بنیصدر که بود؟
|
تاریخ انقلاب اسلامی ایران پر از گفتهها و ناگفتهها، خدمتها و خیانتها، دوستیها و دشمنیها است؛ تاریخی که صحنه تقابل حق و باطل است. بودند کسانی که در مسیر حق، خدمتها کردند و کسانی دیگر در صف باطل قرار گرفتند و جز نوکری اجانب و خدمت به جبهه کفر و باطل به چیزی دیگر نیندیشیدند. همه نام «سیدابوالحسن بنیصدر» اولین رئیس جمهور معزول ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس را با نام تاکتیک مشهور او به نام «تاکتیک گازانبری» میشناسند. مردم انقلابی و مبارز ایران اسلامی هرگز خیانتهای بنیصدر را در اوائل انقلاب اسلامی و اوائل جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که اوج خیانتها و سوء استفاده وی از اسلام و جایگاه ریاست جمهوری بود، هرگز فراموش نمیکنند. متولد 1320 است. بیست سال بعد از سوی دولت نامشروع اسرائیل برای شرکت در کنگره سازمان جهانی جوانان در حیفا دعوت شد و با پذیرش دعوت و با اجرای سخنرانی و بازدید و دریافت پیشنهاد همکاری از سوی وزارت امور خارجه اسرائیل به ایران بازگشت. پس از مدتی حضور در ایران، برای تکمیل تحصیلات دانشگاهی خود و مراجعه به امیرعباس هویدا، نخستوزیر معدوم شاه ظالم و ملعون و قبول وى، سال 1342 عازم فرانسه شد. مطابق آنچه خود در خاطراتش مینویسد، در پاریس بیشتر به کار تحقیق میپرداخت و زندگی بسته و تنهایی داشت و کمتر از خانه خارج میشد. در دوازدهم بهمن 1357 پس از پانزده سال اقامت در پاریس به ایران بازگشت و در دوازدهم مرداد 1358 به نمایندگی مردم تهران در مجلس خبرگان (تدوین قانون اساسی) انتخاب شد. او همچنین در پانزدهم بهمن 1358 حکم تنفیذ ریاست جمهوری را از دست امام(ره) دریافت کرد. در 31 خرداد 1360 از ریاست جمهوری عزل گردید و در ششم مردادماه 1360 از ترس خشم ملت (در حالی که از لباس مبدّل و آرایش زنانه استفاده کرده بود) از ایران به پاریس گریخت و به گنداب غرب پیوست. فکر و هدف بنیصدر حکایت از آن قدرتطلبی و فرصتطلبی و دستنشاندگی برای دشمنان اسلام داشت. او خوب میدانست برای چه مأموریت مهمی میرود و نقشآفرینی میکند. بنیصدر تا شروع جنگ تحمیلى، بیکار ننشست و بازی خطرناک خود را با این نقشهای تدارک دید و فعالیتهای تخریبیاش را ادامه داد که خلاصه آن چنین است: سازمان سیا (آمریکا) در اوت 1979 سه ماه پیش از مسئله سفارت آمریکا در تهران، تلاشهایی را برای اجیر کردن بنیصدر، رئیسجمهور آیندة جمهوری اسلامی ایران مبذور داشت.(2) در اخبار منتشره تماس و ارتباط وی با سفارت آمریکا، این موضوع تأیید شده است. دو مورد مهم تضاد و اختلاف وی با روحانیون در جلسه مجلس خبرگان قانون اساسى، چشمگیر و قابل توجه بود: اولین اختلاف دربارة اصل پنجم قانون اساسی بود که مربوط به اصل ولایت فقیه میشد و رهبر را در رأس هرم قدرت حکومت قرار میداد و اختیارات گستردهای را به او محول میکرد. مورد دیگر اصل 115 قانون اساسی بود که به شرایط عمومی و اختصاصی رئیس جمهور مربوط میشد و... بنیصدر خواستار تصویب قوانینی بود که اختیارات گستردهای برای رئیسجمهوری قایل باشد. در یکی از جلسات خبرگان، رئیس جلسه، شهید دکتر بهشتى، اصل مربوط به شرایط رئیسجمهور را به رأی گذاشت. فکر اکثر نمایندگان آن بود که همگان درباره این اصل نظر موافق دارند و بنابراین مخالفتی نخواهد بود، اما پس از اعلام این اصل، با اعتراض بنیصدر روبهرو شدند... علیرغم پافشاریهای بنیصدر در عدم پذیرش شروط فوق و اصرار بر نظرات خود در مورد این اصل، پیشنهادهای او و سایرین به رأی گذاشته شد و به دلیل عدم کسب حداکثر آرا، در اقلیت قرار گرفت و قضیه ختم گردید.