشد.

عکس> عاملان حادثه تروریستی زاهدان

کد مطلب : 51900 26 تير 1389 ساعت 10:02


گروهک جندالشیطان، عکس های دو عامل انتحاری که با انفجار مسجد زاهدان ده ها نفر از هموطنان بیگناهمان را به شهادت رساندند را در سایت خود منتشر کرد. 

             

 این گروهک مدعی شده است که این افراد به نام‌های «عبدالباسط ریگی» معروف به اسلام جان و« محمد ریگی» معروف به جنیدجان عملیات تروریستی انتحاری خود را در مقابل مسجد جامع زاهدان انجام داده‌‌ و به هلاکت رسیده‌اند. 

             

گفتنی است عبدالمالک ریگی سرکرده معدوم گروهک جندالشیطان، در اعترافات خود گفته بود که عملیاتهای این گروهک توسط نیروهای امنیتی آمریکا هدایت می شده و عوامل گروهک جندالشیطان، در حین عملیات تروریستی خود با تهیه فیلم و عکس و ارسال این اسناد برای نیروهای آمریکایی، از آنها پول دریافت می کرده است. 

             

در حمله این گروهک تروریستی بیش از 300 شهروند بی گناه شهید و مجروح شدند.

اعتراض نماینده زابل به ندادن پیام تسلیت توسط رئیس جمهور

رئیس‌جمهور به مردم بورکینافاسو و دیگر کشورها به دلیل اتفاقات مختلف پیام تسلیت می‎دهد. آیا خون مردم مظلوم سیستان و بلوچستان از خون مردم بورکینافاسو کم‌رنگ‌تر است؟ / هیچ یک از مسوولان برای مردم استان پیام تسلیت نفرستادند و اگر عنایات معظم له و تسلیت ایشان به مردم این استان نبود، ما حقیقتا نمی‌دانستیم جواب مردم را چه بدهیم.

عباسعلی نورا نماینده زابل پس از حسینعلی شهریاری رسما از نمایندگی مجلس اعلام استعفا کرد.

به گزارش شفاف، عباسعلي نورا با اعلام خبر استعفاي خود از نمايندگي زابل در مجلس هشتم، ضعف مديريت يكپارچه، عدم تمركز مديريتي در تصميم‌گيري‌ها و نبود اقتدار مديريتي در استان سيستان و بلوچستان را از عوامل اصلي تكرار حوادث تروريستي دانست كه به دليل آنها استعفا داده است.

نماينده مردم زابل در مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا با انتقاد از عملكرد مديران استان زاهدان، اضافه كرد: متاسفانه مسوولين استان ما در زمان وقوع حادثه بيدار شده و پس از مدتي دوباره به خواب مي‌روند.

نورا با اعتقاد بر اينكه غفلت ما باعث شد گروهك ريگي دوباره فعاليت خود را آغاز كند، افزود: يكي از دلايل استعفاي بنده و آقاي شهرياري از نمايندگي مجلس اين است كه ما نسبت به اين اقدام از مدت‌ها پيش تذكر داده بوديم.

نماينده زابل با اشاره به فرهنگ بومي مردم استان زاهدان، اضافه كرد: فرهنگ اين منطقه، فرهنگ انتقام است. پس از اعدام ريگي ما به مقامات تذكر داده بوديم و حتي در كميسيون امنيت‌ملي جلسه گذاشتيم و به صورت انفرادي با برخي مقامات مطرح كرديم كه اين گروهك دست به اقدامات تلافي جويانه خواهد زد.

نورا افزود: حتي ما حدس مي‌زديم كه اين حادثه احتمالاً در چه روزهايي اتفاق مي‌افتد. روزهاي مربوط به ائمه شيعه از روزهايي بود كه ما احتمال اقدامات تلافي جويانه را مي‌داديم.

نماينده مردم زابل دبا اشاره به اينكه تا زمان تصميمي وي به استعفا تنها مقام معظم رهبري به مردم زاهدان تسليت گفته‌اند، ادامه داد: هيچ يك از مسوولان براي مردم استان پيام تسليت نفرستادند و اگر عنايات معظم له به مردم اين استان نبود، ما حقيقتا نمي‌دانستيم جواب مردم را چه بدهيم.

وي به پيام تسليت رئيس‌جمهور به مردم بوركينافاسو و ديگر كشورها به دليل اتفاقات مختلف اشاره كرد و افزود: آيا خون مردم مظلوم سيستان و بلوچستان از خون مردم بوركينافاسو كم‌رنگ‌تر است؟

نورا در پاسخ به اينكه چه اقداماتي براي جلوگيري از تكرار چنين حوادثي مي‌تواند مفيد واقع شود؟، گفت: من معتقدم بايد مديريت واحد و مقتدري كه در همه ارگان‌هاي امنيتي و اجرايي از وي حرف شنوي داشته باشند، منصوب شود. هميچنين بايد شرايطي كه اين مديريت براي مقابله با اين حوادث در نظر مي‌گيرد، با شرايط بومي استان همخواني داشته باشد.

گفتني است روز گذشته نيز حسينعلي شهرياري طي نامه‌اي به رئيس مجلس از نمايندگي زاهدان استعفا داده بود.

عکس:نقاشی های هیتلر








تصاویری زیبا از دامنه کوه دماوند -2


 تصاویری زیبا از دامنه کوه دماوند

عکس/ محمد رضا شکاری


تقاضای اردبیلی ها از احمدی نژاد

تقاضای اردبیلی ها از احمدی نژاد
همه مردم استان منتظرند تا تصميم نهايي دولتمردان را در انتخاب استاندار اردبيل مشاهده كنند اما خواسته بزرگ اهالي اين استان حفظ استاندار فعلي است كه مورد مطلوب و خواسته اهالي است.
فارس: جمعي از مردم اردبيل بعد از اقامه نماز جمعه امروز در طوماري از رئيس جمهور خواستند تا در تغيير استاندار اردبيل تجديدنظر كند.

در اين طومار كه بعد از نماز جمعه در حمايت از منصور حقيقت‌پور استاندار عزل شده اردبيل به امضا رسيد، مردم متدين اردبيل از محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور كشورمان خواستند تا در تغيير و جابه‌جايي استاندار اردبيل كه در دو سال گذشته زحمات و فعاليت‌هاي روزافزوني در پيشبرد عمران و آباداني استان اردبيل داشتند، انجام داده و همچنان بر حضور او در اين استان تاكيد كردند.

