علی مطهری طی یادداشتی نگاه فرهنگی دولت را به نقد کشیده است.
به گزارش تابناک متن کامل یادداشت مطهری به شرح زیر است: سخنان رئیس جمهور محترم در مصاحبه تلویزیونی اخیر درباره مسأله حجاب، از نظر آشکارتر شدن بینش فرهنگی ایشان برای قشر متدین یک پدیده مبارک بود.
آنچه که اینجانب از سال دوم دوره اول ریاست جمهوری ایشان فریاد زدم که نگاه وی به امور فرهنگی مطابق اسلام نیست و در نطقی در مجلس گفتم «رئیس جمهور در مسائل فرهنگی لیبرال است» که موجب ناراحتی و پاسخگویی طرفداران متعصب دولت شد، اکنون نشانه های آن هویدا گردیده و مردم متدین و حزب الهی که با تصور دیگری به ایشان رأی دادند کم کم با چهره واقعی فرهنگی وی آشنا می شوند.
نکته مهم این است که رئیس جمهور با علم به حمایت رهبری، مراجع تقلید، ائمه جمعه، علما، نمایندگان مجلس و توده متدین مردم از نظارت بر امور فرهنگی، این گونه سخن می گوید. این یک هشدار و علامت خطر است که گروهی که اکنون قدرت را به دست گرفته یک طرز تفکر مخصوص به خود دارد. به عنوان نمونه اخیراً در سخنان رئیس جمهور توجه ویژه ای به ایران باستان مشاهده می شود و ستایش از کوروش و اینکه ما فرزندان رستم و اسفندیار و آرشیم.
بدیهی است که نفس سخن گفتن از ایران باستان و شخصیت های آن دوره اشکالی ندارد اما زمان و مکان آن و جایگاه گوینده آن و در جایی که باید از اسلام سخن گفت از این امور سخن گفتن و نیز تکرار آن در مواقف مختلف، گمان انسان را تقویت می کند که اینها برنامه ریزی شده و هدفدار است.
یا در سخنان ایشان به ندرت سخن از اسلام به میان می آید بلکه از یکتاپرستی، مهرورزی و عدالت ورزی سخن رانده می شود که پلورالیزم دینی و اندیشه صلح کل را تداعی می کند. البته همه اینها از تفکرات مشائی نشأت می گیرد و اندیشه های اوست که بر زبان احمدی نژاد جاری می شود.
بدون شک وضعیت عفاف و حجاب جامعه ما در دوره پنج ساله صدارت آقای احمدی نژاد انحطاط یافته و علت آن همین بینش فرهنگی ایشان است اگرچه اکثر قریب به اتفاق وزرا چنین بینشی ندارند. نکته مهم این است که رئیس جمهور یک مجری است نه یک ایدئولوگ. اینکه ایشان با بیان های مختلف وظیفه دولت در اجرای آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر را که نیازمند اعمال قدرت است انکار می کند، انکار یک حکم مسلم اسلامی مورد اتفاق همه فقهاست.
این وضعیت، در ابلاغ برخی قوانین مصوب مجلس و مورد تأیید شورای نگهبان مانند قانون تسهیلات ارزی برای متروی تهران و شهرستان ها نیز مشاهده می شود که رئیس جمهور می گوید من اجرای این قوانین را صلاح نمی دانم.
عجیب است که استاندار تهران در خصوص اجرای قانون عفاف و حجاب، به جای آنکه بگوید ملاک قانون و حکم اسلام است، می گوید ملاک نظر رئیس جمهور است. این سخنان راه استبداد و زیر پا گذاشتن قانون را هموار می کند.
با این بینش فرهنگی دولت، باید بگوییم اینکه دولت امسال را سال فرهنگ نامیده، در واقع سال ضدفرهنگ و سال انحطاط فرهنگی است و معلوم نیست بودجه مخصوصی که برای فرهنگ منظور شده در چه راهی بناست هزینه شود.
به ظن قوی بیشتر آن مطابق تمایلات آقای مشائی در کنسرت ها و تئاترها و فیلم های سینمایی کذایی و فیلم سینمایی کوروش کبیر صرف خواهد شد و بخش ناچیزی از آن در راه ترویج فرهنگ و زندگی اسلامی هزینه خواهد شد.
مسئله مهم در باب عفاف و حجاب این است که باید به قول طلاب محل نزاع روشن شود. محل نزاع این نیست که از کار فرهنگی و نظارت عملی کدام یک را باید برگزید یا کدام یک اولی است.