(3) بنیصدر در پنج بهمن 58 به عنوان رئیسجمهور انتخاب شد و ده روز بعد، به دلیل بستری بودن امام، تنفیذ حکم ریاست جمهوری وی در بیمارستان قلب تهران انجام شد. امام خمینی در همان جا فرمود: «من یک کلمه به آقای بنیصدر تذکر میدهم. این کلمه تذکر برای همه است. حبالدنیا رأس کل خطئیه.»(4) بنیصدر از همان ابتدا، مستقیم و غیر مستقیم با حضرت امام خمینی(ره) و یاران و طرفدار امام، خط امام و عناصر خدوم و مبارزان حزباللهی به مخالفت برخاست و مغرور از آرای مردم به کمک دوستان همفکر و طرفداران خود که در دفتر جمهوری گردآوری هیچ کدام از آنها سابقه خوب و سالمی نداشتند، بلکه با انقلاب اسلامی مخالف بودند، توطئهها و کوبیدن شخصیتهای اسلامی و انقلابی را علیه انقلاب اسلامی و امام و مردم آغاز کردند؛ مانند: «درگیری با حزب جمهوری اسلامی و شهید مظلوم آیتالله بهشتی و یارانش؛ درگیری با شهید رجائى، نخستوزیر پیرامون مسئله تعهد و تخصص و ایجاد مشکل در راه اداره امور نخستوزیری و اجرای مرتب برنامهها و امور کشور؛ تلاش برای ایجاد درگیری و اختلاف بین نیروهای ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شرایطی که رژیم عراق به کشور حمله کرده بود.»(5) شعارهای او قبل و بعد از انتخاب شدن تفاوت پیدا کرد. چرا که در جلب آرای مردم و فریب آنها و حتی عدهای از شخصیتها و بعضی از گروهها تمام توان خود را بهکار برد. بنیصدر کمک به آمریکا را هم فراموش نکرد، بلکه خدمت بزرگی به آمریکای انجام داد؛ او دستور بمباران هلیکوپترهای سالم بهجا مانده در طبس که با اقرار رادیو آمریکا، حاوی اسناد با ارزش بود را صادر کرد. بنیصدر باعث شد که ترور شخصیتها و ایجاد ناامنی در اماکن مهم و عمومی قوت بگیرد که فاجعه هفتم تیر سال 1360 و شهادت مظلومانه دکتر بهشتی و 72 تن از یاران امام و شهادت شهیدان رجائی و باهنر، از جمله مهمترین آن بود و خود به آنها اعتراف کرد. و مسئولیت ترورها و را به عهده گرفت.(6) تخریبهای فراوان، ترورهای شخصیتی و افراد، شایعات فراوان و بیاساس، از دیگر اقدامات منحصر به فرد بنیصدر و طرفدارانش در سالهای 1358 تا 1360 به شمار میرود. غائله 14 اسفند 1359 در دانشگاه و ایجاد اغتشاش و جو رعب و وحشت توسط بنیصدر را چه کسی فراموش میکند؟ تشکیل گارد حفاظت ریاست جمهوری برای سرکوب مردم حزباللهی و حفظ بنیصدر و تأسیس روزنامه انقلاب اسلامی برای ایجاد اغتشاش و اختلاف و التهاب کشور، آوردن افراد خبیث و کثیف و ضد انقلاب مانند مسعود رجوى، سرکرده سازمان مجاهدین خلق (منافقین)در دفتر ریاست جمهورى، آنقدر اقدامات پنهان و آشکار او در مقابل امام و خط امام و انقلاب اسلامی در دوران مسئولیتش و در مقاطع و مسئولیتهای مختلف تا زمان ریاست جمهوریاش فراوان و پیچیده است که خود دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران قصه و غصّه دیگری است که اهم مطالب در این دوران مد نظر هست: یک شب قبل از 31 شهریور 1359 شروع رسمی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بنیصدر رسماً شهید علی صیاد شیرازی را از فرماندهی قرارگاه عملیاتی غرب برکنار کرد که در جای خود قابل تأمل بود. عملکرد بنیصدر در زمانی که هم رئیس جمهور بود و هم رئیس شورای عالی دفاع و فرمانده کل قوا از زبان شهدا، زوایای پنهانی را آشکار میکند. شهید کاظمی که زمانی فرمانده سپاه و فرماندار پاوه بود، میگوید: «از لحاظ مهمات جنگى، در زمانی که بنیصدر فرماندهی کل قوا را بر عهده داشت، مشکلات ما بسیار زیاد بود. من خودم نامة آقای بنیصدر را دیدم که نوشته بود به سپاه مهمات ندهید. حتی یک روز که آقای ظهیرنژاد آمد و نوشت که به سپاه مهمات بدهید، فردای همان روز یک نامه به آن ضمیمه شد که به سپاه مهمات ندهید.»(7) در جایی شهید علی اکبر قربان شیرودی پس از نخستین روز جنگ رسمی با کفار عراق، اواخر شب در جلسه مشورتی محرمانهای که با چند برادر روحانى، سپاه و بسیج تشکیل داد از آنان تقاضا کرد چون خودش نمیتواند میدان نبرد را خالی بگذارد، اگر آنها نیز صلاح میدانند نمایندهای به تهران بفرستند تا کارشکنیهای بنیصدر و بیتفاوتیهای بعضی فرماندهان را در مرحله اول به عرض امام خمینی(ره) برسانند و اگر مقدور نشد با سایر روحانیون مورد اعتماد تماس بگیرند. (8) گزارشهای حساس و مداوم مسئولین و فرماندهان نظامى، اعم از سپاه و ارتش و گزارشهای مردمی نشان از همراهی بنیصدر با منافقین و ضد انقلاب که از آمریکا و اسرائیل هدایت و یاری میشد و شکست همة عملیاتهایی که بنیصدر خائن فرماندهی کل قوا را بر عهده داشت و دستورات لازم را در عدم همراهی با سپاه و بسیج و نیروهای مردمی که به کمک شتافته بودند تا جلوی تجاوز صدام و رژیم بعث عراق را بگیرند، در حالی که بنیصدر باعث سقوط خرمشهر، محاصره شدن آبادان، سقوط پادگانها و مقرهای نظامی و همکاری با نیروهای عراق و انتقال نقشههای جنگی و مکانهای حساس نظامی و غیر نظامی و دادن اطلاعات محرمانه نیروهای ایرانی به نیروهای بعث عراق و سقوط بخشهای مهم و مناطق حساس از خاک ایران توسط عراقیها و تلاش در جهت تضعیف سپاه و ایجاد اختلاف بین سپاه و ارتش و جلوگیری قاطع و در عین حال نامردانه از حضور نیروهای مردمی در جبههها و ایجاد جو التهاب سیاسی و اجتماعی و نظامی و غیره. جمعبندی مسائل اینچنینی که فقط قسمتی از خیانتهای بنیصدر به عنوان رئیس جمهور و فرمانده کل قوا میباشد، باعث شد حضرت امام (ره) ایشان را از فرماندهی کل قوا عزل نمایند. متن حکم برکناری بنیصدر از فرماندهی کل نیروهای مسلح که در تاریخ 20 خرداد 1360 توسط بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) صادر شد، چنین است: «بسمالله الرحمن الرحیم. ستاد فرماندهی مشترک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران! آقای ابوالحسن بنیصدر از فرماندهی نیروهای مسلح برکنار شدهاند. روحالله الموسوی الخمینی»(9) ده روز پس از برکناری بنیصدر از فرماندهی کل نیروهای مسلح توسط حضرت امام(ره) مجلس شورای اسلامی هم در جلسهای مهم