در بخشي از اين طومار به زحمات و اقدامات انجام شده از سوي استاندار اردبيل تاكيد شده و مهم‌ترين شاخصه منصور حقيقت‌پور دلسوزي، تلاش براي جذب سرمايه‌گذار داخلي و خارجي، حمايت از اشتغال جوانان، تلاش براي راه‌اندازي كارخانه‌ها و واحدهاي مختلف صنعتي، احياي فرهنگ اصيل شيعي در اردبيل، احياي مكتب اردبيل و بسياري از اقدامات حمايتي در بخش فرهنگي، مذهبي، اعتقادي، اقتصادي و عمراني عنوان شده است.

هرچند منابع غيررسمي سخن از عزل منصور حقيقت‌پور استاندار اردبيل به ميان مي‌آورند و امام جمعه اردبيل نيز در خطبه‌هاي نماز پرده از برخي تلاش‌هاي تعدادي از نمايندگان در بركناري استاندار اردبيل برداشت اما به نظر مي‌رسد اين تصميم و انتخاب استاندار جديد اردبيل به جلسه روز يكشنبه هيئت وزيران موكول شده است تا در زمينه گزينه‌هاي جديد اظهار نظر و تصميم نهايي صورت گيرد.

از استاندار سابق لرستان و همچنين معاون وزير جهاد كشاورزي و رئيس ستاد امتداد مهر كشور به عنوان گزينه‌هاي احتمالي تصدي پست استانداري اردبيل سخن به ميان آمده است اما همچنان تاكيد بسياري از مسئولان رده بالاي استان حفظ منصور حقيقت‌پور در سمت خودش است.

تلاش چند ماهه برخي از نمايندگان استان نيز كه قصد بركناري استانداري اردبيل را داشتند گويي به ثمر نشسته و آنها از اين اقدام شادمان هستند.

هرچند طيف موسوم به افراد ناراضي از عملكرد استاندار اردبيل در ماه‌هاي گذشته تلاش بسياري را در بركناري استاندار داشتند اما به نظر مي‌رسد شايد گزينه مطرح شده از سوي آنها نيز جزو گزينه‌هاي معرفي شده به هيئت دولت براي تصدي استانداري اردبيل نباشد و با اين حال همچنان مردم و اهالي استان اردبيل بعد از ماه‌ها كشمكش نگران اين مسئله هستند كه چه كسي مي‌خواهد جاي حقيقت‌پور را بگيرد.

هرچند هم مردم اردبيل و هم امام جمعه اين شهر از دست برخي از نمايندگاني كه تلاش در عزل استاندار را داشتند، مشهود و معروف است اما به نظر مي‌رسد مديريت يك سال و اندي در پست استانداري اردبيل يك دوران خوبي براي نشان دادن قابليت‌هاي مديريتي نباشد چراكه منصور حقيقت‌پور از زمان تصدي مسئوليت شبانه‌روز كوشيده است تا با استفاده از روابط سطح بالاي خود در عرصه كشور و حتي بين‌المللي سرمايه‌گذاران و پاي افراد معروف را به استان اردبيل باز كند تا بتواند اين استان را هم‌تراز با استان‌هاي توسعه‌يافته به نقطه قابل اتكا برساند.

همه مردم استان منتظرند تا تصميم نهايي دولتمردان را در انتخاب استاندار اردبيل مشاهده كنند اما خواسته بزرگ اهالي اين استان حفظ استاندار فعلي است كه مورد مطلوب و خواسته اهالي است.

روایتی از تغییر یک استاندار / کسی در انتظار تغییر نبود!


روایتی از تغییر یک استاندار / کسی در انتظار تغییر نبود!
خرم آباد - خبرگزاری مهر: تغییر استاندار لرستان برای مسئولان این استانداری غیرمنتظره ترین اتفاقی بود که می توانست رخ دهد چرا که حتی زمزمه ای مبنی بر ضرورت تغییر سید حسین صابری شنیده نمی شد.

به گزارش خبرنگار مهر در خرم آباد، شنیدن خبر برکناری استاندار لرستان خبری بود که در دقایق اولیه شب گذشته به گوش مردم و مسئولان استان و حتی خود استاندار لرستان رسید تا در کمال ناباوری همگی منتظر اعلام خبر از صدا و سیما شوند!

این در حالی بود که سید حسین صابری تمام روز تعطیل گذشته را مشغول بازدید از پروژه های سطح استان بود و در پایان روز نیز پس از تشکیل جلسه شورای مسکن برای تعیین زمین برای ایجاد پارک خانواده به خارج از شهر رفته بود که تلفن ها به صدا درآمد و خبر تغییر استاندار لرستان را مخابره کرد.

شاید نزدیک ساعت هشت صبح دیروز بود که تلفن خبرگزاری به صدا درآمد و دفتر استاندار لرستان خواستار اعزام خبرنگار برای بازدید از پروژه های سطح استان شد و صابری تمام دیروز را فارغ از اینکه در جلسه هیئت دولت چه می گذرد به شهرستانهای بروجرد، ازنا و دورود سفر کرد و تصمیماتی برای تسریع در اجرای پروژه ها گرفت.

یعنی به واقع در ساعتی که هیئت وزیران در حال تبادل نظر برای تغییر استاندار لرستان بودند سید حسین صابری با برگزاری جلسات متعدد در حال تصمیم گیری در سطح استان در مورد پروژه های مختلف در جایگاه استاندار لرستان بود.

پس از اینکه خبرنگاران از مخابره خبرهای بازدید استاندار فارغ شدند و حتی برخی از اخبار خود را نیز برای روز بعد گذاشتند با کمال ناباوری با خبر تغییر در استانداری لرستان مواجه شدند.

پیگیری خبرنگار مهر در لحظه اول برای اطلاع از صحت این موضوع از استاندار لرستان شروع شد. تماس با تلفن همراه سید حسین صابری اولین راهکار برای آگاهی از این امر بود.

صابری در واکنش به خبر برکناری خود مبهوت از این موضوع اظهار بی اطلاعی کرد و گفت: من هم از برخی خبرگزاری ها این موضوع را شنیده ام!

وی با تاکید بر اینکه بر اینکه مطیع امر دولت است، تصریح کرد: برای اطلاع از صحت برکناری خود باید پیگیری کند.

دیشب سید حسین صابری شاید آخرین کسی بود که از خبر برکناری خود آگاه می شد.

در گفتگویی که خبرنگار مهر در ساعات پایانی شب گذشته با استاندار لرستان انجام داد همچنان سید حسین صابری مبهوت از برکناری خود سخن می گفت تا واقعا باورمان شود که هیچ کس اینجا در انتظار تغییر استاندار لرستان نبوده است.