محل نزاع و بحث این است که با قبول اولویت کار فرهنگی و اینکه تاکنون کار فرهنگی زیادی انجام شده و مسئله برای همه روشن است و با قبول اینکه هر مقدار هم که کار فرهنگی انجام شود باز هم عده ای تحت تأثیر شبکه های ماهواره ای و گرایش به زندگی غربی و یا از روی هوا و هوس حاضر به رعایت عفاف و حجاب نیستند، چرا دولت وظیفه نظارت بر پوشش اسلامی را در اماکن دولتی و عمومی و به طور کلی در جامعه در پنج سال گذشته انجام نداده و هر بار که عده ای عزم خود را برای اجرای این حکم اسلام جزم کرده اند رئیس جمهور محترم به معارضه برخاسته و هیچ طرح جدیدی نیز ارائه نکرده است؟
بحث در این است که گذشته از لزوم کار فرهنگی که انجام شده و می شود، دولت نهم و دهم چه اقداماتی در وزارتخانه ها، فرودگاه ها، بیمارستان ها، مطب های پزشکان، مترو، سواحل دریا، دانشگاه ها، تولیدی های مانتو و غیره در جهت نظارت بر مسأله عفاف و حجاب انجام داده است؟
سخن ما این است که چرا رئیس جمهور محترم به جای عذرخواهی از غفلت در این موضوع، مردم متدین و علمایی را که بر این نظارت اصرار می ورزند زیر سئوال می برد، مغالطه نموده و مسئله را تا حد بیرون بودن چند تار موی برخی خانم ها تنزل می دهد؟
نکته مهم این است که نظر آقای رئیس جمهور این نیست که این روش غلط است و روش دیگری درست است، بلکه اساساً ایشان با نظارت در امور فرهنگی مخالف است و این که می گوید با جرایم سازمان یافته مقابله می کنیم تنها یک راه فرار برای عدم اجرای قانون عفاف و حجاب است، زیرا اولاً این قانون و اساساً اسلام در امر به معروف و نهی از منکر تفکیکی میان جرایم سازمان یافته و سازمان نیافته قائل نشده و ثانیاً تشخیص جرم سازمان یافته از سازمان نیافته کار مشکلی است و منجر به عدم نظارت می شود.
مسئله این است که اگر خانم یا آقایی با وضع ناهنجاری از نظر تحریک جنسی در خیابان ظاهر شد ضابطان دولت که فعلاً کادر نیروی انتظامی هستند چه باید بکنند؟ آیا او را رها کنند و فقط کار اطلاعاتی کنند و چند روز بعد اگر معلوم شد کار او سازمان یافته بوده بروند او را پیدا و برخورد کنند و اگر نه کاری به کار او نداشته باشند؟ یا به هر حال باید به او تذکر بدهند و اقدام قانونی انجام دهند؟ نتیجه سخن رئیس جمهور رهاسازی فرهنگی است. به ایشان می گوییم رهاسازی را در پنج سال صدارت جناب عالی تجربه کردیم، اگر مفید بود کار به اینجا نمی کشید، پس یک نظارت مستمر ضروری است.
به علاوه، رهاسازی عفاف و حجاب لوازمی دارد. اگر بناست تحریک جنسی در سطح جامعه آزاد باشد آقای رئیس جمهور لازم است زحمت تأسیس کلوپ های شبانه را هم بکشند تا جوانان دچار عقده های روانی نشوند، یعنی همان راه غربی ها را برویم که البته اسلام اجازه نمی دهد زیرا ده ها مفسده دارد از جمله اینکه بنیان خانواده ها متزلزل می شود.
راه پیشنهادی رئیس جمهور چیزی بین اسلام و غرب است که طبعاً محاسن روش اسلامی را نخواهد داشت زیرا اسلام یک کل تجزیه ناپذیر است و به طور کامل باید عمل شود و از طرف دیگر معایب روش غربی را خواهد داشت، زیرا با این تز ما به پیروی از غرب قائل به آزادی تحریک جنسی در سطح جامعه شده ایم و به پیروی از اسلام قائل به ممنوعیت روابط آزاد و ارضاء آزاد غریزه گردیده ایم و در مجموع مصداق این شعر حافظ شده ایم که:
یک دست به مصحفیم و یک دست به جام گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام
سخن آخر اینکه رئیس جمهور محترم در نطق تلویزیونی خود فرمودند باید مانند شهید مطهری کتاب مسأله حجاب بنویسیم و استدلال کنیم، کنایه از این که نیازی به اقدام عملی نیست. این هم یک مغالطه دیگر است.
در آن زمان حکومت در دست ما نبود و جز کار فرهنگی و استدلال و اقناع عقلی کاری از دستمان بر نمی آمد، اما امروز حکومت در دست ماست و علاوه بر کار فرهنگی نیاز به نظارت مستمر حکومت بر مسأله عفاف و حجاب است. زبان حال مردم این است که اگر کسانی بخواهند در مقابل دین ما بایستند ما در مقابل دنیای آنها خواهیم ایستاد.