و تاریخی در 31 خردادماه 1360 و با حضور 190 نفر با 177 رأی موافق و 1 رأی مخالف و 12 رأی ممتنع به بیکفایتی ریاست جمهوری بنیصدر رأی داد و او را عزل نمود. روز بعد حضرت امام خمینی(ره) هم بنیصدر را از ریاست جمهوری عزل نمود. متن حکم معظم له چنین است: «بسمالله الرحمن الرحیم. پس از رأی اکثریت نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی مبنی بر این که آقای ابوالحسن بنیصدر برای ریاست جمهوری اسلامی ایران کفایت سیاسی ندارد، ایشان را از ریاست جمهوری اسلامی ایران عزل نمودم. اول تیر ماه 60 روحالله الموسوی الخمینی»(10) حضرت امام خمینی(ره) در انتخابات پنج بهمن 1358 به بنیصدر رأی نداد، ولی به احترام رأی مردم، حکم ریاست جمهوری او را ده روز بعد 15/11/1358 قانوناً تنفیذ فرمودند و در آن مراسم به بنیصدر تذکر داده و نصیحتشان کردند که قبل از ریاست جمهوری و بعد از ریاست جمهوری در اخلاق روحیشان تفاوتی نباشد. فرزند حضرت امام خمینی(ره) مرحوم حجتالاسلام و المسلمین حاج سید احمد خمینی(ره) هم این موضوع را تأیید کردند. قسمتی از نامة حضرت امام خمینی(ره) که به موضوع این نوشتار برمیگردد، چنین است: «... والله قسم، من رأی به ریاست جمهوری بنیصدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.»(11) فرزند حضرت امام خمینی(ره) در خصوص سرعت بخشی به اعلام عزل بنیصدر میگوید: «دربارة عزل بنیصدر از فرماندهی کل قوا که متن را امام قبول کرد و امضا نمود، یکی دو ساعتی طول کشید. امام فرمودند: چرا معطل کردید؟ فوراً بدهید رادیو و نگذارید برای صبح. امام فرمودند: فرماندهان ارتش را بخواهید. شبانه تلفن کردم و همه را پیدا کردم. آنها صبح زود آمدند و امام برای آنها صحبت کردند و گفتند: بروید سراغ کارهایتان و بدانید که هیچ قضیهای اتفاق نیفتاده است. بعد بنیصدر خواست خدمت امام برسد، امام راهش ندادند... این را باید بدانیم که اگر بنیصدر روزی زورش میرسید، جلو امام میایستاد و از این هم بدتر میکرد... حرکاتی که او میکرد، حرکاتی بود صد در صد به نفع آمریکا و استعمار جهانى... من بارها خدمت امام عرض میکردم که او میخواهد بین سپاه و ارتش را به هم بزند. او تمام بچههای خوب مذهبی را میکوبد.»(12) بعد از عزل بنیصدر توسط حضرت امام خمینی(ره) از فرماندهی کل نیروهای مسلح، حضرت آیتالله خامنهای (رهبر معظم انقلاب اسلامی) که در آن موقع نماینده حضرت امام(ره) در شورای عالی دفاع بودند در خطبههای نماز جمعه 29 خرداد 1360 که تظاهرات مردم نمازگزار علیه بنیصدر به اوج و شدت رسیده بود، درباره خیانتها و بحرانهای ایجاد شده توسط بنیصدر و هوادارانش، مطالبی بیان فرمودند که قسمتی از آن میآید: «نزدیک به هفت ماه قبل از جنگ، شما فرماندة کل قوا بودید. چرا نیروهای نظامی ما هنگام شروع جنگ نتوانست مقاومت کند؟ حضرت امام شما را در اول اسفند 58 به فرماندهی کل قوا برگزیدند. در اول مهرماه 59، یعنی هفت ماه تمام بعد از فرماندهی کل قوای شما، جنگ شروع شد. در این هفت ماه شما چه کردید؟ چرا ارتش را مرمت نکردید؟ چرا نظامیها را آموزش ندادید؟ آیا اینها را چه کسی میبایست انجام میداد؟ چرا شما وقتی جنگ شروع شد و خرابی کار شما در هفت ماه گذشته آشکار میشود، تقصیرها را به گردن این و آن میاندازید؟ وقتی از ایشان میپرسند چرا ارتش را سر و سامان ندادهاید، میگوید چون کسانی دیگر در ارتش دخالت کردهاند. منظور ایشان دادگاههای انقلاب در ارتش است. چون افراد متهم به کودتا را دستگیر کرده بودند. آقای بنیصدر توقع داشتند در ارتش، علیه جمهوری اسلامی کودتا بشود و کودتاچیان آزاد گردند و دستگیر نشوند.(13) فرماندهان نظامی هم از ضعف و خیانت بنیصدر سخنها و درد دلها دارند که با حذف بنیصدر از فرماندهى، اینچنین بیان میکنند: سرلشگر محسن رضائی که در آن دوران مسئول اطلاعات سپاه و سپس از طرف حضرت امام خمینی(ره) فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شدند، بیان داشتند: «تلاش برای آزادسازی مناطق اشغالی در دو مقطع انجام گرفت: در مقطع اول، عملیاتهایی به فرماندهی بنیصدر و با اتکا به نیروهای کلاسیک انجام گرفت که ناموفق بود و نتایج نامطلوبی در پی داشت. در مقطع دوم و پس از حذف بنیصدر، با هماهنگی ارتش، سپاه و حضور نیروهای انقلابی و مردمى، تحول در صحنه جنگ به وقوع پیوست که موجب شکست نیروهای دشمن شد.»(14) اسناد همکاری گروهک منافقین و بنیصدر با رژیم بعث عراق منتشر شد که در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اتفاق افتاد. خبرگزاری فارس در یک گزارش خبری در هشت اوت 2004 میلادی چنین اسنادی را منتشر کرد: «... اسناد کشف شده از مرکز آندلس که مربوط به ابوالحسن بنیصدر است، به ارتباط و تماسهای وی با رژیم صدام در هنگام تصدی سمت ریاست جمهوری ایران شده است. این تماسها طی دو نوبت در اردیبهشت و خرداد سال 1360 با واسطهگری برخی سرکردگان گروهک منافقین، بین بنیصدر و رژیم بعث برقرار شدهاند. بخش دیگری از این اسناد، مربوط به اطلاعات نظامی و وضعیت نیروهای ایرانی در جبهههای غرب و جنوب است که پس از فرار رئیس جمهور مخلوع ایران، مسعود رجوى، سرکرده گروهک منافقین و سرهنگ بهزاد معزى، خلبان اختصاصی شاه ملعون در 29 جولای 1981 نهم مرداد 1360 به فرانسه، به وسیلة بنیصدر و توسط منافقین به مأمورین سفارت عراق در پاریس تحویل داده شدهاند. آخرین بخش از اطلاعات نظامی مهم ایران، پیش از آغاز عملیات بزرگ نیروهای ایرانی در منطقه مرزی فکّه العماره ]نبرد والفجر مقدماتى[ در زمستان 1361 توسط بنیصدر با واسطهگری اعضای گروهک منافقین به منابع اطلاعاتی سفارت رژیم عراق در کشور بلغارستان تحویل داده شد. اسناد مالی و رسیدهای بانکی موجود در مرکز آندلس استخبارات بغداد نشان میدهد رئیس جمهور مخلوع ایران، در قبال ارائه این اطلاعات، طی شش نوبت و از طریق بانکهای شهر موناکوی فرانسه، از رژیم بعث عراق پول دریافت کرده است.»(15) اوضاع جبهه و عملکرد خیانتآمیز بنیصدر ضربة بزرگ و غمانگیزی برای رزمندگان اسلام بود، اما بعد از برکناری بنیصدر وضعیت جبههها خوب پیش رفت. شهید باهنر، نخستوزیر دولت مکتبی شهید رجائى، وضعیت جبههها را بعد از فرار بنیصدر اینگونه شرح میدهد: «ما از همان آغاز برکناری بنیصدر آثار مثبتاش را دیدیم و احساس کردیم که جبههها فعالتر شده، آن روحیة سلحشوری اسلامی که همراه با نوعی صداقت و خلوص و شهادتطلبی و ایثار است، سایه افکنده. چون جو سیاست کاری و فرصت طلبی و سوء بهرهبرداری از فداکاری برادران ایثارگرمان که توسط بنیصدر انجام میشد از بین رفت.»