سید حسین صابری با تاکید بر بی اطلاعی از تغییر خود عنوان کرد: من تمام روز تعطیل یکشنبه را جلسه برگزار کردم و از پروژه ها بازدید کردم و در جایگاه استاندار لرستان تا ساعت هشت شب در حال تصمیم گرفتن بودم.

وی ادامه داد: من حتی بعد از جلسه ساعت هشت شورای مسکن برای تعیین زمین پارک خانواده به همراه برخی از مسئولان به خارج از شهر رفتم و حتی قرار بود جلسه نهایی برای تعیین تکلیف این پارک را ساعت هشت و نیم صبح دوشنبه تشکیل دهم.

صابری با تاکید بر اینکه هر آنچه دولت تصمیم بگیرد تابع خواهد بود، بیان داشت: هر زمانی که بگویند دیگر تکلیفی متوجه من نیست تمام وسایلم را جمع می کنم و به استان کرمان بازمی گردم.

استان لرستان بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران شاهد 13 استاندار بر مسند استانداری این استان بوده است به طوری که سید حسین صابری سیزدهمین استاندار لرستان محسوب می شود.

حسین عالی، حسین محلوجی ، حسن عابدینی ، احمد انتظاری ، محمد علی نقی جهرمی ، اصغر افشاری ، احمد انتظاری ، محمد جواد محمدی زاده ، سید حسن رسولی ، نورالله عابدی ، قربان علی سعادت ، محمد رضا محسنی ثانی و سید حسین صابری اسامی 13 استانداری است که بر صندلی استانداری لرستان تکیه زده اند که با حسابی سرانگشتی می توان گفت به طور میانگین عمر استانداران در لرستان حدود 2.3 سال بوده است.

این در حالی است که دولت نهم در استان لرستان نیز در طول عمر چهارساله خود دو استاندار را به خود دیده است که محمد رضا محسنی ثانی و سید حسین صابری دو استاندار دولت نهمی استان محسوب می شوند که به نظرمی رسد عمر استانداری سید حسین صابری با بیش از سه سال از دیگر استاندار دولت نهم بیشتر بوده است.

زمزمه تغییر استاندار لرستان پیش از این پس از انتخابات ریاست جمهوری شدت گرفت که این امر منتفی شد تا صابری همچنان در دولت دهم نیز استاندار باقی بماند.

جدا از اینکه حبیب الله دهمره دارای سابقه و عملکرد مطلوبی و زبانزدی در استانداری کرمان و سیستان و بلوچستان است ولی به نظر می رسد در شرایط کنونی تنها چیزی که به رونق استان کمک می کرد ثبات به وجود آمده در مدیریت استان و قرار گرفتن پروژه ها روی روند مطلوب بود.

به هر حال استان لرستان به عنوان نمونه در دولت نهم با تغییر دو استاندار در دو مرحله زمانی با تغییرات گسترده در نظام مدیریت میانی مواجه بوده که این امر خود موجب عدم ثبات در تصمیمات و برنامه ریزی در ادارات و دستگاههای اجرایی استان شده است.

به هر حال هیئت وزیران شب گذشته با تقدیر از زحمات سید حسین صابری استاندار لرستان، حبیب الله دهمره را به عنوان استاندار جدید استان لرستان منصوب کرد.

این در حالی است که پیش از این پس از انتصاب اسماعیل نجار استاندار سابق کردستان به سمت استانداری کرمان، حبیب الله دهمره استاندار سابق این استان با حکم رحیمی معاون اول رئیس جمهور به معاونت هماهنگی و نظارت بر امور فرهنگی، سیاسی و اجتماعی منصوب شده بود.

گفته می شود سید حسین صابری استاندار لرستان نیز قرار است به عنوان استاندار اردبیل به زودی معرفی شود.

"حبیب الله دهمره" استاندار جدید استان لرستان دارای دکتری ریاضیات کاربردی است و از سال 87 تاکنون استاندار کرمان و پیش از آن ، از شهریور 84 تا تیر 87 نیز استاندار سیستان و بلوچستان بوده است.

..................................

استاندار جدید اردبیل منصوب شد

استاندار جدید اردبیل منصوب شد

سید حسین صابری در جلسه امروز چهارشنبه هیئت دولت به عنوان استاندار اردبیل منصوب شد . سید حسین صابری با این انتخاب جایگزین منصور حقیقت پور استاندار قبلی اردبیل شد .هیئت دولت در جلسه امروز خود از خدمات حقیقت پور قدردانی کرد .
صابری در جلسه روز یکشنبه هیئت دولت از سمت استانداری لرستان کنار گذاشته شده بود .

محبوب ترین نام های دختران و پسران تهرانی در سال گذشته

نی نی های ناز و بامزه

نتایج یک بررسی از سوی سازمان ثبت احوال نشان می دهد ذائقه خانواده های پایتخت نشین در نامگذاری فرزندان دختر تغییر چشمگیری داشته است و نامهای ایرانی و غیرعربی توانسته اند رتبه های سوم تا هفتم از 10 نام محبوب سال 87 را به خود اختصاص دهند.

 

به گزارش فان شاد نتایج این تحقیقات حاکی از آن است که در سال گذشته 3 هزار و 220 نوزاد از سوی خانواده هایشان " هستی " نامیده شده اند و این اسم سومین اسم پرطرفدار در میان دختران تهرانی است.

 

 

در این باره رئیس سازمان ثبت احوال استان تهران با اشاره به اینکه نامهای ستایش، ریحانه و مبینا در میان 10 نام محبوب پایتخت نشینان رتبه چهارم تا ششم نامهای پرطرفدار در سال گذشته را به خود اختصاص داده اند به خبرنگار مهر گفت: سارینا، زینب، نازنین زهرا و محدثه نیز رتبه های هفتم تا دهم را در میان نام دختران کسب کرده اند.

 

با این همه بررسیها نشان می دهد که امیرحسین و فاطمه همچنان محبوبترین نامها در بین مردم تهران طی یک سال گذشته بوده اند. گرچه نامهای ترکیبی و نامهای ایرانی نیز توانسته اند جایگاه غیر منتظره و چشمگیری در میان خانواده های پایتخت نشین پیدا کنند.

 

در این باره رئیس سازمان ثبت احوال تهران گفت: سال 1387، 4 هزار و 519 نوزاد پسر امیر حسین و 6 هزار و 827 نوزاد دختر فاطمه نامیده شده اند. این در حالی است که نامهای ابوالفضل و فاطمه در سال 1386 رتبه اول را در میان نامها کسب کرده بودند.

