بنام خداوند جان وخرد                   غفور قلیزاده نیارق

خدمت خوانندگان عزیز ومردم شریف ایران سلام وعرض ارادت دارم.

همانگونه که استحضاردارید انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری

باشرکت ۴۰میلیونی  مردم آگاه وهمیشه درصحنه ایران اسلامی

درپای صندوقهای رای،روزجمعه۲۲خردادماه ۸۸برگزارگردید وجناب آقای

دکتراحمدی نژاد باکسب۵/۲۴میلیون رای حائز اکثریت شد.

   فارغ ازمسایل فراوان وصحنه های تلخ وشیرینی که دراین دوره از

انتخابات،چه درزمان تبلیغات انتخاباتی وچه پس ازانتخابات شاهد آنها

بودیم که درفرصتی دیگر به آنها خواهم پرداخت.ازویژگیهای مثبت این

دوره برگزاری مناظره های تلویزیونی بین کاندیداهای محترم بود که ازیک  

طرف موجب مشارکت۸۵درصدی مردم در پای صندوقهای رای شد و

ازطرف دیگر برگزاری مناظره ها موجب گردید تا مردم شناخت بیشتری

از کاندیداها داشته باشند. البته در اینکه مردم ایران درانتخابات،بالاخص

انتخابات ریاست جمهوری فریب شعارهای پوپولیستی وعوامفریبانه کاندیداها

را میخورندشکی نیست.چون در ایام تبلیغات اکثر دوستانی که طرفدار مهندس

موسوی یا دکتر احمدی نژاد بودندبه این نکته اذعان داشتند که آقای

رضایی برنامه هایش خوب بود،شخصیت خوبی دارد،خوب صحبت کرد

وازاین قبیل صحبتها یعنی دیدگاه مردم ایران به ایشان مثبت بود.ولی

چون استدلال میکردند که ایشان رای کمتری دارند علی رغم میل باطنی

به کاندیدای دیگری رای دادند ودوقطبی شدن انتخابات باعث سوختن رای

دکتررضایی شد.متاسفانه پس از گذشت ۳۰ سال از انقلاب اسلامی هنوز هم

رای مردم بیشتر سلبی است تا ایجابی.وما مثلا به رضا رای میدهیم تا

علی رای نیاوردوبالعکس.وتا زمانیکه ما به برنامه هاوبه مواضع کاندیداها

ودر یک کلام رای ایجابی ندهیم کشور را  آنگونه که برازنده ایرانی است

 اداره نخواهدشد.

لازم است یادآوری کنمبا توجه به اینکه آقای رضایی کاندیدای با برنامه ای بود

ودر تمامی مراحل انتخابات چه در تبلیغات وچه در مناظره ها اخلاق انتخاباتی

رارعایت کرداینجانب ضمن احترام به سایر کاندیداها بنا به این دلایل برخی از

اخبار مربوط به ایشان را در صفحه وبلاگم قرار میدهم.

واما انتظار ودرخواست منطقی که از دکتر احمدی نژاد هست این است که از

تمامی نیروها،ظرفیتهاو پتانسیلها در اداره بهتر ایران اسلامی استفاده کنند تا

شعار کابینه ۷۰ میلیونی جامه عمل بپوشد.چنانکه حافظ شیرازی میفرماید:

((حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت      آری به اتفاق میتوان جهان گرفت))

((بربرگ گل به خون شقایق نوشته اند      کانکس که پخته شدمی چون ارغوان گرفت))

          پایان.