(16) بنیصدر به حضرت امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامى، به شهدای والامقام، به مردم، کشور ایران، سپاه، ارتش، حزب جمهوری اسلامی که در رأس آن حضرت آیتالله خامنهای و شهید مظلوم بهشتی عزیز، بسیج و نیروهای مردمی و دفاع مقدس خیانت کرد و به دامان استعمار از خدا بیخبران رفت. ائتلاف بنیصدر و منافقین به دستور آمریکا، خیانت بنیصدر، دادن اطلاعات سری و مهم به رژیم بعث عراق، حمایت نهضت آزادی و ملیگراها و منافقین و آمریکا و ضد انقلاب تا آخرین لحظات عمر سیاسی و حضور وی در ایران از بنیصدر، عامل سقوط بخش اعظم خاک ایران توسط عراق، عامل سازمان جاسوسی سیا (آمریکا) ترور مسئولین رده بالای خط امام، عامل به شهادت رساندن شهید علمالهدی و همرزمان عزیزش و دیگر رزمندگان اسلام و... سرانجام ابوالحسن بنیصدر که در ظاهر و باطن متفاوت بود و پس از عزل از همة ریاستها و فرماندهى، در کشور مخفی شد و در تاریخ 6/5/1360 به همراه مسعود رجوى، سرکرده منافقین و به کمک منافقین و به وسیله یک وانتبار و با آرایش و لباس (چادر) زنانه به فرودگاه بینالمللی مهرآباد رفته بودند، شبانه با هواپیمای بوئینگ 707 نظامی و به کمک سرهنگ بهزاد معزى، خلبان مخصوص شاه که حکم هواپیمای ربوده شده و غیرمجاز داشت و در حالی که هواپیماهای شکاری نیروی هوائی ایران در تعقیبشان بودند از مرز ایران خارج شده و در فرودگاه نظامی ارو (در حومه پاریس فرانسه) به زمین نشست و در آنجا تقاضای پناهندگی از دولت فرانسه را نمود. ضمن اینکه صدام هم به بنیصدر پیشنهاد پناهندگی سیاسی داد و بر پذیرش وی توسط دولت بعث عراق تأکید و اعلام آمادگی کرد. بنیصدر با ذلت و ترس از ایران فرار کرد و پستی و دشمنی خود را با عملکردهای توطئهآمیز، اینچنین به اثبات رساند؛ ایران نیوز یکشنبه 18 مرداد 1360 بنیصدر: «ساقط کردن خمینی تنها از من برمیآید.» پینوشتها1. چگونگی انتخاب اولین نخستوزیر جمهوری اسلامی ایران و مکاتبات رجائی با بنیصدر (چاپ دوم دی ماه 1360 روابط عمومی نخستوزیری). 2. شنود اشباح: نویسنده رضا گلپور، به نقل از هفتهنامة فرانسوی (لوپوئن، 15/2/1982)، چاپ پاییز 1381. 3. بنبست غرور: تألیف فاطمه حیدریان، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامى، تابستان 1382. 4. حضرت امام جعفر صادق علیهالسلام (اصول کافی)، حدیث بیدارى، نویسنده حمید انصارى، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، سال 1375. 5. نیمه پنهان، ج 10، ناگفتههایی مستند از عملکرد بیست ساله روشنفکران (انقلاب و روشنفکران) دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان، بهمن 1381، دهم. 6. مجله پاسدار انقلاب، شهریور ماه 1360، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، ش 16. 7. پیام انقلاب، شماره 38 17 مرداد 1360، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى. 8. پرواز به عرش اعلى، شرح مستند زندگی پرثمر و سراسر حماسه و مبارزه سروان خلبان هوانیروز شهید علی اکبر شیرودی (جهاد دانشگاهی دانشگاه مازندران، 1361). 