 

افزایش اسمهای ترکیبی در میان پسران

سید احمد قشمی درباره 10 نام برتر در میان اسامی پسران گفت: بعد از امیرحسین، امیرعلی با 4 هزار و 366 مورد و ابوالفضل با 4 هزار و 282 دومین و سومین رتبه را در میان اسامی پسران کسب کرده اند.

 

رئیس سازمان ثبت احوال استان تهران با بیان اینکه نام "علی" چهارمین رتبه را در میان اسامی پسران در سال گذشته کسب کرده است ادامه داد: امیرمحمد، مهدی، محمدمهدی، محمدرضا، علیرضا و محمد به ترتیب پنجمین تا دهمین رتبه را در میان اسامی پسران کسب کرده اند. به گفته این مقام مسئول در سازمان ثبت احوال در طول چند سال گذشته اسامی ترکیبی در میان پسران افزایش چشمگیری داشته است که این مورد در دهه قبل بی سابقه بوده است.

 

رئیس سازمان ثبت احوال استان تهران نام " زهرا " را دومین اسم پرطرفدار در میان نام زنان خواند و افزود: 4 هزار و 512 نوزاد دختر در سال گذشته به این نام مزین شده اند.

 

 براساس اظهارات قشمی10 نام اولی که در سال 87 از سوی خانواده ها برای نوزادان پسر تهرانی انتخاب شده اند به ترتیب فراوانی عبارتند از: امیرحسین، امیرعلی، ابوالفضل، علی، امیرمحمد، مهدی، محمدمهدی، محمدرضا، علیرضا و بالاخره محمد.


همچنین  10 نام اولی که از سوی خانواده ها برای نوزادان دختر تهرانی انتخاب شده اند به ترتیب فراوانی عبارتند از: فاطمه، زهرا، هستی، ستایش، ریحانه، مبینا، سارینا،زینب، نازنین زهرا و بالاخره محدثه.

محبوب ترین نام های دختران و پسران تهرانی در سال گذشته نتایج یک بررسی از سوی سازمان ثبت احوال نشان می دهد ذائقه خانواده های پایتخت نشین در نامگذاری فرزندان دختر تغییر چشمگیری داشته است و نامهای ایرانی و غیرعربی توانسته اند رتبه های سوم تا هفتم از 10 نام محبوب سال 87 را به خود اختصاص دهند. به گزارش فان شاد نتایج این تحقیقات حاکی از آن است که در سال گذشته 3 هزار و 220 نوزاد از سوی خانواده هایشان " هستی " نامیده شده اند و این اسم سومین اسم پرطرفدار در میان دختران تهرانی است. در این باره رئیس سازمان ثبت احوال استان تهران با اشاره به اینکه نامهای ستایش، ریحانه و مبینا در میان 10 نام محبوب پایتخت نشینان رتبه چهارم تا ششم نامهای پرطرفدار در سال گذشته را به خود اختصاص داده اند به خبرنگار مهر گفت: سارینا، زینب، نازنین زهرا و محدثه نیز رتبه های هفتم تا دهم را در میان نام دختران کسب کرده اند. با این همه بررسیها نشان می دهد که امیرحسین و فاطمه همچنان محبوبترین نامها در بین مردم تهران طی یک سال گذشته بوده اند. گرچه نامهای ترکیبی و نامهای ایرانی نیز توانسته اند جایگاه غیر منتظره و چشمگیری در میان خانواده های پایتخت نشین پیدا کنند. در این باره رئیس سازمان ثبت احوال تهران گفت: سال 1387، 4 هزار و 519 نوزاد پسر امیر حسین و 6 هزار و 827 نوزاد دختر فاطمه نامیده شده اند. این در حالی است که نامهای ابوالفضل و فاطمه در سال 1386 رتبه اول را در میان نامها کسب کرده بودند. افزایش اسمهای ترکیبی در میان پسران سید احمد قشمی درباره 10 نام برتر در میان اسامی پسران گفت: بعد از امیرحسین، امیرعلی با 4 هزار و 366 مورد و ابوالفضل با 4 هزار و 282 دومین و سومین رتبه را در میان اسامی پسران کسب کرده اند. رئیس سازمان ثبت احوال استان تهران با بیان اینکه نام "علی" چهارمین رتبه را در میان اسامی پسران در سال گذشته کسب کرده است ادامه داد: امیرمحمد، مهدی، محمدمهدی، محمدرضا، علیرضا و محمد به ترتیب پنجمین تا دهمین رتبه را در میان اسامی پسران کسب کرده اند. به گفته این مقام مسئول در سازمان ثبت احوال در طول چند سال گذشته اسامی ترکیبی در میان پسران افزایش چشمگیری داشته است که این مورد در دهه قبل بی سابقه بوده است. رئیس سازمان ثبت احوال استان تهران نام " زهرا " را دومین اسم پرطرفدار در میان نام زنان خواند و افزود: 4 هزار و 512 نوزاد دختر در سال گذشته به این نام مزین شده اند. براساس اظهارات قشمی10 نام اولی که در سال 87 از سوی خانواده ها برای نوزادان پسر تهرانی انتخاب شده اند به ترتیب فراوانی عبارتند از: امیرحسین، امیرعلی، ابوالفضل، علی، امیرمحمد، مهدی، محمدمهدی، محمدرضا، علیرضا و بالاخره محمد. همچنین 10 نام اولی که از سوی خانواده ها برای نوزادان دختر تهرانی انتخاب شده اند به ترتیب فراوانی عبارتند از: فاطمه، زهرا، هستی، ستایش، ریحانه، مبینا، سارینا،زینب، نازنین زهرا و بالاخره محدثه.