+ نوشته شده در یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۹ ساعت 0:30 توسط غفور قلیزاده نیارق
|
به نام خداوند جان وخرد بیش از 30 ماه از فعالیت این وبلاگ میگذرد ولی مشغله کاری وشاید سهل انگاری باعث شده کمی به وبلاگ بی توجه باشم و تذکرات فراوانی از دوستان دراین خصوص دریافت کرده ام ولی 15 اردیبهشت90 در بخش نظرات یکی از دوستان پیامی گذاشته بود که امروز ملاحظه کرده (17تیرماه)و تحت تاثیرقرار گرفتم وتصمیم گرفتم تغییراتی در وبلاگ داده و وقت بیشتری به این امر اختصاص دهم. واما در مورد خودم،درسال1351 در نیارق متولدشدم. تاسوم راهنمایی درمدرسه راهنمایی شهید غفور جدی نیارق تحصیل کردم چون آن موقع درنیارق دبیرستان وجود نداشت دردبیرستان امام خمینی(ره) آستارا دررشته اقتصاد ادامه تحصیل داده و درسال71 از دبیرستان دکتر شریعتی اردبیل دیپلم اقتصادگرفتم،درسال 73 از دانشگاه تربیت معلم تبریز دررشته اموررتربیتی فوق دیپلم گرفتم، درسال 79 دررشته معارف اسلامی از دانشگاه آزاد اسلامی اردبیل لیسانس دریافت کردم واخیرا نیز با توجه به علاقه ای که به رشته علوم سیاسی داشتم از دانشگاه آزاد اسلامی تبریز فوق لیسانس علوم سیاسی گرفتم.ازدوران دبیرستان یه فعالیتهای سیاسی علاقه داشتم وآن موقع درانجمن اسلامی دبیرستان دکتر شریعتی فعال بودم ودر اتحادیه انجمنهای اسلامی اردبیل با آقای اتابک نادری هنرمند تئاتر وسینمای کشور و آقای کاظم دبیر فرماندار فعلی سرعین فعالیت میکردیم. مدتی در وزارت آموزش وپرورش فعالیت داشتم و فعلا در دبیرستان وهنرستانهای منطقه11 تهران مشغول خدمت می باشم. در حال حاضرعضو جامعه اسلامی فرهنگیان، مسئول جمیعت رهپویان منطقه16تهران، عضوشورای فرهنگ عمومی منطقه16تهران و عضوانجمن علوم سیاسی ایران میباشم. ازسال 83 در بعضی مطبوعات از جمله همشهری، سیاست روز(سالهای 84و85)راه مردم وتهران امروز و اخیرا در بعضی از نشریات محلی اردبیل مطلب می نویسم.عضو شورای خزانه بخارایی وعضوهیات رئیسه شورای منطقه16تهران ویک سال دبیر شورای خزانه بخارایی تهران بودم که امسال بخاطر مشغله زیاد کاندیدای دبیری شورا نشدم. ازسال 63به نقاشی وطراحی علاقه پیدا کردم وآقای استادشمس دبیر ریاضی وهنر در علاقه مندی اینجانب به هنر نقاشی تاثیر بسیاری داشت.تا به حال در مسابقات نقاشی در سطح استان وکشوری رتبه هایی کسب کرده ام ودر نمایشگاههای مختلف نقاشی نیز شرکت داشته ام که آخرین بار درنمایشگاه نقاشی (بهمن89) در شهرستان نمین با استاد موسی زاده وجمعی از هنرمندان نمین شرکت کردم اخیرا (شرکت زیباسازان پایتخت ماهان)را در تهران به ثبت رساندم که با تعدادی از دوستان به فعالیت فرهنگی،هنری مشغول هستیم. واما در خصوص وبلاگ، از عنوان وبلاگ چنین پیداست که باید بیانگر دیدگاه هایم در خصوص مسایل مختلف فرهنگی،اجتماعی وسیاسی باشد که شاید تا بحال آنگونه که باید انعکاسی از دیدگاه کامل من بوده باشد،نبوده ولی امید وارم این رویه اصلاح گردد. معتقدم مسایل واتفاقات پیرامون را نباید سیاه وسفید دید، روی این اصل،به میانه روی در مسایل ومخصوصا موضوعات سیاسی معتقد هستم وعلل عقب ماندگی کشور در خیلی از مسایل را تند روی برخی اشخاص از جناحهای مختلف میدانم.از لحاظ تفکر به اصولگرایی اصلاح طلبانه معتقدم و در عین حالیکه به اصولی پایبند هستم اعتقاد قلبی دارم برای رسیدن به جامعه ای پویا ودر حال حرکت، هر از گاهی بایدبه اصلاح در امور پرداخت.تا جامعه تاوان بیشتری برای تغییرات وانتقال قدرت نپردازد. از لحاظ تفکر به شخصیتهایی چون آقایان قالیباف،محسن رضایی،احمد توکلی، علی مطهری، الیاس نادران، زاکانی وپرویز سروری نزدیک هستم ودر آن قالب در جمیعت رهپویان و اصولگرایان تحولخواه ویا منتقد دولت فعالیت دارم. احتمالا درانتخابات مجلس نهم از حوزه انتخابیه اردبیل،نمین ونیر شرکت بکنم وآماده استفاده از نظرات مشورتی دوستان هستم.و...