9 و 10. کتاب خاطرهها، ج اول، تألیف محمد محمدی ریشهرى، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامى، چاپ دوم، زمستان 1383. 11. صحیفه امام، ج 21، چاپ اول پاییز، 1378، مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(ره). 12. مجموعه آثار یادگار امام حجتالاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی (ج 1، تابستان 1375) موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(ره)، مصاحبه اختصاصی با روزنامه اطلاعات، 9/2/1361. 13. حماسه مقاومت، ج 3 و حماسه حضور، علی شیخیان، سال 1379 نقش رهبری در دفاع مقدس. 14. محسن رضائى، درسهای تجزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق، دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه، دوره عالی جنگ، 19/5/1374، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه کتاب جنگ؛ بازیابی ثبات، ج دوم، چاپ دوم زمستان 1380. 15. مجله پاسدار اسلام، شهریور ماه 1360 سپاه پاسداران انقلاب اسلامى قم، ش 16. 16. ضمناً سند افشای همکاری گسترده منافقین و بنیصدر با رژیم جنایتکار صدام که از استخبارات عراق کشف شده در روزنامه جمهوری اسلامی 28 تیر 1383 موجود بوده و به چاپ رسیده است. دو مورد مهم تضاد و اختلاف وی با روحانیون در جلسه مجلس خبرگان قانون اساسى، چشمگیر و قابل توجه بود: اولین اختلاف دربارة اصل پنجم قانون اساسی بود که مربوط به اصل ولایت فقیه میشد و رهبر را در رأس هرم قدرت حکومت قرار میداد و اختیارات گستردهای را به او محول میکرد. مورد دیگر اصل 115 قانون اساسی بود که به شرایط عمومی و اختصاصی رئیس جمهور مربوط میشد و... بنیصدر خواستار تصویب قوانینی بود که اختیارات گستردهای برای رئیسجمهوری قایل باشد. شعارهای او قبل و بعد از انتخاب شدن تفاوت پیدا کرد. چرا که در جلب آرای مردم و فریب آنها و حتی عدهای از شخصیتها و بعضی از گروهها تمام توان خود را بهکار برد. بنیصدر کمک به آمریکا را هم فراموش نکرد، بلکه خدمت بزرگی به آمریکای انجام داد؛ او دستور بمباران هلیکوپترهای سالم بهجا مانده در طبس که با اقرار رادیو آمریکا، حاوی اسناد با ارزش بود را صادر کرد. شهید کاظمی که زمانی فرمانده سپاه و فرماندار پاوه بود، میگوید: «از لحاظ مهمات جنگى، در زمانی که بنیصدر فرماندهی کل قوا را بر عهده داشت، مشکلات ما بسیار زیاد بود. من خودم نامة آقای بنیصدر را دیدم که نوشته بود به سپاه مهمات ندهید. حتی یک روز که آقای ظهیرنژاد آمد و نوشت که به سپاه مهمات بدهید، فردای همان روز یک نامه به آن ضمیمه شد که به سپاه مهمات ندهید.» آخرین بخش از اطلاعات نظامی مهم ایران، پیش از آغاز عملیات بزرگ نیروهای ایرانی در منطقه مرزی فکّه العماره ]نبرد والفجر مقدماتى[ در زمستان 1361 توسط بنیصدر با واسطهگری اعضای گروهک منافقین به منابع اطلاعاتی سفارت رژیم عراق در کشور بلغارستان تحویل داده شد. اسناد مالی و رسیدهای بانکی موجود در مرکز آندلس استخبارات بغداد نشان میدهد رئیس جمهور مخلوع ایران، در قبال ارائه این اطلاعات، طی شش نوبت و از طریق بانکهای شهر موناکوی فرانسه، از رژیم بعث عراق پول دریافت کرده است.» |
به نام خداوند جان وخرد