تصاویر: سالگرد عروج مرحوم روح الامینی

تصاویر: سالگرد عروج مرحوم روح الامینی
















مراسم سالگرد عروج محسن روح الامینی برگزار شد + خبر تکمیلی

مراسم سالگرد عروج محسن روح الامینی برگزار شد + خبر تکمیلی
وی گفت: جناب ابوترابی سخنان شما به جاست ولی چگونه است که با توجه به پیگیری های موکد و موثر رهبر انقلاب و دستگاه های مسئول در این ماجرا، شخصی که به واسطه مسئولیتش در آن زمان متهم اصلی این پرونده است بلافاصله از جانب رییس جمهور مسئولیت می گیرد و هنوز خبری از بررسی اتهامات او نیست، که در این لحظه حجةالاسلام ابوترابی فرد گفت: شما بدانید که مبارزه با چنین مفاسدی به مراتب از مبارزه با مفاسد اقتصادی و امثالهم سخت تر است که انشاءالله به ثمر خواهد نشست.
مراسم سالگرد عروج محسن روح الامینی که سال گذشته در ماجرای جنایات زندان کهریزک به دیدار معبود شتافت، امروز بعد از ظهر در مسجد حضرت ولی عصر(عج) ـ خوزستانی ها ـ تهران واقع در خیابان خالد اسلامبولی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار "تابناک" در این مراسم که از سوی خانواده داغدار روح الامینی برگزار شده بود، جمع کثیری از دوستان، آشنایان، اساتید دانشگاه های تربیت مدرس، امیرکبیر، شهیدبهشتی و تهران برخی مسئولین و نمایندگان مجلس و... حضور داشتند و برای شادی روح وی به قرائت فاتحه پرداختند.

بنابر این گزارش در این مراسم که خانواده های داغدار سه مقتول دیگر این حادثه ـ آقایان جوادی فر، کامرانی و قهرمانی ـ نیز حضور داشتند، پس از قرائت آیات کلام الله مجید و مرثیه ثرایی برای سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، یکی از دبیران دوران دبیرستان مرحوم محسن روح الامینی به ذکر گوشه ای از سکنات و خلق و خوی رفتاری وی پرداخت.

همچنین در ادامه این مراسم حجةالاسلام والمسلمین محمد حسن ابوترابی فرد، نایب رییس محترم مجلس شورای اسلامی به ایراد سخنرانی پرداخت.

این گزارش می افزاید: در میان سخنان حجةالاسلام ابوترابی فرد یکی از سرداران دوران دفاع مقدس که در جلسه حضور داشت، صحبت ایشان را قطع کرد و با لحنی اعتراض گونه گفت: جناب ابوترابی سخنان شما به جاست ولی چگونه است که با توجه به پیگیری های موکد و موثر رهبر انقلاب و دستگاه های مسئول در این ماجرا، شخصی که به واسطه مسئولیتش در آن زمان متهم اصلی این پرونده است بلافاصله از جانب رییس جمهور مسئولیت می گیرد و هنوز خبری از بررسی اتهامات او نیست، که در این لحظه حجةالاسلام ابوترابی فرد گفت: شما بدانید که مبارزه با چنین مفاسدی به مراتب از مبارزه با مفاسد اقتصادی و امثالهم سخت تر است که انشاءالله به ثمر خواهد نشست.

گفتنی است تا زمان حضور خبرنگار "تابناک" شخصیت هایی چون آیت الله راستی کاشانی، احمد توکلی، علیرضا مرندی، محسن رضایی، حسین علایی، رضا طلایی نیک، محمدرضا مخبر دزفولی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، حسین محمدی، کبکانیان معاون سابق وزیر علوم، شهریاری نماینده مجلس، حمیدرضا کلانتری استاندار اسبق یزد، پرویز اسماعیلی مدیر خبرگزاری مهر، اکبر نبوی، محمد نوری زاد، علی شکوری راد، معصومه ابتکار و... در این مراسم حضور یافتند.

لازم به ذکر است که مراسم سالگرد مرحوم جوادی فر امشب در منزل پدر وی و مراسم مرحوم کامرانی فردا شب در مسجد نور تهران واقع در میدان فاطمی برگزار خواهد شد.

دو انفجار قوي در مسجد جامع زاهدان+تکمیلی

تاريخ انتشار: ۲۴ تير ۱۳۸۹ - ۲۲:۲۲
دو انفجار قوي در مسجد جامع زاهدان+تکمیلی
سردار عليرضا جاهد اظهار داشت: دقايقي پيشي دو انفجار در مسجد جامع زاهدان رخ داد.

به گزارش  خبرگزاري فارس دقايقي پيش دو انفجار در مسجد جامع شهر زاهدان به وقوع پيوست.

سردار عليرضا جاهد فرمانده سپاه سيستان و بلوچستان در گفت‌وگو با خبرنگار فارس ضمن تأييد اين خبر گفت: نيروهاي ما هم‌اكنون با حضور در محل حادثه مشغول بررسي آن هستند.


تکمیلی:

حسينعلي شهرياري گفت: ابتدا فردي با پوشش زنانه قصد ورود به مسجد جامع را داشته كه از ورود وي جلوگيري مي‌شود. در انفجار اول سه يا چهار نفر شهيد مي‌شوند چون انفجار اول جلوي درب ورودي مسجد رخ مي‌دهد اما چند دقيقه بعد كه مردم براي كمك‌رساني مي‌آيند در آن شلوغي فرد دومي عمليات انتحاري ديگري انجام مي دهد.

حسينعلي شهرياري نماينده مردم زاهدان در مجلس شوراي اسلامي كه در خصوص دو انفجار صورت گرفته در مسجد جامع زاهدان با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس گفت‌وگو مي‌كرد، اظهار داشت: اين دو انفجار طي عمليات انتحاري انجام شده است.

وي افزود: در ابتدا فردي با پوشش زنانه قصد ورود به مسجد جامع شهر زاهدان را داشته كه در جلوي درب ورودي مسجد از ورود وي به داخل مسجد جلوگيري مي‌شود.

به گفته شهرياري تاكنون مشخص نشده فرد مذكور مرد بوده يا زن.

نماينده زاهدان در خانه ملت ادامه داد: در انفجار اول سه يا چهار نفر شهيد مي‌شوند چرا كه انفجار اول در جلوي درب ورودي مسجد رخ مي‌دهد اما چند دقيقه بعد كه مردم براي كمك‌رساني مي‌آيند و در آن شلوغي فرد دومي مي‌آيد و با عمليات انتحاري انفجار دوم رخ مي‌دهد.

وي با بيان اينكه هنوز تعداد افرادي كه شهيد شده‌اند مشخص نيست، تصريح كرد: به نظر مي‌رسد متأسفانه تلفات اين دو انفجار به اندازه تلفات مسجد علي بن ابيطالب باشد.

شهرياري با تأكيد بر اينكه تاكنون اطلاعات دقيقي از انفجارها و تعداد شهدا در دسترس نيست، عنوان كرد: واقعا اين انفجارها قابل پيش‌بيني بود بنده بارها در مصاحبه‌ها گفته‌ام كه عوامل بازمانده از جريانات وهابيت و ريگي وجود دارند و مي‌خواهند اقدامي انجام دهند تا بگويند كه هنوز حضور دارند.

رئيس كميسيون بهداشت مجلس در بخش ديگري از اين گفت‌وگو متذكر شد بارها اين تذكر را به مسؤلان امنيتي استان زاهدان داده‌ام و حتي قبل از تعطيلات عيد نوروز كتبا طي نامه‌اي به مسؤلان يادآوري كردم كه بايد مراقبت‌هاي امنيتي را در استان سيستان و بلوچستان گسترش دهند.

وي با يادآوري اينكه زمانيكه عمليات انتحاري باشد وضعيت متفاوت است، توضيح داد: اين جريانات تلاش بسيار زيادي داشته‌اند اما اكنون نيز موفق نشده‌اند كه وارد مسجد جامع شهر زاهدان شوند.

وي اضافه كرد: مردم در مسجد در حال برگزاري جشن ميلاد حضرت ابوالفضل (ع) و امام حسين (ع) بوده‌اند.

نماينده زاهدان در مجلس در ادامه با بيان اينكه تاكنون فرد يا گروهي مسؤليت اين انفجار را بر عهده نگرفته است، يادآور شد: اين انفجار به عهده عوامل وابسته به گروهك ترويستي ريگي است.

خاتمی: آقای احمدی نژاد کراوات جایز نیست

خاتمی: آقای احمدی نژاد کراوات جایز نیست
وي با يادآوري اين‌كه «دكتر احمدي‌نژاد در همايش مسوولان نهاد رهبري در دانشگاه‌ها فرموده‌اند زماني كراوات زدن را عده‌اي مسخره مي‌كردند، درحالي كه هيچ‌يك از مراجع فتوايي بر اشكال شرعي كراوات نداده‌اند» خاطرنشان كرد: من به ايشان عرض مي‌كنم؛ بسياري از بزرگان و مراجع تقليد هستند كه تاكيد بر اجتناب از كراوات زدن كرده‌اند، از جمله مقام معظم رهبري كه فتواي ايشان در مجله نصيحت شماره 154 آمده است كه فرموده‌اند زدن كراوات و بستن پاپيون چون تقليد از فرهنگ مهاجم غيرمسلمين است، جايز نيست.
يك عضو ارشد جامعه مدرسين حوزه علميه‌ قم از رييس‌جمهور كه مديريت كلان كشور را بر عهده دارد تقاضا ‌كرد از ورود به مسائل چالش‌زا در حوزه‌ ديني خودداري كند.

آيت‌الله سيداحمد خاتمي در گفت‌وگو با ايسنا با اشاره به اين‌كه «مواضع خود را به صورت شفاف در ارتباط با دولت محترم عرض مي‌كنم» اظهار كرد: اينجانب تقويت دولت را يك ضرورت مي‌دانم و اين آموزه‌اي است كه ما از امام(ره) و رهبري ياد گرفته‌ايم. اين دو رهبر بزرگوار به تقويت همه دولت‌ها پس از انقلاب پرداخته‌اند و دليل آن نيز روشن است؛ چراكه بار سنگين اداره‌ كشور بر عهده‌ دولت است و انجام اين مسووليت بدون تقويت دولت امكان‌پذير نيست.

وي ادامه داد: از طرف ديگر عرض مي‌كنم كه تمام آرزوي جريان فتنه نيز اين است كه دولت ناكام بماند؛ بنابراين بر همگان لازم است كه از تقويت دولت دريغ نكنند. ليكن سخن اين است كه تقويت دولت به چه چيزي است؟ بر اين باورم كه تقويت دولت بر دو پايه است؛ يك حمايت ناصحانه و تجليل و تكريم از خدمات ارزشمندي كه انجام شده و دوم نقد سازنده.

امام جمعه موقت تهران ادامه داد: بنده در اولين خطبه‌اي كه ايراد كردم ارزش‌هاي دولت نهم از جمله ارزش سخت‌كوشي، عدالت‌محوري و ... آن را ستودم وليكن نقد سازنده را نيز از ابعاد تقويت دولت مي‌دانم. دولت محترم خود درخواست انتقاد سازنده دارد و من معتقدم دولت محترم نقد اين طلبه ناچيز را به عنوان نقد سازنده تلقي مي‌كند.

وي با يادآوري اين‌كه «دكتر احمدي‌نژاد در همايش مسوولان نهاد رهبري در دانشگاه‌ها فرموده‌اند زماني كراوات زدن را عده‌اي مسخره مي‌كردند، درحالي كه هيچ‌يك از مراجع فتوايي بر اشكال شرعي كراوات نداده‌اند» خاطرنشان كرد: من به ايشان عرض مي‌كنم؛ بسياري از بزرگان و مراجع تقليد هستند كه تاكيد بر اجتناب از كراوات زدن كرده‌اند، از جمله مقام معظم رهبري كه فتواي ايشان در مجله نصيحت شماره 154 آمده است كه فرموده‌اند زدن كراوات و بستن پاپيون چون تقليد از فرهنگ مهاجم غيرمسلمين است، جايز نيست.

حضرت آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني نيز فرموده‌اند كه كراوات يا پاپيون شعار كفار است و مسلمين نبايد از آن استفاده كنند. آيت‌الله العظمي مكارم شيرازي نيز فرموده‌اند با توجه به اين‌كه كراوات و پاپيون زدن در ايران ترويج فرهنگ بيگانه محسوب مي‌شود استفاده از آن اشكال شرعي دارد و مراجعي چون آيت‌الله العظمي گلپايگاني، آيت‌الله العظمي بهجت و آيت‌الله العظمي تبريزي نيز در اين ارتباط اشكال شرعي وارد كرده‌اند.

 آقاي احمدي‌نژاد در بخش ديگري از صحبت‌هاي خود فرموده‌اند « در اوايل انقلاب اگر استادي ريش خود را مي‌تراشيد استادهاي مذهبي از او فاصله مي‌گرفتند، در حالي كه برخي از مراجع تراشيدن ريش را فاقد اشكال مي‌دانستند». اين در حالي است كه اكثريت مراجع تراشيدن ريش را حرام مي‌دانند.

مقام معظم رهبري مي‌گويند تراشيدن ريش حرام است. آيت‌الله العظمي بهجت تراشيدن ريش را جايز نمي‌دانند. آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني، تراشيدن ريش و ماشين كردن آن را اگر مثل تراشيدن باشد حرام عنوان كرده‌اند و همين فتوا را به تعبير احتياط، آيت‌الله العظمي مكارم شيرازي، آيت‌الله العظمي سيستاني و آيت‌الله العظمي تبريزي دارند .البته ممكن است برخي از مدعيان مرجعيت كه جناب آقاي احمدي نژادآن‌ها را قبول ندارد و آن‌ها نيز وي را قبول ندارند، چنين ديدگاهي كه آقاي احمدي‌نژاد گفتند داشته باشند، ولي اكثريت مراجع نظر ديگري دارند. يا برخي از مواضعي كه اخيرا در رابطه با حجاب بيان شده است.

وي افزود: بنده به عنوان دلسوز نظام اسلامي و دلسوز دولت محترم عرض مي‌كنم اظهارنظر در حوزه‌ مسائل ديني كار تخصصي است و مي‌توان نظرات مراجع را در ارتباط با كراوات و تراشيدن ريش در كتاب مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد در جلد اول صفحات 73، 74، 75 و 76 و جلد دوم اين كتاب در صفحه‌ي 85 مشاهده كرد.

خاتمي ادامه داد: بنده از جناب آقاي احمدي‌نژاد نيز كه مديريت كلان كشور را بر عهده دارند تقاضا مي‌كنم كه از ورود به مسائل چالش‌زا در حوزه‌ ديني خودداري كنند؛ زيرا ورود به اين مسائل به تضعيف دولت مي‌انجامد و ايراد و اعتراض از يك مساله‌ شرعي به كل دولت سرايت داده مي‌شود. بنده به عنوان يك دلسوز عرض مي‌كنم كه ورود به اين مسائل براي رييس‌جمهور محترم كه ايمان به سخت‌كوشي و دلسوزي ايشان دارم به مصلحت نيست.

وي گفت: معتقدم تقويت و تكريم دولت همراه با نقد سازنده يك ضرورت است.

وي هم‌چنين خاطرنشان كرد: من در مورد خوانندگان لس‌آنجلسي در نماز جمعهي اخير تهران تذكري دادم. البته در آن‌جا نگفتم كه خوانندگان لس‌آنجلسي وارد كشور شده‌اند ولي هشدار دادم كساني با سياست تساهل و تسامح اين‌ها را به كشور دعوت نكنند؛ چراكه خوانندگان طاغوتي شريك جرم جنايات رژيم پهلوي بودند و جنايت‌هاي اين رژيم را همه مي‌دانند، وليكن سخن من يك هشدار بود كه هم‌چنان بر اين هشدار هستم .

نگاهی به جاده کرج - چالوس؛ چهارمین جاده زیبای جهان

گزارش تصویری/
نگاهی به جاده کرج - چالوس؛ چهارمین جاده زیبای جهان
جاده ۵۹(کرج-چالوس) مهمترین جاده برای مردم تهران است که از میان شهر کرج در استان تهران شروع و به شهر چالوس در کرانه دریای خزر وصل می‌شود.برخی این جاده را یکی از زیباترین جاده‌های جهان می‌دانند.تا اواخر دوره قاجار، اصلا جاده کرج - چالوس وجود نداشته و تنها یک مسیر خاکی و مالرو ، راه دسترسی به روستاهای این منطقه را تشکیل می‌داده اما به گونه‌ای نبود که ارتباط دهنده شمال و جنوب کشور باشد. این جاده در سال ۱۳۱۲ مورد بهره برداری قرار گرفت.


جاده چالوس


 از این زمان به بعد، انواع رستورانها و واحدهای اقامتی و پذیرایی در کنار این جاده شکل گرفت و با ساخت سد امیر کبیر (سد کرج) در سال ۱۳۴۰ به جاذبه‌ها و زیبایی‌های این جاده افزوده شد و در اندک زمانی این جاده به یکی از تفریحگاه‌های مهم گردشگری ایران تبدیل شد. به نقل از گفته‌های شفاهی از مردم قدیم، کارگران را برای کندن این تونل در دل کوه (چون کندن تونل کندوان آنهم بدون تجهیزات کار بسیار سخت و دشواری بود) با یک سکه پنج ریالی که در آن زمان ارزشمند بود تشویق می‌کردند و گفته می‌شود به ازای هر کلنگ پول داده می‌شده‌است.

 تونل کندوان در اردیبهشت ماه سال ۱۳۱۴ شمسی ساخته شده و تونلی است به مسافت یک هزار و ۸۸۶ متر و عرض پنج الی هفت و ارتفاع شش متر که کار ساخت آن چهار سال طول کشید و در سال ۱۳۱۸ به بهره برداری می‌رسد.با احداث این تونل ۱۳ کیلومتر از مسیر مرکز کرج به چالوس کاسته شد چون پیش از این برای طی این مسیر باید کوه دور زده می‌شد. این جاده در دامنه سلسله جبال البرز مرکزی از دوره گذشته ساخته شده‌است و امکانات و تاسیسات و اماکن گردشگری تفریحی و ورزشی که در حاشیه آن ساخته شده پس از این دوره بوده‌است که بعدها نیز عنوان چهارمین جاده زیبای جهان را کسب کرد.این جاده قطر رشته‌کوه‌های البرز را می‌پیماید. برای ساخت این جاده تونل‌ها و پل‌های طولانی بسیاری ساخته شده که با توجه به زمان ساخت آن‌ها در دوره رضاشاه پهلوی کار و رنج زیادی لازم داشته‌است. بیشتر سفرهای گردشگری مردم تهران به کرانه‌های دریای خزر به‎ویژه در تابستان از طریق همین جاده صورت می‌گیرد. اما به علت اینکه طراحی آن در گذشته انجام گرفته‌است، برای سرعتهای بالا مناسب نیست.

http://www.aftab.ir/e_card/photos/MLB02021.jpg

جاده چالوس


jade chaloos


جاده کندوان


جاده چالوس


جاده چالوس


جاده چالوس

http://www.stormeffects.com/images/Rainy%20Day%20Bridge.jpg

جاده چالوس


جاده چالوس


جاده چالوس


جاده چالوس


جاده چالوس

تصاویر: شست‌و‌شوی هواپیما

تصاویر: شست‌و‌شوی هواپیما
تاکنون از خود پرسیده‌اید که هواپیماهایی به این بزرگی را چطور تمیز می‌کنند؟
 





















در دومين زايمان؛

در دومين زايمان؛
مادر تبريزي 5 قلو به دنيا آورد

خبرگزاري فارس: امروز يك مادر تبريزي در دومين زايمان خود در بيمارستان 29 بهمن تبريز، پنج قلو به دنيا آورد.


مريم امجدي، كارشناس روابط عمومي مديريت درمان تأمين اجتماعي در اين‌باره در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تبريز افزود: اين مادر اهل تبريز كه 34 سن دارد اين تعداد نوزاد را در دومين زايمان خود به دنيا آورده و پيش از اين نيز يك فرزند دختر داشته كه هم‌اكنون 9 سال دارد.
امجدي ادامه داد: اين مادر تبريزي در اين زايمان يك پسر و چهار دختر به دنيا آورده است كه حال عمومي آنها خوب و مطلوب است.
وي مجموع وزن نوزادان را پنج كيلو و 680 گرم اعلام كرد و اظهار داشت: بزرگ‌ترين نوزادان با يك كيلو و420 گرم و كوچك‌ترين آن 670 گرم وزن دارد.
كارشناس ارشد روابط عمومي مديريت درمان تامين اجتماعي استان آذربايجان شرقي همچنين پزشك ماماي اين نوزادان را خانم دكتر سعدي اعلام كرد.
خبرگزاري فارس تولد اين پنج قلوها را به پدر و مادر اين كودكان نورسيده تبريك مي‌گويد.

تصاویر: دیدار مسئولین با رهبر انقلاب درمبعث

تصاویر: دیدار مسئولین با رهبر انقلاب درمبعث
















تاریخ : 1389/04/19 - 13:48:33





خبرآنلاين گزارش داد:
درپي نقض مصوبه مجلس از سوي دولت؛ لاريجاني وزراي علوم و آموزش و پرورش را به مجلس فراخواند
لاريجاني پس از مطالعه دو نامه، وزراي علوم و آموزش و پرورش را به کميسيون آموزش فراخواند تا از آنان سئوال شود.

در پي تصويب بخشنامه‌اي در شوراي عالي اداري مبني بر ادغام دانشگاه علمي کاربردي با سازمان فني و حرفه‌اي و تشکيل سازمان ملي مهارت که در پي آن پذيرش دانشجو در مراکز فني و حرفه‌اي و دانشگاه علمي و کاربردي متوقف مي‌شد، تعداد کثيري از نمايندگان مجلس از جمله اعضاي کميسيون آموزش و تحقيقات به اين مصوبه هيات دولت که برخلاف مصوبه مجلس بوده است، اعتراض کردند.

غلامحسين مسعودي ريحان نايب‌رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات، در گفت‌وگو با ايلنا، به مواردي اشاره کرده است که در ادامه مي‌خوانيد:

  • علاوه بر نامه علي عباسپور‌ رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات به علي لاريجاني رئيس‌مجلس‏، نامه‌اي از سوي عده‌اي از نمايندگان مجلس نيز به لاريجاني نوشته شده و از او به عنوان رئيس مجلس خواسته شده است که جلوي اين مصوبه غيرقانوني هيات دولت گرفته شود. لاريجاني نيز پس از مطالعه اين دو نامه، وزراي علوم و آموزش و پرورش را به کميسيون آموزش و تحقيقات فراخواند تا اعضاي اين کميسيون در اين رابطه از آنان سئوال کنند.
  • هر چه زودتر بايد جلوي اين مصوبه هيات دولت گرفته شود. چرا که در حال حاضر دفترچه‌هاي پذيرش دانشجو توزيع شده اما سازمان سنجش مراحل پذيرش دانشجو را متوقف کرده است.
  • آموزشکده‌هاي فني و حرفه‌اي کارساز هستند. فارغ‌التحصيلان اين مراکز سريعا جذب مي‌شده و مشکل بيکاري نداشتند. دانش‌آموزان فني و حرفه‌اي و کاردانش نيز در حال حاضر اين دغدغه را دارند که نمي‌توانند در هيچ يک از مراکز آموزشي جذب دانشگاه شوند،‌ چرا که نمي‌توانند در آزمون دانشگاه سراسري شرکت کنند.
  • زير پا گذاشتن مصوبه مجلس از سوي دولت مايه تاسف است و اين دغدغه در حال حاضر براي بسياري از هم‌وطنان ايجاد نگراني کرده است که اميد است با حضور اين دو وزير در کميسيون جلوي مصوبه غيرقانوني هيات دولت گرفته شود.

لیست قیمت خودروهای وارداتی


نشان

نام

نوع خودرو

قیمت/ تومان

       
سوناتا V4 اتوماتیک 2400 42.000.000 سوناتا
سوناتا V4 دنده ای 2400 39.000.000
آزرا V6 3300 49.000.000 آزرا
توسان V6 2700 40.000.000 توسان
سانتافه V6 2700 53.000.000  
کوپه V6 2700 41.000.000 کوپه
         
         
اپیروس V6 3800 53.700.000 اپیروس
       
سراتو V4 2000 28.700.000 سراتو
       
اسپورتیج V6 2700 38.700.000 اسپورتیج
       
سورنتو V6 3300 49.800.000 سورنتو
       
کارنز V4 2000 38.500.000 کیا کارنز
       
کارنیوال V6 2700 44.700.000 کارنوال
         
         
یاریس دنده ای 25.900.000 یاریس
اتوماتیک 27.300.000
اتوماتیک اسپشیال 29.400.000
اتوماتیک اسپشیال ( هاچ بک ) 28.900.000
کرولا XLI اتوماتیک 36.000.000 کرولا
GLI دنده ای 38.500.000
GLI اتوماتیک 39.800.000
GLI اتوماتیک لیمیتد 41.000.000
کمری GL دنده ای 41.000.000 کمری
GL اتوماتیک 44.000.000
GLX اتوماتیک 49.000.000
  پرادو GX سه در 58.500.000  
VX سه در 72.900.000
GX پنج در 62.000.000
VX پنج در 79.900.000
    لندکروزر GX 91.900.000  
         
         
118i   62.300.000  
ب120i هاچ بک 75.800.000 bmw
320i تیپ 1 70.800.000 bmw
تیپ 2 73.800.000
تیپ 3 76.800.000
 630i کوپه 175.000.000 bmw
کروک 190.000.000
         
  330i   109.500.000  
  325i   81.500.000 ططط
  X3 2.5si 86.500.000  
  3.0si 120.000.000
  730Li   158.000.000  
  740Li اتاق جدید 2009) 237،000،000  
         
         
نیسان مورانو 2008 پارس خودرو 73.900.000
2008 متفرقه 64.000.000
2009 اتاق جدید 94.000.000 مورانو
         
         
سیتروئن C5 تیپ1 53.000.000 ططط
تیپ2 56.000.000
         
         
  LS 460L   164.000.000  
LS 460   148.000.000  
GS 430   108.000.000  
RX 350   94.500.000  
RX 350 اتاق جدید 102.000.000  
ES 350   84.500.000 es 350